فیک بازی در صدای آمریکا (ادامه)

Capture

دوستان،
نوش…

طبق قانون، (و در پرانتز بگویم که قدر این را که آمریکا دیار قانونمندی است و حکم قانون به استواری برقرار است، باتمام وجودم می‌دانم…) صدای آمریکا با پول مالیات من و فرزندان و فک و فامیل و بقیه همشهروندان ایالات متحده ام هزینه شده تا فعالیت هایش حقایق را به زبان فارسی به فارسی زبانان، مخصوصا درون مرزیان، رسانده و ارزش های دموکراسی و آزادی آمریکا را اشاعه و گسترش داده و بدان وسیله در خدمت منافع ایالات متحده آمریکا باشد. والسلام!

حالا، آیا صدای آمریکای فارسی دارد با حرف در دهان یک سناتورش گذاشتن به منافع آمریکا کمک می کند؟!

اضافه شده توسط صدای آمریکای فارسی به قول سناتور ایالات متحده تد کروز این دو گزاره ها هستند:

۱- قدردان دولت پرزیدنت ترامپ هستم که کمپین فشار حداکثری را بر رژیم مستبد و ظالم ایران اعمال می کند.

۲- من امیدوارم به زودی با پایان استبداد ملاها، همراه با مردم ایران، در جشن آزادی مذهب و حقوق بشر در ایران شرکت کنیم.

اگر حالا کسی بردارد و این را ترجمه کند برای سناتور کروز، اولین سؤالی که او حق قانونی دارد بپرسد، و خودش هم قانونگذار است!، این خواهد بود که کی به آنان اجازه داده از قول او حرف ناگفته‌ ای بزنند!

اینکه تد کروز بگوید قدر دان چیزی از ترامپ است…، نه که بعید باشد ها! در دنیای سیاست واشنگتن همه چیز ممکن است!، لاکن با سوابق مناسباتی که بین هردوشان موجود است، شنیدن «قدردان» بودن تد کروز نسبت به ترامپ بی‌اختیار جوری تابلو به ذهن می‌پرد و برچسب می‌گیرد که بعدا بررسی شود سر فرصت!!

بعد می‌شنوی که دارد صحبت شرکت در جشن و، چمدانم، پارتی و فاز ترکاندن در محوطه میدان شهیاد و اینها را القا می‌کند و!!!… و به یادت می‌آید که تد کروز اصلا اینجوری نشنیدی صحبت کند!…، آدمی است ملایم و مَشتی و اینها… پس دیگر تصمیم می‌گیری بروی پیگیری کنی ببینی چه خبر است، چون واضح است که خبری هست!…

لذا، لازم دیدم که در ادامه پست قبلی‌ام، بروم اصل صحبت ایشان را در ویدئو و نوشتار اصل و ترجمه برای ملاحظه محترمتان تهیه کنم چرا که پول هزینه ای که خرج تهیه آن مطلب به صدای آمریکای فارسی پرداخت شد، آنچه را که حق امریکا بود را به فارسی زبانان نداد و به حقیقت پایبند نشد.

شایان قلم چیست، جز پاس حقیقت؟…

نوش…

The people of Iran are persecuted by the Ayatollahs.

مردم ایران تحت ظلم و جور آیت الله ها هستند.

They are imprisoned. They are tortured. They are murdered.

زندانی می‌شوند. شکنجه می‌شوند. به قتل می‌رسند.

The people of Iran yearn to be free.

مردم ایران در حسرت آزادیند.

The Ayatollah is destroying the great nation of Iran.

آیت الله دارد ملت بزرگ ایران را نابود می‌کند.

Fueled by religious bigotry and hatred, he is squandering the human rights of Iranians.
He is squandering jobs and economic opportunity for the Iranian children.

متحرک با کوته فکری مذهبی و تنفر[ش]، او دارد حقوق بشری ایرانیان را ضایع می‌کند. او دارد فرصتهای (آینده‌ی) شغلی و مالی بچه های ایران را به هدر می‌دهد.

And the United States has made unequivocally clear that under no circumstances will the Ayatollah be allowed to acquire Nuclear weapons.

و ایالات متحده این را بسیارآشکار و واضح [بیان] کرده است که تحت هیچ شرایطی به آیت الله اجازه نخواهد داد به سلاح اتمی دست یابد.

That tyranny should fall.

این استبداد باید سرنگون شود.

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

فیک بازی در صدای آمریکا؟… چرا؟!

tedcruz0524

دوستان ، نمیخواهم به جان پیاله توی ذوق کسی بزنم ها و به قول آمریکایی ها «پارتی-پوپِر Party Pooper» باشم!!…

و نه هم هزار بار به همان قسم اگر بخواهم نان هیچ کسی را آجر کنم چون نیک می دانم نازنینان که چگونه هوا بس ناجوانمردانه سرد است بیرون…

فقط اگر چیزی را میبینم که با حقیقت همخوانی ندارد، آنوقت بعضی وقت ها، مثل حالا، صدایم در می آید و امیدوارم از من بقولی کژ و مژ گردن از موی نازکتر دلخوری نباشد!!

من انتظار داشتم که دیگر یک سال مانده به آخر دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، و با تغییراتی که پیش امد و کسانی که هم در رادیو فردا و هم در صدای آمریکا تیپا دریافت کردند و تحولات دیگر، دیگر بشود با اطمینان خاطر اخبار آنجا را خواند/دید و بهره برد…

لاکن راجع به خبر در صدای آمریکا که ویدئو و متن منتشر کرده که سناتور تد کروز گفته آزادی ایران را جشن میگیریم و اینها، متاسفانه یا خوشبختانه صدای تد کروز در پشت صدای فارسی مترجم به غایت کفایت وضوح شنیده میشود و حقا که سناتور محترم با بیانات بسیار شمرده ادا شده اش هرگز چنین حرفی را نمیزند.

آوا نویسی اش را بدهم خدمتتان؟!…

ترجمه و دوبله اول صحیح شروع شده و پیش میرود و میشود گفت تقریبا ۹۵ درصدی مطابق گفته های سناتور کروز است… ولی گوینده در آخرهایش به خاکی میزند و اول از خودش می گوید که » قدر دان دولت پرزیدنت ترامپ هستم که…» و بعد در آخر ویدئو آن » شرکت در جشن آزادی مذهب و حقوق بشر در ایران» را که از قول تد کروز مثلا دارد ترجمه میکند کاملا از خودش آکبند درمی آورد!!!

با دقت گوش بدهید به ویدئو میشنوید چه میگویم.

این کار بچه بازی، بسیار بد، و اعتبار کشنده ای است که صدای آمریکا دارد میکند.

اگر صدای آمریکا یک نهاد بخش خصوصی بود، آنوقت گور بابایشان میبود برایم اگر چِرت پراکنی میکردند، و بنده کاری نمی داشتم و میگذاشتم آنقدر چرت بپراکنند تا چرت دانشان از کار بیافتد بدون آنکه جیکی از من درآید!

ولی صدای آمریکا با پول مالیات دهندگان آمریکا منجمله مخلص ارادتمندتان هزینه و اداره می شود و حقوق پیمانکارهایی که مناقشه را برده و بعد این ایرانی تبار ها را استخدام میکنند که مردم را میگذارند سر کار هم از همان منبع پرداخت میشود…

فیک بازی، ولو یک ذره هم، در هر جهتی، چه خدای نکرده در جهت پوست موز اندازی زیر پای جمهوریخواهان حامی ترامپ باشد، چه گیرم با نیت ایجاد دلشادی کاذب ملتی مظلوم که چشمهایش را چسبانده به اینستا و توییتر و هر جا، کاری مذموم است و کار دست آدم دهنده!…

دوستان نکنند این کار ها را در آنجا…

نوش…

https://ir.voanews.com/a/us-human-rights-ted-cruz/4929996.html

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

بعضی وقت ها انگلیسی پدر آدم را در می‌آورد!…

البته معلوم نیست که فارسی پدر آدم را کمتر در می‌آورد ها!

و اصلا هم بحث این نیست که چرا زبان انگلیسی که فعلا آقای زبان های دنیاست انقدر پدر جد و آباد تازی پرست رهبر معظم مسلمین جهان و کائنات را درآورده که تلویزیون را می‌کند در آنجایش و «تلویزان» بیرون می‌کشد، و رادیو را «رادیان»، و سایر مهملات و خزعبلات!…

لاکن، لاجرم نوش…

الغرض می خواستم در باره ترجمه‌ای که در سایت وزین ایران اینترنشنال دیدم از حرف های وزیر خارجه نازنین آمریکا آقای مایک چون تانک پومپئو در مراسمی که به مناسبت هفتاد و یکمین سالگرد تاسیس کشور پر ایول اسرائیل در واشنگتن برگزار شد، دو سه کلمه‌ای به حضور منورتان توضیح بدهم که البته همراه آن مروری کوچک هم بر نقطه مشترکی در دستور زبان فارسی و انگلیسی در رابطه با بحث ‹صفت› خواهیم داشت.

هم در فارسی و هم در انگلیسی، دو جور صفت داریم که برای امر مقایسه در حالات زیر استفاده می‌شوند:

۱- اولی صفتی را در نظر دارد (تفضیلی) که یک چیز با چیز دیگری را در وجه مشترکی که دارند مقایسه می‌کند. مثلا درنظر بگیرید این جمله را:

«به عنوان یک ملا، کروبی از خاتمی مارمولک تر است»

این جمله با استفاده از «تر» به ظرفیت بالاتری از مارمولک بودن در آقای کروبی در مقایسه با خاتمی اشاره می‌کند.
و این چنین حالتی را (Comparative) در انگلیسی می‌توانیم با اضافه نمودن «er» به صفت ایجاد کنیم. مثلا:

«As a Mullah, Karoubi is a nastier Lizard than Khatami.»

۲- دومین حالت برای صفتی است که (عالی) یک چیز را با جمعی از چیز ها در وجهی مشترک مقایسه می‌کند. مثال:

«به عنوان یک ملا، خمینی مارمولک ترین بود»

که در اینجا می بینیم که «ترین» بهترین استفاده گرامری را برایمان فراهم می‌کند.
و این حالت را (Superlative) می‌توانیم منجمله با مددگیری از پسوند «est» به اضافه صفت اصلی در انگلیسی ایجاد کنیم:

«As a Mullah, Khomeini was the nastiest Lizard.»

حالا عرضی که به حضورتان دارم در واقع مربوط می‌شود به ماهیت صفت عالی و اینکه بعضی وقت ها در انگلیسی با آن چه کار میکنند:

همانطور که در بالا اشاره شد صفت عالی سر و کارش با یک یا تنها و تک نهادی است در مقایسه با جمعی دیگر از قماش خودش…

یعنی پیشاپیش می دانیم که بخاطر ماهیتش، به هنگام استفاده از آن نوع صفت داریم در باره یک چیز تک و تنها در موجودیتش صحبت میکنیم، و لازم به ذکر نیست که آن نهاد در آنچه که توصیفش شده تک و تنها است.

لاکن در انگلیسی به منظور تاکیدهای احساسی بعضی وقتها می آیند و کار شنیعی در حق صفت عالی می‌کنند و از کلمه‌ی ‹تک› یا ‹تنها› یا «سینگِل single» قبل از صفتی که خودش پسوند لازم برای صفت عالی بودن را دارد استفاده می‌کنند که واقعا لازم نیست حتما آنرا به فارسی ترجمه کرد و همان خطا را در فارسی مرتکب شد اگر داریم جمله‌ای انگلیسی را که صفت عالی با تاکید را بکار برده به فارسی ترجمه می‌کنیم… که شد کاری که مترجم سایت ایران اینترنشنال انجام داد و نتیجه اش بس کج وکوله و معیوب در مفهوم در آمد!

داستان این است که پومپئو بسکه دلش از ملاتاریا پر است و می‌خواست لذا جمله‌ای با تاکید جانانه در آن جهت ادا کند، برداشت گفت:

و ایران اینترنشنال برداشت آن را ترجمه کرد:

«رژیم ایران تنها‌ترین و بزرگ‌ترین تهدید خاورمیانه است»

آخر تنهاترین یعنی چه اینجا؟!… یعنی بدبخت از بالاترین سقوط کرده و شده تنهاترین و پس مظلوم است و اینها؟!… یعنی چه؟! شعر داریم میگیم؟!…

و الّا، «تنها» همیشه یعنی تک. مثلا ده تا! تنها که وجود نمیتواند داشته باشد یکیشان از میان آنها بشود تنهاترین آخر!!!

می‌بینید چه می‌گویم؟!

این «تنهاترین» در ترجمه سایت ایران اینترنشنال خیلی ضایع نشسته آنجا و اصلا لازم نبود استفاده شود به دو دلیل:

۱- ما چنین تاکید کاری را در فارسی با اضافه کردن کلمه «تنها» به صفت عالی انجام نمی‌دهیم. اگر تاکید لازم باشد، یا با لحن صدا در محاوره آن را ادا می‌کنیم، و یا فوقش در نوشتار از ساختار های حاشیه‌ای و دیگر استفاده میکنیم که چاشنی توصیف شوند برای تاکید آن. و حالا، احیانا، اگر خیلی دیگر احساس مسئولیت کردیم و نخواستیم چیزی را در ترجمه جا بگذاریم و مشغول الذمه صاحب کار و یا خدایان ترجمه شویم و لذا افکر کردیم که واجب است کلمه «سینگل» ترجمه شود، من آنرا اینگونه ترتیبش می‌دادم:

«رژیم ایران تنها‌ بزرگ‌ترین تهدید خاورمیانه است»، که هنوز معنی اش عجیب و ناهنجار می‌شود کمی ولی نه به آن شدت!!

گرچه بهتر است اصلا بی اعتنا به «سینگل» اینگونه ترجمه و قال قضیه کنده شود:

«رژیم ایران بزرگ‌ترین تهدید خاورمیانه است.» والسلام!…

۲- اکثر اوقات، بله می‌شود، لاکن غیر ممکن است که همیشه بتوان ترجمه انگلیسی را به فارسی، و یا بالعکس فارسی را به انگلیسی کلمه به کلمه ردیف کرده و انجام داد. چرا که آنجاست که پدر آدم به عنوان یک مترجم معتبر در می‌آید و پدر خواننده‌ی بیچاره نیز در سعی اینکه بفهمد چه گفته شده و چه خبر است!…

لابلای نون و حلوا!…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

جواب تیم ترامپ به کنگره آمریکا

Capture

همانطوری که در توییتی که عکسش را برایتان آورده‌ام می‌بینید، امروز قرار بود وزیر خارجه آمریکا، جانشین وزیر جنگ آن کشور (چون از زمانی که ژنرال بازنشسته تفنگدار دریایی ماتیس، سگ خشمگین بی دندان، با تیپا از کابینه بیرون انداخته شد ترامپ هنوز وزیر جنگ تعیین نکرده…)، و رئیس ستاد مشترک قوای نیروهای مسلح آمریکا، یعنی به ترتیب مایک پومپئو پاتریک شَنَهَن و سپهبد جوزف دانفورد به کنگره آمریکا بروند و به نمایندگان مردم آمریکا توضیح بدهند که دقیقا دلیل کشیدن بساط جنگ با گروه رزم ناوی لینکلن و مخلفات به طرف خلیج فارس و صحبت اعزام ۱۲۰۰۰۰ نیرو و شاید حتی بیشتر و اینها به آنجا چیست؟

یادتان هست اوقات تلخی های سناتور رند پال با پومپئو را که اخیرا برایتان آوردم؟
در جهت دنباله گیری همان بحث…

و آنها هم رفتند و توضیحی دادند که خلاصه‌اش را برایتان عرض می‌کنم.

ولی پیش از آن، این را باید بگویم که کاملا معلوم بود نه تنها آن سه شخص شریف، بلکه هم نمایندگان حزب جمهوریخواه طرفدار سیاست های ترامپ که جلوی دوربین و میکروفون خبرنگاران رفتند، همه، معلوم بود که مشاوره شان را از وکلای دولت ترامپ دریافت و جوابهایشان را تمرین کرده بودند، و لذا، یک کلمه بخصوص برایشان علم شده بود که بالاخص زیر آن واژه‌ی مهم بدون تخطی و محکم سینه زدند.

چون به نظر خودم هم، آن واژه محور دهنده‌ی تنها توجیه حقوقی بود که می‌توانستند امروز ارائه دهند اگر امیدی به قانع ساختن کنگره در جهت صحت تصمیمات راهبردی کنونی کابینه ترامپ داشتند.

و آن واژه چه بود؟

جواب: «دیتِرِ، با مشتق دیتِرِنس Deter, Deterrence» یعنی بازداری و منصرف کردن نهاد شرارتی که باید جلویش گرفته شود، با ایجاد ترس یا تردید و غیره در آن.

و بدان ترتیب استدلال تیم ترامپ به کنگره در توجیه کار استراتژیکش چنین القا شد که همانا نصف کنگره آنرا پسندید و قبول کرد و نصف دیگرش به آن شیشکی بست و گفت آره جان مادرتان!!:

(نقل به مضمون) » برجام دیل خیلی بدی بود و دیر یا زود داشت ولی سوخت و سوز نداشت و عاقبتا حتما ج.اس. را صاحب سلاح هسته‌ای می‌کرد. پس آن را مچاله کردیم و به زباله انداختیم و ازشان خواستیم بیایند تا برجام دیگری منعقد کنیم که آنها گفتند نع!… پس ما هم شروع کردیم با بازگرداندن تحریم ها و مستحکم کردن تدریجی و مضاف آنان تا وادارشان کنیم که به میز مذاکره بیایند. لاکن نه تنها آن بی‌شرفها نیامدند، بلکه بچه های اینتلیجنسمان دو سه روز پیش نزدیک ناهار ضایع و دستپاچه دویدند توی دفترمان و به ما خبر دادند که جماعت چه نشسته‌اید بوزینه پشموها دارند حالت تخاصمی اتخاذ می‌کنند و هرجا که دستشان می‌رسند در منطقه دارند موشک های هدف گیری شده بار و نصب و سوار می‌کنند تا به ما و منافع مان صدمه بزنند چرا که تحریم ها دارد فکشان را پیاده می‌کند و بدجوری دمغند و از زور پکری میخواهند حالمان را اساسی بگیرند. و ما وقتی که صدق و وثق استخبارات را توانستیم تایید کنیم، ازخدامون بود که دستور بدیم بر و بکس جع کنند با لینکلن و ب ۵۲ ها یک سر دست جمعی بروند به خلیج فارس تا رنود ان درب و داغانستان بدانند که بیگلر بیگی مویش نارنجی بلالی و مرغش داری فقط یک پا است و لذا بهتر است ماست ها را کیسه کنند، و گِس وات Guess what یعنی و حدس بزنید چه؟!
جل‌الخالق این تدبیر ما درست کار کرده و در نتیجه فتیله‌ی تشنجات منطقه بخاطر همین جابجایی دارایی هایمان و تغییر طرز و ظاهر مهره چینی نیروهایمان پایین رفته!…

همین.

و بعد هم رفتند ناهار به موبی دیک که در قلب واشنگتن دو بلاک پایینتر از ساختمان کنگره قرار داشته و محشرترین چلوکباب برگ و کوبیده فست فودی در آمریکا را به مشتریانش سرو می‌کند…

ولی دوستان، جالب این است که در حالیکه کابینه ترامپ دارد قسم حضرت عباس می‌خورد که خواهان جنگ نیست و به به و چه چه که سیاست تقلیل تهدیدشان دارد خوب اینجوری کار می کند، از طرف دیگر فرانسه همانطور که به اطلاعتان رساندم به حزب الله گفته کیش! قاطی جنگ احتمالی آمریکا و ملاها نشو،، در حالیکه در فاصله دو روز انگلستان اول به ملاها گفت آمریکا شوخی نداره ها! و بعد پس از یاد آوری میثاق هم رایی و همرزمی اش با آمریکا تاکید کرده که اگر آمریکا چماقش را بردارد تا بزندتان ما هم می‌آییم و، می‌بخشید ها طبق تعهدمان به ناتو معذوریم، تا بخورید انقدر می‌زنیمتان تا ریقتان از دماغتان بیاید بیرون!!!

و ژنرال دانفورد هم که الان قرار بود در اروپا با سران ناتو دیدار داشته باشد، گفت به دلیل کارهای پیش آمده مهم نمی‌تواند جایی برود و باید سرجایش در پنتاگون فعلا قرص بنشیند!!!

جالب است. نه؟!

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

گروگانگیران هسته‌ای

wsj-nuke-zarif052119

آقا، قربان هرکی روراسته، حتی اگر یک بوزینه گروگانگیر باشه! نوش…
چون اقلا آدم میدونه با چی و چه وضعی طرفه!

پس یعنی تکلیف آدم روشن می‌شه!!

این بوزینه های خطرناک نتوانستند به سنگ اندازی در تاریکی بسنده کنند، گرچه خیلی از آن حال بردند با دانش اینکه دنیای متمدن که آمریکا سالارش است قانونمند است و با حساب و کتاب، و نمیآیند صاف تقصیرات مادربخطابازی های اخیر در خلیج فارس را گردنشان انداخته و تنبیهشان کنند…

لاکن دوباره نتوانستند جلوی دهان اشمئاز آورشان را بگیرند و با بانگ چندش آورشان به دنیا اعلام داشتند که:

۱- همچنان به «مُودِس-اُوپِراندای Modus Operandi» یا راه و روش گروگانگیری پایبندند، آنهم پس از چهل سال و اکنون که تبدیل به بوزینه های مجهز به موشک بالستیک شده اند و دارند تمرین ساختن قاره پیماهایش را می‌کنند!!

۲- وای اگر اینها صاحب بمب بودند چه می‌گفتند و چه می‌کردند؟!؛ هنوز به تیغ هسته‌ای دست نیافته و صاحبش نشده، همینک با توسل به تهدید اینکه یا به خواسته ما تن می‌دهید یا برمی‌گردیم به هسته بازی، عملا اعلام گروگانگیری دنیا را می‌کنند!!!

آقا من وایستاده‌ام و دارم براوو براوو گویان برای آقایان کف جانانه می‌زنم که با آن دهان همیشه باز لامذهبشان بزرگترین کار را خودشان در جهت نابودیشان بالاخره در آخرین اشتباه مهلک حقوقی که در آچماز هسته‌ایشان می‌توانستند مرتکب بشوند، کردند!!!…

آقا وقتی ما گفتیم مواظب باشید این گودوخ هایی که میگذارید سر کار چه می‌کنند و می‌گویند، فقط درجهت اونه‌باما و کابینه‌اش نبود ها، کلی می‌گفتیم. لازم نبود بگوییم جوات را هم شامل می‌شود!!!

پس نتیجه اخلاقی اینجا این است که آنانی که ۴۰ سال پیش می‌خواستند سر به تن بوزینه ها و مرشدانشان نباشد، اکنون سرکارند و شما با ادله گروگانگیری هسته‌ای که به دستشان دادید مشروعیت فلان شدن بهمانتان را بدست ائتلاف نیروهای نظامی به رهبری آمریکا و همکاری، چرا نه، اسرائیل شاید احقاق نمودید آقایان… اکنون، اگر هنوز حساب بر ابقایتان در آینده نزدیک می‌کنید، در پیاله می‌بینم که سخت در اشتباهید.

عجب طعنه روزگاری (Poetic Justice)…دنیای متمدن نیز اکنون فتوای! خود را از دست گروگانگیران هسته‌ای دریافت کرده و آن فتوا جز نابودسازی ج.اس. محتوایی ندارد چون آینده و آسایشش رسما به گروگان گرفته شده…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

فرانسه به حزب‌ الله هشدار داد

Capture

طبق گزارش منبع چینی بالا و همچنین منابع خبری گوناگون اسراییلی، فرانسه به حزب‌ الله لبنان هشدار داد که خود را قاطی جنگ آمریکا با ج.اس. نکند.

نوشته‌شده در اوضاع و تحولات و حوادث و اینا... | دیدگاهی بنویسید

کلید خوردن پلان ب با کاتیوشا؟…

planb

حالا بیایید از زاویه دیگری هم به اوضاع نگاه کنیم، دوستان…

مگر تا همین دو هفته پیش دیگر به جوک کشیده نشده بود اینطوری که:

«آقا، اگر پیچیدن طومار این رژیم است که می‌خواهید، آمریکا همه جور تعهدات را برای حمایتتان داده و هر روز قول ایستادن در کنارتان را تکرار می‌کند. دیگر آخر برای چی معطلید؟…می‌خواهید ترامپ خودش هم بیاید توی خیابان برای شما؟!…»

دروغ می‌گویم؟!…

خوب. به هر دلیلی، موجه یا غیر، جماعت به خیابان نیامدند. نیامدند دیگر… کاریش نمی‌شود کرد…

قیام میلیونی اتفاق نیافتاد و فکر نکنم هم چنان بشود چون مردم از آنگونه که هستند عوض نخواهند شد،
که البته کور شوم اگر به قضاوت عُرضه و جربزه درون مرزیان محنت کشیده ‌ی از درون تهی شده (طلسم ‹هیچ› خمینی) بنشینم،
و از طرفی دیگر ائتلاف ضد ج.اس. هم شاید دیگر نمی خواهد بیشتر صبر کنند و پس لاجرم به گونه‌ای پلان ب شاید کلید خورده…

یعنی همزمان با زدن منطقه سبز بغداد، ای چه بسا که آن کاتیوشاها پلان ب را هم کلید زده باشند!

پلان ب یعنی دیگر در این مقطع زمانی و باهمه کارهای شده و حرف های زده شده، هر کی بیاید کرم بریزد و در تاریکی سنگی بیاندازد، به حساب مستقیم ملاتاریا و اوباش قدسش نوشته خواهد شد که چشمشان کور دندشان هم نرم مستحقش هستند، تا حسابشان را برسند…

بعد از این کاتیوشابازی دیگر خیلی سریع پس از دو سه حرکت متقابل تنبیهی و تلافی جویانه پینگ پونگی بین آمریکا و ج.اس. آتش جنگ تمام عیاری که پوتین گفته آتش نشانش نخواهد بود، می‌تواند گُر بگیرد…

خلاصه دل نگرانی دارم که پلان ب ای را شاید شاهدیم که در نتیجه انفعال درون و برون مرزکلید خورده، چون اعزام نیرو به این وسعت و هزینه در این سطح، و دنیا را به خط کشیدن و سوار قطار ترامپی کردن و در آن سوار نگه داشتن خیلی خرج دارد و تا ابد نمیشود منتظر تحولات بایدی بعدی از سوی مردم در میدان ماند تا تکلیف آرایش جنگی و سرنوشت منطقه معلوم شود…

پس شاید دیو جنگ می‌گوید این کاتیوشای نقد را بگیر و از کنار میز قرمز دیل نسیه بکش کنار، تا آواز دهل/ طبل جنگ که دارد از دور می‌آید را بشنوی… چطور است؟ خوش است؟!…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید