جواب تیم ترامپ به کنگره آمریکا

Capture

همانطوری که در توییتی که عکسش را برایتان آورده‌ام می‌بینید، امروز قرار بود وزیر خارجه آمریکا، جانشین وزیر جنگ آن کشور (چون از زمانی که ژنرال بازنشسته تفنگدار دریایی ماتیس، سگ خشمگین بی دندان، با تیپا از کابینه بیرون انداخته شد ترامپ هنوز وزیر جنگ تعیین نکرده…)، و رئیس ستاد مشترک قوای نیروهای مسلح آمریکا، یعنی به ترتیب مایک پومپئو پاتریک شَنَهَن و سپهبد جوزف دانفورد به کنگره آمریکا بروند و به نمایندگان مردم آمریکا توضیح بدهند که دقیقا دلیل کشیدن بساط جنگ با گروه رزم ناوی لینکلن و مخلفات به طرف خلیج فارس و صحبت اعزام ۱۲۰۰۰۰ نیرو و شاید حتی بیشتر و اینها به آنجا چیست؟

یادتان هست اوقات تلخی های سناتور رند پال با پومپئو را که اخیرا برایتان آوردم؟
در جهت دنباله گیری همان بحث…

و آنها هم رفتند و توضیحی دادند که خلاصه‌اش را برایتان عرض می‌کنم.

ولی پیش از آن، این را باید بگویم که کاملا معلوم بود نه تنها آن سه شخص شریف، بلکه هم نمایندگان حزب جمهوریخواه طرفدار سیاست های ترامپ که جلوی دوربین و میکروفون خبرنگاران رفتند، همه، معلوم بود که مشاوره شان را از وکلای دولت ترامپ دریافت و جوابهایشان را تمرین کرده بودند، و لذا، یک کلمه بخصوص برایشان علم شده بود که بالاخص زیر آن واژه‌ی مهم بدون تخطی و محکم سینه زدند.

چون به نظر خودم هم، آن واژه محور دهنده‌ی تنها توجیه حقوقی بود که می‌توانستند امروز ارائه دهند اگر امیدی به قانع ساختن کنگره در جهت صحت تصمیمات راهبردی کنونی کابینه ترامپ داشتند.

و آن واژه چه بود؟

جواب: «دیتِرِ، با مشتق دیتِرِنس Deter, Deterrence» یعنی بازداری و منصرف کردن نهاد شرارتی که باید جلویش گرفته شود، با ایجاد ترس یا تردید و غیره در آن.

و بدان ترتیب استدلال تیم ترامپ به کنگره در توجیه کار استراتژیکش چنین القا شد که همانا نصف کنگره آنرا پسندید و قبول کرد و نصف دیگرش به آن شیشکی بست و گفت آره جان مادرتان!!:

(نقل به مضمون) » برجام دیل خیلی بدی بود و دیر یا زود داشت ولی سوخت و سوز نداشت و عاقبتا حتما ج.اس. را صاحب سلاح هسته‌ای می‌کرد. پس آن را مچاله کردیم و به زباله انداختیم و ازشان خواستیم بیایند تا برجام دیگری منعقد کنیم که آنها گفتند نع!… پس ما هم شروع کردیم با بازگرداندن تحریم ها و مستحکم کردن تدریجی و مضاف آنان تا وادارشان کنیم که به میز مذاکره بیایند. لاکن نه تنها آن بی‌شرفها نیامدند، بلکه بچه های اینتلیجنسمان دو سه روز پیش نزدیک ناهار ضایع و دستپاچه دویدند توی دفترمان و به ما خبر دادند که جماعت چه نشسته‌اید بوزینه پشموها دارند حالت تخاصمی اتخاذ می‌کنند و هرجا که دستشان می‌رسند در منطقه دارند موشک های هدف گیری شده بار و نصب و سوار می‌کنند تا به ما و منافع مان صدمه بزنند چرا که تحریم ها دارد فکشان را پیاده می‌کند و بدجوری دمغند و از زور پکری میخواهند حالمان را اساسی بگیرند. و ما وقتی که صدق و وثق استخبارات را توانستیم تایید کنیم، ازخدامون بود که دستور بدیم بر و بکس جع کنند با لینکلن و ب ۵۲ ها یک سر دست جمعی بروند به خلیج فارس تا رنود ان درب و داغانستان بدانند که بیگلر بیگی مویش نارنجی بلالی و مرغش داری فقط یک پا است و لذا بهتر است ماست ها را کیسه کنند، و گِس وات Guess what یعنی و حدس بزنید چه؟!
جل‌الخالق این تدبیر ما درست کار کرده و در نتیجه فتیله‌ی تشنجات منطقه بخاطر همین جابجایی دارایی هایمان و تغییر طرز و ظاهر مهره چینی نیروهایمان پایین رفته!…

همین.

و بعد هم رفتند ناهار به موبی دیک که در قلب واشنگتن دو بلاک پایینتر از ساختمان کنگره قرار داشته و محشرترین چلوکباب برگ و کوبیده فست فودی در آمریکا را به مشتریانش سرو می‌کند…

ولی دوستان، جالب این است که در حالیکه کابینه ترامپ دارد قسم حضرت عباس می‌خورد که خواهان جنگ نیست و به به و چه چه که سیاست تقلیل تهدیدشان دارد خوب اینجوری کار می کند، از طرف دیگر فرانسه همانطور که به اطلاعتان رساندم به حزب الله گفته کیش! قاطی جنگ احتمالی آمریکا و ملاها نشو،، در حالیکه در فاصله دو روز انگلستان اول به ملاها گفت آمریکا شوخی نداره ها! و بعد پس از یاد آوری میثاق هم رایی و همرزمی اش با آمریکا تاکید کرده که اگر آمریکا چماقش را بردارد تا بزندتان ما هم می‌آییم و، می‌بخشید ها طبق تعهدمان به ناتو معذوریم، تا بخورید انقدر می‌زنیمتان تا ریقتان از دماغتان بیاید بیرون!!!

و ژنرال دانفورد هم که الان قرار بود در اروپا با سران ناتو دیدار داشته باشد، گفت به دلیل کارهای پیش آمده مهم نمی‌تواند جایی برود و باید سرجایش در پنتاگون فعلا قرص بنشیند!!!

جالب است. نه؟!

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

گروگانگیران هسته‌ای

wsj-nuke-zarif052119

آقا، قربان هرکی روراسته، حتی اگر یک بوزینه گروگانگیر باشه! نوش…
چون اقلا آدم میدونه با چی و چه وضعی طرفه!

پس یعنی تکلیف آدم روشن می‌شه!!

این بوزینه های خطرناک نتوانستند به سنگ اندازی در تاریکی بسنده کنند، گرچه خیلی از آن حال بردند با دانش اینکه دنیای متمدن که آمریکا سالارش است قانونمند است و با حساب و کتاب، و نمیآیند صاف تقصیرات مادربخطابازی های اخیر در خلیج فارس را گردنشان انداخته و تنبیهشان کنند…

لاکن دوباره نتوانستند جلوی دهان اشمئاز آورشان را بگیرند و با بانگ چندش آورشان به دنیا اعلام داشتند که:

۱- همچنان به «مُودِس-اُوپِراندای Modus Operandi» یا راه و روش گروگانگیری پایبندند، آنهم پس از چهل سال و اکنون که تبدیل به بوزینه های مجهز به موشک بالستیک شده اند و دارند تمرین ساختن قاره پیماهایش را می‌کنند!!

۲- وای اگر اینها صاحب بمب بودند چه می‌گفتند و چه می‌کردند؟!؛ هنوز به تیغ هسته‌ای دست نیافته و صاحبش نشده، همینک با توسل به تهدید اینکه یا به خواسته ما تن می‌دهید یا برمی‌گردیم به هسته بازی، عملا اعلام گروگانگیری دنیا را می‌کنند!!!

آقا من وایستاده‌ام و دارم براوو براوو گویان برای آقایان کف جانانه می‌زنم که با آن دهان همیشه باز لامذهبشان بزرگترین کار را خودشان در جهت نابودیشان بالاخره در آخرین اشتباه مهلک حقوقی که در آچماز هسته‌ایشان می‌توانستند مرتکب بشوند، کردند!!!…

آقا وقتی ما گفتیم مواظب باشید این گودوخ هایی که میگذارید سر کار چه می‌کنند و می‌گویند، فقط درجهت اونه‌باما و کابینه‌اش نبود ها، کلی می‌گفتیم. لازم نبود بگوییم جوات را هم شامل می‌شود!!!

پس نتیجه اخلاقی اینجا این است که آنانی که ۴۰ سال پیش می‌خواستند سر به تن بوزینه ها و مرشدانشان نباشد، اکنون سرکارند و شما با ادله گروگانگیری هسته‌ای که به دستشان دادید مشروعیت فلان شدن بهمانتان را بدست ائتلاف نیروهای نظامی به رهبری آمریکا و همکاری، چرا نه، اسرائیل شاید احقاق نمودید آقایان… اکنون، اگر هنوز حساب بر ابقایتان در آینده نزدیک می‌کنید، در پیاله می‌بینم که سخت در اشتباهید.

عجب طعنه روزگاری (Poetic Justice)…دنیای متمدن نیز اکنون فتوای! خود را از دست گروگانگیران هسته‌ای دریافت کرده و آن فتوا جز نابودسازی ج.اس. محتوایی ندارد چون آینده و آسایشش رسما به گروگان گرفته شده…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

فرانسه به حزب‌ الله هشدار داد

Capture

طبق گزارش منبع چینی بالا و همچنین منابع خبری گوناگون اسراییلی، فرانسه به حزب‌ الله لبنان هشدار داد که خود را قاطی جنگ آمریکا با ج.اس. نکند.

نوشته‌شده در اوضاع و تحولات و حوادث و اینا... | دیدگاهی بنویسید

کلید خوردن پلان ب با کاتیوشا؟…

planb

حالا بیایید از زاویه دیگری هم به اوضاع نگاه کنیم، دوستان…

مگر تا همین دو هفته پیش دیگر به جوک کشیده نشده بود اینطوری که:

«آقا، اگر پیچیدن طومار این رژیم است که می‌خواهید، آمریکا همه جور تعهدات را برای حمایتتان داده و هر روز قول ایستادن در کنارتان را تکرار می‌کند. دیگر آخر برای چی معطلید؟…می‌خواهید ترامپ خودش هم بیاید توی خیابان برای شما؟!…»

دروغ می‌گویم؟!…

خوب. به هر دلیلی، موجه یا غیر، جماعت به خیابان نیامدند. نیامدند دیگر… کاریش نمی‌شود کرد…

قیام میلیونی اتفاق نیافتاد و فکر نکنم هم چنان بشود چون مردم از آنگونه که هستند عوض نخواهند شد،
که البته کور شوم اگر به قضاوت عُرضه و جربزه درون مرزیان محنت کشیده ‌ی از درون تهی شده (طلسم ‹هیچ› خمینی) بنشینم،
و از طرفی دیگر ائتلاف ضد ج.اس. هم شاید دیگر نمی خواهد بیشتر صبر کنند و پس لاجرم به گونه‌ای پلان ب شاید کلید خورده…

یعنی همزمان با زدن منطقه سبز بغداد، ای چه بسا که آن کاتیوشاها پلان ب را هم کلید زده باشند!

پلان ب یعنی دیگر در این مقطع زمانی و باهمه کارهای شده و حرف های زده شده، هر کی بیاید کرم بریزد و در تاریکی سنگی بیاندازد، به حساب مستقیم ملاتاریا و اوباش قدسش نوشته خواهد شد که چشمشان کور دندشان هم نرم مستحقش هستند، تا حسابشان را برسند…

بعد از این کاتیوشابازی دیگر خیلی سریع پس از دو سه حرکت متقابل تنبیهی و تلافی جویانه پینگ پونگی بین آمریکا و ج.اس. آتش جنگ تمام عیاری که پوتین گفته آتش نشانش نخواهد بود، می‌تواند گُر بگیرد…

خلاصه دل نگرانی دارم که پلان ب ای را شاید شاهدیم که در نتیجه انفعال درون و برون مرزکلید خورده، چون اعزام نیرو به این وسعت و هزینه در این سطح، و دنیا را به خط کشیدن و سوار قطار ترامپی کردن و در آن سوار نگه داشتن خیلی خرج دارد و تا ابد نمیشود منتظر تحولات بایدی بعدی از سوی مردم در میدان ماند تا تکلیف آرایش جنگی و سرنوشت منطقه معلوم شود…

پس شاید دیو جنگ می‌گوید این کاتیوشای نقد را بگیر و از کنار میز قرمز دیل نسیه بکش کنار، تا آواز دهل/ طبل جنگ که دارد از دور می‌آید را بشنوی… چطور است؟ خوش است؟!…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

از خط قرمز کابینه ترامپ عبور شد؟

Capture

تازه داستان سم و میز قرمز را منتشر کرده بودم که خبری از حمله موشکی به منطقه سبز بغداد که سفارت آمریکا آنجاست رسید.

اول فیکش دیدم، چون بجز یک سایت در استخدام ج.اس. کس دیگری چیزی از آن نمی‌گفت. ولی بعد از جاهای دیگر خبرهایش شروع به آمدن کردند.

بدون شک این در تداعی عبور بشار از خط قرمز شیمیایی اوباما، به نحوی بسیار تابلو عبور از خط قرمز امنیتی ترامپ/ پومپئو/ بولتون تلقی و خواندن بلوف آنها می‌شود.

اگر ترامپ بیش از اینکه امروز کرد نکند، یعنی فقط بسنده کند به یک توییت امروزش که گفت از این کارها دیگر نکنین ها.. و تهدید به رسما تمام کردن ج.اس. کرد، آنوقت احتمال این بیشتر است که میز قرمزی واقعا در حال چیدن است و یا چیده شده و، بد تر از آن، عینهو اوباما با برجام کذایی، شاید ترامپ هم دیلی با ملاجات به سودا دارد که مخ خودش را با آن زده و به آن سخت چسبیده، حتی به قیمت همان آش و همان کاسگی یکی یافته شدن با اوباما !…

یارب روا مدار که چنان باشد…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

زهر، سم، میز قرمز، و ترس های من

poison

دوستان،
نوش…

«ولی مسلمین جهان» که در مسند رابط خداوند و ایرانیان نشسته و وانمود خود و شرکا و اوباشش به امت گاگول چنین است که بعضی وقتها هم یواشکی میرود در پستوخانه بیت با امام زمان گپ میزند،
همویی که می‌گویند همچین که به دنیا آمد یک چیزی گفت که سنگ پای قزوین با شنیدنش خیلی ناراحت بلند شد و گفت آقا ما نیستیم و لنگ انداخت و رفت، همان خنیاگر مِچ‌مِچ کن لب وافوری افسونکار که با شنیدن مشاعراتش همه بزک میکنند و به صف می‌روند تا ریزه عروسک های شامورتی شوهای موفق مشروعیت زایش شوند،
او، او صحبت «سم» و آنهم «مضاعفش» را به میان کشید، و به نظر موازی زد به گفتار آقای خودش که جام زهر را دیدیم چگونه سر کشید و بلافاصله پسش مزه ریق رحمت را!…

وقتی که داشتم آن ویدئو را تماشا می‌کردم، من هم مثل گله حاضر در صحنه ببعی وار زل زده بودم و داشتم حرف های آقا را بیخبر از زمین و نگاه می‌کردم و بعدش هم داشتم می‌رفتم دنبال چیز دیگری، که رفتم.

لاکن همان حین نیز فکری بسیار گذرا و سریع، یعنی چنان گذرا که وقعی بدان نگذاشتم ولی اکنون برگشت، از سرم گذشت بدین مضمون که عجب! این سدعلی دغل را ببین چه داره اینجوری حرف میزنه و سیگنال تقبل شکست رو میده با میان آوردن «سم!»

لاکن می‌ترسم که نه تنها آن نبود، بلکه خواسته یا ناخواسته جناب عمامه دهر داشت شاید به رمز القا می‌کرد که به دلایلی که فقط خود مکارش می‌داند اوضاع بیت چنان هم خیط نیست و در عمل نه جام زهر، بلکه باید سم، و فوق فوقش، «سم مضاعف» کوفت کند!!!

عوامل ترس من اکنون اینند:

دیروز بود که اول بار سر و صدای یک میز قرمز (میزی برای حل بحران و اینا در مایه خط تلفن قرمزی که یک زمان بین شوروی کمونیست و واشنگتن برقرار بود) را از سوی جناب فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ملاها شنیدم و امروز هم سایت پیرو و پیگیر اینتلیجنس اسرائیل، دبکا، اول برداشته و به طور معنی داری به صدر مقاله تصاویر منتخبی از چهره های خامنه‌ای و ترامپ را در اندازه های مساوی کنار هم چاپ کرده، و خبر وزیر خارجه قطر را زیرش آورده که می‌گوید باهاس یا در قطر و یا در عراق میزی را رنگ قرمز بزنیم و بشینیم پشتش با مقامات ترامپ و بیت و این صحبت ها…

من یکی که الان بی‌تعارف شوکه‌ام و ظنم بر این میخ شده که بروز این جور حرف ها بدین صورت یهویی! بدجوری تابلو اینند که مذاکرات مستقیم پشت پرده بین تیم ترامپ و تیم بیت در انجامند و بوده‌اند! و کاش می‌دانستیم چه صحبت هایی شده؟!…

یعنی نه که بتوانیم هیچ غلطی در برابرش بکنیم، ها … فقط اینکه کنجکاوی روزگار برای آدم نمیزاره!!

حال این در نظر بگیریم که درحالیکه دانسته‌ی عام و متعارف این است که اگر زهر بخوری و پادزهری در دست نباشد بی برو برگرد فاتحه‌ات خوانده است، اگر سم بخوری البته مسموم خواهی شد و اگر مهلک باشد البته دیر یا زود خواهی مرد، لاکن سم داریم تا سم، و مسمومیت خیلی از سموم لزوما به مرگ و یا مرگ عاجل منتهی نیست، ولو سم مضاعف! و اصلا زندگی خیلی از مردم دردمند ما اینست که خیلی سم های فیزیکی و روانی را مدام به جبر روزگار می‌خورند و کماکان بقیه زندگی زهرمارشان را دنبال میکنند تا سرانجام به خُسب تحت اللحدشان برسند و بعد هیچ…

اصلا خیلی سم ها اگر هم بکُشند، آنی نیست کشتنشان؛ مثل هوای تهران، مواد رادیواکتیو پخش در محیط شهر، عرق سگی های دست ساز(بعضی شان آنی میکشند یا کور می‌کنند، بعضی شان تدریجی پدر امعا احشام آدم را درمی‌آورند!)، شیشه و قرص وووو…

حالا، می‌بینم که در حالی که بساط جنگ آمریکا علیه ج.اس. در منطقه هنوز در حال تکمیل شدن است، ازطرفی هردو، فلاحت پیشه و وزیر خارجه قطر، دارند صحبت از نشستن مقامات ملا و آمریکا پشت میز قرمزی و مذاکره مستقیم در قطر یا عراق می‌کنند، و از طرفی دیگر رسانه فرانسوی آر-اف-آی در بخش فارسی‌اش امروز چو انداخته که جناب شیردل به ملاتاریا گفته ایناها، بیا! و برداشته با پاک کن مُهر کاخ سفید نشانش ۱۱ مورد از ۱۲ فرمان پومپئو را پاک کرده! و نشان را به آن نشان داده که ترامپ گفته ما با ایران جنگ نمی‌خواهیم و فقط میخواهیم بمب اتمی نداشته باشند…

دوستان، به زبان محاوره‌ای انگلیسی، گاه وقتی از کسی، مثل کسی که تازه وارد نوشخانه‌ای شده و روی یک صندلی همیشه گرد آن جلوی پیشخوان نشسته، می‌خواهند بپرسند که چه مشروبی را دوست دارد تا برایش پیاله‌ای جور شود، میدانید، مثلا ویسکی می‌خواهد، برندی، ودکا، و یا چه، از او می پرسند:

» وات-ایز-یُور-پُویزِن؟ What is your poison»

ترجمه لفظی: چه «سمی» دوست داری؟!!!

حالا، در بین این تحولات جدید، افکارم این است که نکند ترامپ به ملا فهماند که ببین هیچ کاری نداشت؛ سه سوت بساط جنگم را آورده ام زیر عبایت، ولی «امیدوارم جنگ» نشود – بخوان حالا که واضح است می‌توانم، نمی‌خواهم فلانت را لاجرم بهمان کنم!…
حالا تو هم بیا، مجبور نیستی زهر بخوری و بمیری، دیل من را قبول کن و بمب نساز، رویش هم چند تا شات «سم» روی همین میز قرمز به نشانه و سمبل انعقاد دیل مان می زنیم و بعدش نخود نخود هرکه رود پی کار و بیزنس خود … و واللهُ خیر الرازقین!!!

پس حقیقت را چون باید پاس بدارم، می‌گویم حقیقتا چون هم با کارکرد و روانشناسی ترامپ و هم با سیستم پیشرفت کار در بحر کاپیتالیسم آشنایی کافی دارم، اگر شب بخوابم و صبح با اخبار دیلی بین آمریکای ترامپ و سلطنت سدعلی بیدار شوم تعجبی نخواهم کرد، و لذا، افکارم ترس درشتی از وقوع چنان دیلی را حاوی اند، و سؤالم این است که کدام قسمت از تقبل دیل ترامپ، اگر که چنان شده، سم است، و کدام قسمتش سم مضاعف؟…

و عمق ترسناکترش اینکه، یا ابلفرز!!، این رودستی اهریمنی‌است که در پیاله دیدم؟؟؟، آیا خامنه‌ای پس از نرمش فوق قهرمانانه‌ای پشت میز قرمزنوشخانه ترامپ دارد «نوشانوش» پیاله‌چی را به کُد «سم مضاعف» بسته و مژده استمرار دم و دستگاهش را با چزاندن مضاعف خود پیاله‌چی مفلوک می‌دهد؟!!!

عجب!!!

به جدم! قسم اگر جگری برایم باقی بود و مایه اش را داشتم، در این شب ماه رمضانی خودم را با بلو لِیبِل مسموم مسموم می‌کردم…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

پوتین آتش نشان!

putin-fire

دوستان،
نوش…

دیگر یادم نیست چند سال میشود، ولی یادتان هست که آمد زمانی در جنگ داخلی سوریه که مش قاسم ذوالفقارنشان و اوباش بشار بدتر از ماچه خری درحال زایمان زیرباران در گل گیر کرده بودند و راه پیش و پس برایشان نمانده بود و گله گله داشتند سقط میشدند تا اینکه حاج ولاد امیر پوتین با آن تجهیزات قراضه و نیروی هوایی نیم بندش آمد به نجاتشان.

آنجا را بود که او اشاره به ایفای نقش امداد و آتش نشانی داشت!…

لاکن چنین امری برای ولادیمیر بی هزینه نبود و هیچکس دوست ندارد همینجوری سیرمتاقی هزینه بیخودی بدهد.

هزینه پوتین هم گزاف بود. چرا که از زمان دخالتش تاکنون
۱- کلی از هموطنانش در سوریه کشته شده اند و او برای بازماندگان آنان چیزی جز ابراز تاثر و صلیب کشیدن روی سینه اش نتوانسته بکند
۲- افتضاح فناوری نظامی اش برای غرب و آمریکا کاملا عیان شد و آبرویش رفت و با آن هم رفت هر گونه امکان شاخ آمدن خالی بندانه برای هیچکسی!!!؛ نه کشتی هواپیمابرش کار کرد، نه مدرن ترین هواپیمای جنگی اش بجز پرواز آزمایشی از پیش اعلام شده انجام داد، و نه ضد هوایی های اس ۳۰۰ش هیچ غلطی کردند بجز زدن یکی از هواپیماهای خودشان!!! و اس ۴۰۰ هم فعلا به نقش دکوراسیون خیلی خوب عمل می‍کنند!…

حالا، هرچه ولاد ولد به زبان بیزبانی روسی سعی کرد به آقا بفهماند که با ترامپ راه بیاید نشد و آقا رفت و خودش را بیشتر انداخت به هچل و اکنون دوباره کمک می خواهد.

لاکن همان اولش هم پوتین گربه ای نبود که محض رضای خدا موش بگیرد و دلایل خودش را برای دخالت در سوریه منجمله شاید تذکر کیسینجر داشت، ولی هرچه بود و نبود تکلیف او اکنون در شامات و هم در قبال ایران دیریست روشن شده چون تاخت ها زده و تفاهم ها حاصل شده و نجات آقا از مخمصه از قراری دیگر در دستور کارش نیست و به همان دلیل است که اتور بابا را به ولی مومنین گفت…

حالا، همانطور که به دوستی گفتم، برای ترامپ الان واضح و مبرهن است که کشاندن بساط جنگش به منطقه چوب واقعا بی شوخی دوسر طلا و سراسر منفعت است.

او یا ملا ها را میترساند و پس آدم میشوند و میکشند کنار و حکومت جدید اول سفارت آمریکا را پس از عذرخواهی خفن بازکرده و کلیدش را به مایک پومپئو تقدیم میکند و بعد بیزنسی با خط تهران آغاز میشود که نگو و نپرس،

و یا به حماقت ادامه می دهند و ویرانی هایی پیش می آید و کشتارهایی و بعد ایران چه یک پارچه بماند چه پاره پوره بالاخره انواع اقسام بیزنس های بازسازی و انرژی بازار منطقه را به نفع عموسام و شرکت هایش داغ خواهد کرد…

ببینیم…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید