پیام ریاست جمهوری آمریکا به مناسبت نوروز ١٣٩٨

Capture

دوستان،
بهارین باشید.
نوش…

آقای ترامپ شیردل پیام نوروزی زیر را برای ایرانیان صادر نمودند:

I send my warmest wishes to those in the United States and around the world observing the ancient holiday of Nowruz.

گرمترین تبریکاتم تقدیم به همه آنانی که عید باستانی نوروز را در ایالات متحده و سراسر جهان جشن می گیرند.

Nowruz is a special time of thanksgiving and celebration for many across western and central Asia, and especially in Iran, to gather and reflect on the blessings of the previous year as they prepare with a renewed spirit of optimism for the coming of spring.

برای بسیاری در غرب آسیا، آسیای مرکزی و به ویژه در ایران، نوروز زمان ویژه ای است برای گرد همایی و سرور ، و شکرگزاری و تامل بر نعمت های سال گذشته، همراه امیدی جدید برای بهار بازآینده .

Sadly, the Iranian people are once again unable to share fully in the joy of this occasion. This year, as they have each year for the past four decades, they mark the arrival of spring under the heavy burden of the oppression of their country’s ruthless and corrupt regime.

شوربختانه، باز در این ایام نوروزی دیگر، ایرانیان نمیتوانند به طور کامل شریک شادی های هم باشند. همانند سالهای پیشین این چهار دهه، امسال نیز باز آمدن بهار را زیر یوغ سنگین اجحاف رژیم فاسد و بی رحم شان تجربه می کنند.

The Iranian people desire to reclaim their country’s proud history, expressive culture, and rightful place on the world stage. They deserve a government that is accountable to them and that treats them with dignity and respect. The Iranian regime, however, rejects these principles. As a result, everyday life for the people of Iran is tragically at odds with the true meaning of Nowruz, which is Farsi for “new day” and carries tremendous hope for a day when good triumphs over evil and sorrow gives way to joy.

مردم ایران به دنبال پس ستاندن تاریخ پرافتخار کشورشان، فرهنگ رسایشان، و جایگاه شایسته شان درصحنه دنیا هستند. آنان سزاوار حکومتی پاسخگو هستند که احترام و کرامتشان را پاس دارد. لاکن رژیم ایران این اصول را رد می کند. در نتیجه و شوربختانه، زندگی روزمره مردم ایران در تضاد با مفهموم نوروز است؛ نوروزی که به معنای «روز نو» حامل امید برای روزی است که نیکی بر بدی پیروز و غم جایش را به شادی دهد.

In solidarity with the people of Iran, who yearn for a future of liberty, opportunity, and prosperity, the United States of America continues to condemn the dictatorial Iranian regime. We pledge never to turn a deaf ear to the calls of the Iranian people for freedom, and we will never forget their ongoing struggle for human rights.

در همبستگی با مردم ایران که آرزوی آینده ای آزاد و توام با آبادانی و سعادت دارند، ایالات متحده کماکان رژیم دیکتاتوری ایران را محکوم می‌دارد. عهد ما این است که در قبال فریاد های آزادی خواهی ایرانیان، هرگز گوش ناشنوایی نداشته باشیم و هیچگاه پیکار پیوسته شان برای احقاق حقوق بشریشان را فراموش نخواهیم کرد.

I join people around the world in celebrating Nowruz and in praying for the rebirth of liberty in Iran. Freedom and justice will one day prevail over tyranny.

من هم برای شادمانی نوروز به مردم سراسر جهان می پیوندم و برای تولد دوباره آزادی در ایران دعا می کنم. آزادی و عدالت روزی بر استبداد فائق خواهد آمد.

Nowruz Pirouz – Happy Nowruz.

نوروز پیروز – نوروز خوش

نوشته‌شده در بازتاب ویژه | ۱ دیدگاه

اقلا کمی انگلیسی یاد بگیر، مسلمان!

Capture

دوستان،
نوش…

ضمن تقبیح و محکوم داشتن کشتار بایستی گفت داستان دقیقش را شاید هرگز کسی نداند.

ولی از قرار معلوم نیوزیلندی ها نمی‌خواهند که موطنشان از درون بگندد مثل آنچه که سرنوشت سرزمین پسر عموهایشان شده با پاکستانیها در انگلستان…

یا آن، یا هم اینکه سیستم تروریسم خمینیست، که طالبان و داعش مشق هایشان را در همان مکتب نوشته اند، با دلار های بادآورده‌ی نفتی مخصوصا در دوران اوباما، حالا که اوضاعشان در خیط ترین وضعیت است و دارد بدتر هم می‌شود، قدری از آن پول را خرج معاهده کاران سیاهکار بین‌المللی کرده و این حادثه را آفریدند تا برای اسلامشان به اعم و خودشان به اخص دلسوزی و آخی بمیرم الهی بخرند!…

لاکن این صحبتی است فرعی… اصل حرف این است:

ای بنی آدم، اگر عقلت را حبس اسلام کرده ای و کلید آن حبسگاه را هم دور انداخته ای، به خودت مربوط است… لاکن برای حفظ جان خودت اقلا یک کم انگلیسی یاد بگیر و اولا نرو زندگی و زاد و ولد مثل سوسک و موش در جایی بکن که اسمش هست «کلیسای مسیح»! بعد فردایش هم در خیابان هایش تظاهرات بکن و بگو شریعت میخواهی و قول آمدنش را هم بده!!

اگر هم خیلی خیلی زور بود و چاره نداشتی جز رفتن و زندگی در آنجا، آخرش بر ندار در آن شهر که جمعیتش زیر نیم میلیون ناقابل است دو تا مسجد بزن که همه هم می‌دانند چه تبلیغاتی در دروس آن علیه کفار می‌شود، حالا تقبیح اعمال شنیع مسلمانان علیه کفار در دنیای امروز و سربُریهایشان پیشکش!!…

نتیجه‌ی اخلاقی:

مسلمانان، دنیای نامسلمان شما را نمی‌خواهد. در همان ناکجاآباد های اسلامزده تان بمانید و از همانجا صاف برید توی بهشتتان!…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | 2 دیدگاه

رژیم های فاشیستی به مافیایی ختم می گردند!!!

در کشورهایی که یک سیستم فاشیستی سرکار می آید، چون بخش بزرگی از ایده های فاشیسم بر «تخیلاتی که قابل پیاده سازی نیست» استوار می گردد، یعنی همان آرمان گرایی بدون خردورزی!!!، بعد از مدتی که بی نتیجه بودن و یا غیر قابل پیاده کردن بسیاری از این روش ها در گذر زمان ثابت می شود در عمل، بسیاری از «عاملان» و «عمله های» این سیستم سر خورده می شوند و این مقامات میانی دچار افسردگی نظری می شوند و کم کم زمانه به آنها ثابت می کند که بازنده اند!!!، و از اینجا به بعد است که آنها در می یابند که اذهان آنها «پر از خالی» بوده است!!!، و برای جبران این کمبود، جیب ها را که قبلا خالی بوده است پر می کنند!!!
و این دگردیسی، یعنی با جیب های خالی ولی مغرهایی «پر از خالی»، تریبون ها را در دست می گیرند و از پله های ارتقای شغلی بالا می روند و کم کم جا می افتند ولی بزودی در می یابند که بازنده اند و بعد تغییر روش می دهند و جیب ها را پر می کنند چون مغرها در عمل ثابت شده که خالی بوده است!!!، و این چنین است که فاشیسم به مافیا تکامل می یابد!!!
و این تکامل برای این جا می افتد که با ایده های فاشیستی خود، قبلا، مطبوعات آزاد را سرکوب کرده و روشنفکران واقعی را به حاشیه رانده (البته حلقه جاندازان اولیه انقلابی، خودشان هم از طبقه روشنفکرانی بوده اند که جن زده شده بودند!!!)، و قوانین را در جهت کنترل زندگی اجتماعی مردم تغییر داده و «توتالیتاریسم» را قبلا در سیستم جااندازی کرده بودند، و وجدان عمومی هم در چنین وضعیتی به خوابی عمیق دچار می شود که وقتی بیدار شد دیگر دیر شده است!!!
و این چنین است که در رژیم هایی فاشیستی، مافیا ظهور می کند و بزودی کل آن سیستم فاشیستی به مافیایی تبدیل می شود و در چنین سیستمی، اختلاس و زد و بند و پارتی بازی و رشوه و پول شویی و …، به روش و عرف آن سیستم تبدیل می شود ولی برای انحراف افکار عمومی از کشف این حقیقت، نمادهای ایدئولوژی فاشیستی را سیستم حفظ می کند!!!، ولی در داخل اولیگارشی ای که ظهور یافته اند به روش پدرخوانده های مافیایی به درگیری و تقسیم سرمایه و ثروت عمومی ای که با کنترل و تصاحب دولت و شرکت های عمومی و خصوصی و دولتی ای که سودآور هستند، دست می زنند و شرکت های زیان ده را هم خصوصی سازی (رها سازی) می کنند!!!
و این انحطاط به آنومی ای سیستماتیک تبدیل می شود که در نهایت به فروپاشی سیستم و دولت و قانون می انجامد، البته «یواشکی» و «نامرئی» است این فروپاشی، و چون وجدان عمومی هم در این گونه سیستم ها و حکومت ها برای مدت زیادی در خوابی عمیق فرو رفته، وقتی بیدار می شود که دیگر دیر شده است!!!
و این خواب عمیق وجدان عمومی هم خودش آنومی ای اجتماعی است که در زمانی که دارد سیستم فرو می پاشد، نمی تواند چیز دیگری را جایگزین کند و در نهایت در چنین وضعیتی کار به آنها می انجامد که هرج و مرج قانونی می شود، البته نانوشته!!!، و نیروهای گریز از مرکز فعال و جرم های اجتماعی آمارشان بالا می رود و کم کم امنیت سرمایه چون از بین رفته است به فرار سرمایه تبدیل و فرار مغرها را هم از آن محیط در پی می آورد و روند «آنارشیسم» سیاسی – اجتماعی – فرهنگی – اقتصادی، تشدید می شود، و این چرخه تا نابودی کامل آن مرز و بوم، دانش و بینش و عرف و فرهنگ عمومی ای که در آن محیط جریان دارد و داشته است، ادامه می یابد، اگر جلوی آن را عاملی خارجی یا داخلی نگیرد!!!
و اینچنین است سرنوشت وطن ما ایران!!!
در روسیه بعد از سقوط شوروی و سرکار آمدن یالتسین، بالاخره جلوی این اولیگارشی را بنوعی ظهور پوتین گرفت، در غیر اینصورت از داغستان تا چچن تجزیه شده بود!!!
و اکنون در ایران ما هم ظهور «آقازاده ها» و مثلا فرهنگ «لاکچری» ای که پیروانش بیشتر از مدرنیسم، «بی شعوری» مدرن را درک کرده اند، و انحطاط قانونی قانون که بدست تئوریسین های سیستم، فاشیست هایی که از کاروان مافیا، جامانده و یا نمایش آن را می دهد، تدوین شده است و لومپن هایی که همه جا حضور دارند و آن دهان های گشادشان بسته شدنی، فعلا نیست!!!، و فسیل هایی که بر صندلی های قدرت تکیه زده اند و هنوز چگونگی رفتنشان به آن جهان معلوم نیست و موریانه های سرزمین ایران هم هنوز راه جویدن «عصاهای» این فسیل ها را فرا نگرفته اند، مثل «عصای سلیمان نبی!!!»، و ملتی هم که هنوز از خواب عمیق زمستانی بیدار نشده است، هر چند بهار دارد فرا می رسد!!!، عاقبت کار را خطرناک کرده است!!!
و اگر در لحظات حساس تاریخی ای که اکنون در آن قرار داریم، آن عامل داخلی و یا خارجی سر و کله اش پیدا نشود، سیستم که گریپاژ کرده است و ملت هم همچنین، در نهایت کلیت وجودی ایران ما هم دچار گریپاژ خواهد گشت!!!

نوشته‌شده در آزاد اندیشگی | ۱ دیدگاه

سیستانی به روحانی چه گفت؟

Capture

بله جز حقیقت نگفت کودک موی سپیدمان امروز، نوش…

شیخ کلید باز بدجوری در عراق سوخت!

در حالی که دم روباه بنفش با کبریتی که سیستانی زیرش روشن کرد و نگه داشته بود، داشت می‌سوخت و بوی رسوا کننده کِز به هوا ساطع می‌کرد (عکس جلسه را اگر ببینید درد سوزش را در چهره اش بخوبی میتوانید ببینید!)، انتقال نیروهایی که بهش در پست پیشین اشاره کردم همچنان به عراق ادامه داشت و طبق گزارشی هنوز هم در جریان است.

دوستان، آن نیرو ها جمع نکرده اند بروند عراق و آنجا لم بدهند دم دجله و صفا کنند و پیتزای فلافل بین‌النهرینی بخورند ها! برنامه هست…

لاکن آمدم اینجا بیشتر بخاطر اینکه همچنین تبریک گفته و به‌به و چه‌چه رگ حرفه‌ای صحبت سیاستمدارانه کردنی را که آقای سیستانی همیشه ساکت در این دیدار تاریخی نشان داد بکنم!… کی می‌دانست ایشان انقدر از این کارها بلدند؟!

می‌پرسید چگونه مگر؟… چرا؟!

چون ایشان در آن جلسه‌‌شان با جوات و حسن فری با حرف هایی که به سبک ‹به در بگو تا دیوار بشنود› ایراد کرد، پدر بیت را که بنیادش بر قدرت رعب معدود لات و لوت کریه‌المنظر و مسلحش استوار است از زیر خاک در آورد و بعد از ریختن نفت قاچاقی برادران رویش، با همان کبریت فوق الذکر سوزاند!!!…

چگونه؟!… این گونه:

آقای سیستانی اولش یکجا می گوید: «روابط عراق با همسایگانش باید برپایه احترام به حاکمیت کشورها و دخالت نکردن در امور داخلی‌شان باشد.»… جل‌الخالق!! آخه عراق کی از مادرمردگی‌اش بیرون آمد که شروع کند برود و در امور داخلی کشورهای دیگر دخالت بکند؟! پس باورش سخت مایل به محال است که واقعا داشت در باره عراق حرف می‌زد!…

ترجمه دقیق پیاله محورش لاکن این است: برید به آقا بگید که دیگه وقتشه که باهاس بکشین از 4H بیرون و گورتونو گم کنین که دارن میان فلان شخص عزیزتونو به بهمان شخص دیگر ایضا عزیزتون چنان وصلتی بدن، به کلید متبرک حسن فریدون قسم، که از ظلمی که بهتان عنقریب است روا شود ستاره های پیش کسوت پورن پنج قاره دنیا بشینند های های براتون گریه کنند!!

بعد هم در جای دیگر گفت: «مهمترین چالش‌های پیش‌روی عراق مبارزه با فساد، بهبود خدمات عمومی و انحصار سلاح در دست حکومت و سازمان‌های امنیتی‌اش است»

ترجمه: حکومت باید حکومت آدم ها باشه و واقعا خدمت گذار مردمش باشه و اوباش و اراذل بیت باز باهاس اسلحه هاشونو تحویل ارتش بدن و بکشن کنار!!!

از زمان در رفتن اوباما از آن کشور و یا حتی شاید پیش از آن تا حالا، عراق عملا استان بزرگ دیگر ج.اس. بوده و رمز سخنان بالای آقای سیستانی بسیار ساده گشودنی است. فقط کلمه ‹عراق› را بردارید و جایش ‹جمهوری اسلامی› بگذارید. می بینید چی میگم؟!!…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

اعزام نیروهای بیشتر از آمریکا و نقاط دیگر به عراق

troops-iraq

دوستان،
نوش…

در حالیکه انتقال هوایی نیروهای نظامی بیشتری از آمریکا به خاک عراق در طی چند روز گذشته یواشکی در لابلای اخبار بوده، گزارشات همچنین حاکی از انتقال بخش هایی دیگر از نیروهای آن کشور از اردن و اسرائیل به عراق، و به درجه بالای آماده باش درآوردن نیروهای آمریکا مستقر در جنوب اروپا مخصوصا در رومانی و بلغارستان هستند.

همه اینها را می گویند آمریکا دارد به این دلیل میکند که انتظار مقابله با حمله و شبیخون نیروهای نیابتی مش قاسم را دارد و دارد آماده می شود تا کم نیاورد!…

آدم اصلا به این شک میافته که نکنه سردار قاسم ذوالفقارنشان میخواد در اقدامی بشردوستانه مِیک شور (اطمینان حاصل!) بکنه بروبکسی که از حملات اسرائیل تو سوریه جان بدر بردند حتما تو عراق آش و لاش بشن و دنیا از دست هرچی اشکول مسلح و خطرناکه راحت بشه!!!…

حالا چرا آمریکا دارد اقدام به آمادگی های آنچنانی می کند؟ چون میگویند برادرانی که گزارش است کتائب حزب الله و عصائب اهل الحق یا شبکهٔ خزعلی تشریف دارند و گل جلویشان خجالت میکشد بیرون بیاید گرچه خودشان هم نمیدانند آخرین دفعه ای که به حمام رفتند کی بود، ماشالاه فراخوان مقاومت علیه حضور نظامی آمریکا در عراق داده اند (بخوانید حماقت، جنگ و سَقَط شدن!…) و چندی پیش هم کشف شد که سه تا موشک ملانشان را آماده به شلیک به سوی پایگاه آمریکاییها در استان الانبار داشته بودند لاکن به خود شلیک کردنشان ظاهرا نرسیدند و یا دچار کمبود شدید ویتامین جیم (جرات!) شدند و نکردند…

ولی اگر هم نیروهای اضافه با کسی در عراق نجنگند، سر جایشان خواهند نشست تا از آنان برای تهدید و قانع کردن ملاتاریا به پایین آمدن از خر شیطان استفاده شود و یا در صورت اصرار آقایان به ادامه تروریست بازی و بی ثبات سازی منطقه، به نحو مرگ یک بار شیون یکباری، همراه با بقیه ی نیرو های ائتلاف بر سر آقایان آوار شوند و بعد هم البته کنترل منابع مهم نفتی و گازی ایران را به دست بگیرند… شاید… به هر حال بس است دیگر ارتزاق ۴۰ ساله انگلهای معمم و ویروسهای وابسته شان از منابع ایران. ملاخوری دیگه نباشه، هرچی میخواد باشه. والاه!…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | ۱ دیدگاه

چرا ابراهیم رئیسی؟

اگر قرار باشد که کارهایی را انجام دهند قبل از مرگ آقا، شاید این گزینش، بهترین باشد از نظر بعضی ها در داخل سیستم!!!

ولی قبل از پرداختن به آن کارها، چند مورد مهم که امکان دارد در روزهای آینده صورت گیرد:

1 – در روزهای 21 و 22 اسفند (5 روز دیگر)، جلسه مجلس خبرگان برگزار خواهد شد، و چون هاشمی شاهرودی فوت کرده است، نائب رئیس مجلس خبرگان هم باید برگزیده شود، آیا رئیسی بعد از ریاست بر قوه قضائیه، به این سمت برگزیده خواهد شد؟!، و نقش لاریجانی در بین سه نفر اصلی مجلس خبرگان چگونه خواهد بود، آیا او را هم بعنوان نائب رئیس دیگر انتخاب خواهند کرد و یا نه، و در صورتی که نه، سیگنالی نخواهد بود در جهت کنار گذاشتن تدریجی لاریجانی ها از قدرت؟!

2 – اکنون رئیسی بعنوان رئیس قوه قضائیه در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور خواهد یافت، از 50 نفر عضو تاکنون مشخص شده است که 20 نفر از آنها با قانون «مبارزه با پول شویی» مخالف هستند، و باید این قانون با رای دوسوم از اعضاء تصویب شود، که تاکنون مشخص شده است که چنین نخواهد شد، یعنی 35 رای بدست نخواهد آورد، و اکنون رئیسی می تواند رهبری مخالفان را در مجمع تشخیص مصلحت بدست بگیرد (اگر قرار باشد که این قانون رد شود) و چند نفر دیگر را هم با مخالفان همراه کند و در نهایت با بیشتر از 25 رای مخالف آن را رد کنند!، در بهار سال 98

3 – و اگر قرار باشد که به روحانی فشار بیشتری را وارد کنند که ظاهرا به این سمت حرکت دارند می کنند، نقش رئیسی در قوه قضائیه با حمایت بعضی نظامیان سپاهی پر رنگ خواهد بود، مخصوصا با اعتراضاتی که از نحوه مدیریت لاریجانی ها بویژه علی لاریجانی، در بین بعضی از طلاب وابسته به بعضی نهادها در قم صورت می گیرد و قبلا هم صورت گرفته بود و حتی سخنرانی علی لاریجانی در 22 بهمن امسال در کرج لغو شد!!!

و حالا می رسیم به کارهایی که قبل از مرگ آقا می توانند انجام دهند، در صورتی که رهبر بمیرد، موقتا تا انتخاب رهبر بعدی سران سه قوه مسئولیت اختیارات رهبری را بر عهده می گیرند، اکنون چون رئیسی در قوه قضائیه است، یک نفر را رسما حراستی ها در گروه «سه نفره» خواهند داشت در جهت اداره امور در روز پس از آقا، و در مجلس خبرگان هم در صورتی که او در بین سه نفر اصلی باشد، می شود برای انتخاب رهبر بعدی لابی کند و فشار وارد کند و رهبری گروه فشار را بر عهده بگیرد در مجلس خبرگان!

و اگر هدف بیشتری را دنبال کنند، می شود تا قبل از مرگ آقا، روحانی را کنار گذاشت، و در انتخابات مجلس در سال آینده (2 اسفند 98)، کنترل مجلس را هم بدست بگیرند و اصلاح طلبان را کاملا (موقتا) حذف کنند!!!

و با حذف کامل لاریجانی ها، و روحانی و اصلاح طلبان، قدرت را در روز پس از آقا کاملا در دست بگیرند و دولتی نظامی – امنیتی با پوششی حوزوی از نوع طلاب عقیدتی سیاسی سپاهی تشکیل دهند!!!

اما اصلاح طلبان هم بعد از این انتخاب دوپاره خواهند شد در مورد رئیسی واکنش نشان خواهند داد، یک گروه از او حمایت خواهند کرد بعلت اینکه او از قوه قضائیه آمده است و گروه دیگر به کارنامه منفی او اشاره خواهند کرد و او را تخریب خواهند نمود چون روزی او «آیت الله قتل عام» بوده است!!!

و اگر برخوردها بالا بگیرد در داخل سیستم، سیستم رسما فریز خواهد شد و فرو خواهد پاشید و از اینجا به بعد راه سقوط آسان تر و هموارتر خواهد گشت، و این چیزی است که داریم به سمت آن حرکت می کنیم.

ولی شاید کمی طول بکشد، اما همزمانی بالا گرفتن اختلافات داخلی در داخل سیستم و ته کشیدن منابع مالی سیستم، هم از فروش نفت و هم انتقال دلارهای نفتی که باید بجای آن کالا وارد شود و هم زیر ضرب قرار گرفتن سپاه قدس در سوریه و دیگر حامیان در عراق و یمن و لبنان، کار ادامه دادن به این ماجراجویی ها را برای سیستم بسیار سخت کرده و بزودی ناممکن خواهد کرد، و در نهایت اختلاف عقیده و نظرها در داخل سیستم هم به نقطه جوش خود خواهد رسید و انفجاری در داخل سیستم (مثلا از نوع کودتای نافرجام آگوست شوروی) شاید رخ دهد و یا مردم دوباره جرقه اعتراض را بزنند در خیابان ها و این مورد هم بر مشکلات رژیم خواهد افزود و در نهایت، رسما وارد مسیر سقوط رسمی خواهیم شد!!!

نوشته‌شده در آزاد اندیشگی | دیدگاهی بنویسید

کُورتِز هم بعله!

این یکی هم گندش درآمد و پمپرش رنگین شد و باید هم که قیافه نگرانی داشته باشد،
ولی دریغا اگر خبری از آن در دنیای رسانه ای گلوبالیست بتوانید ببینید!
همه لالمونی گرفته اند بجز فاکس نیوز و واشنگتن اِگزَمینِر و اینا…
گوگل هم اصلا یک اسکریپت الان در حال اجرا دارد تا از بالا آمدن حباب های گند خبرش در جستجو هایش جلوگیری تا حد ممکن کند، ولی یاهو سرچ به آن بدی نیست!…

از سه گودوخ بس گرد و خاک برانگیزی که در حزب دمکرات اخیرا به کنگره آمریکا راه یافته اند،
یعنی آلکساندریا اُکاسیُو کُورتِز، رشیده طلیب، و ایلهان عُمَر،
که همینک هم آوانگارد های گروهی شده اند که میخواهند بیشتر در امور و زندگی ترامپ کاویده و تجسس و جرم یابی کنند،
خانم کورتز ۲۹ ساله دومین است که اکنون به رسوایی مالی مربوط به کمپین انتخاباتی اش دچار شده!…

منتها در مورد ایشان، ایندفعه صحبت در مایه ی دله دزدی هفده هزار و خورده ای دلار خانم طلیب فلسطینی تبار که در پست قبلی چیزهایی در باره اش آوردیم نیست.
بلکه اینک این خانم اسپانیولی تبار و رییس ستاد هندو تبارش بزودی باید توضیح بدهند که چگونه بیش از یک میلیون دلار پول کمپین ایشان در خلای دوتا کمپانی الکی که رییس ستادش درست کرده بود گودوخ خور و ناپدید شده!! …

در جاهای دیگر دنیا نمی‍دانم، لاکن در آمریکا رئیس ستاد هر مقام برجسته دولتی دست راست و همه کاره دفتر اوست و اساسا تر و خشک کردن مالی و سیاسی مقام مزبور مسئولیت اوست!

ببینید:! هی ما بگیم هر که با آل ترامپ ور افتاد در افتاد،
هی هم شما ما را باور نکنید!!!

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید