خیلی خیلی مواظب باش، ملا!

careful

راستی دوستان، نوش… مدتی ست که این سؤالی برایم بوده:

شاید متوجه نبوده باشید. ولی اخیرا نیروی زمینی ارتش آمریکا برداشت و رنگ و شکل لباس نظامی رسمی اش را به تقریبا عین آن مال زمان جنگ جهانی دوم که در فیلم های سینمایی هالیوودی دیده‌ایم، کامل با موُتیف رنگ قهوه‌ای!، عوض کرد. چرا؟!…

حال، چند روزی بود که هی برخورد می‌کردم به این مطلب در جراید مختلف که ج.اس. عنقریب است که دست به حمله بزرگ و مخرب دیگری بزند که در آن اهداف آمریکایی در منطقه به همراه سه چهارتا کشور عربی و یحتمل حتی اسرائیل را نیز به آماج موشک ها و پهپادهایش خواهد گرفت…

پس در عین حالی که دیگر دنیا شکی ندارد در توانایی شررزایی و گستاخیِ دار و دسته مُلاجات حاکم و اوباش، مشاهده بالا برای من صحبتی بی شبهه از آماده سازی هدفمند اذهان عموم را دارد و فکر میکنم که موفق هم هستند در آن راستا.

پس به هوش باشیم که فاز بعدی مراحلی که دارند در جهت اجرای طرح مهیب ترین بومبارامب بومب بامبی که در تاریخ عصر جنگ نوین برنامه ریزی شده طی می‌شوند، بدین گونه کلید خورد که ژنرال مارک میلی، فرمانده ستاد نیروهای مسلح ایالات متحده، به ج.اس. هشدار داده: «خیلی خیلی مواظب باش!…»‍

گرچه ارتش آمریکا لباس جنگ جهانی دیگری را شاید به تن کرده، ولی قول می‌دهم که ترامپ شیردل هرگز موافق با حمله نظامی به ایران نیست و نخواهد بود، مگر اینکه:

۱- مواجه با انجام فاجعه‌ای توسط ج.اس. به ابعاد پرل هاربر یا یازده سپتامبر بشود. یا…
۲- چیزی اتفاق بیافتد، یک فاجعه کوچکتر، و یا مثلا اینتلیجنس دوان دوان برود به کاخ سفید و افشا کند که آهای چه نشسته‌اید که ج.اس. یک هفته تا بمب فاصله دارد!، و از ما بهتران خواهان جنگ شوند و شیردل یهو از این بترسد که با امتناع از صدور دستور حمله و آغاز جنگ خود را دچار عاقبتی کند که در نتیجه‌اش سه سوت خود را در بهشت یافته و محشور با پرزیدنت کندی، چای قندپهلو نوش کرده و به صدای نواختن چنگ توسط فرشتگان گوش کند! همینک صدای جماعت در واشنگتن بلند شده که الف- آقا بس است انفعال و بی برنامگی در قبال ماجراجویی های ملاتاریا. ب- این «فشار حد اکثری» خوب بوده، لاکن دیگه همه‌ی زورشو زده و باهاس کاری دیگر کرد کارستان…

یا ناجی، مدد…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

بی‌خیال قدس!…

golan

آهان !… نوش!!…

آقایان و خانم های مؤمن منتظر آزادسازی قدس و عوض شدن اسم اورشلیم پایتخت اسرائیل. توجه بفرمایید:

مزدوران امام چهاردهم شیعیان جهان و رهبر مسلمین عالم به گفته بعضی ها، سید علی خامنه‌ای، بعد از اینکه کلی شون اخیرا هلاک شدند و تعداد بیشتری از درشت هایشان سقط گردیدند، ماموریت مقدس آزاد سازی قدسشان را فعلا تعطیل کرده‌اند و کشیده‌اند کنار… لذا اُمت مشتاق فعلا می‌توانند سماق اعلای صدف بمکند تا ببینند بعدن چی میشه!…

آخرین نشان این را که دوزاری اولاد الجهل و الشرر خمینیست خوب دارد می‌افتد و اینکه
مسج را دارند دیگر واضح می‌گیرند که #دیگه-تمومه-ماجرا، گویا از میدان و از آسمان گردآوری شده بدین گواه که جماعت اشاکیل که زور زدند و تا نزدیکی زیر دماغ اسرائیل رفته و دوسال در آنجا در نزدیکی کوه خلیل اسرائیل در فاصله ای معادل با میدان شهیاد تا فواره اصلی کرج زیر بلندی های جولان مستقر شده بودند، نتوانستند دوام بیاورند و بار و بندیلشان را از آبادی کسوه سوریه بستند و بردند به خراب شده‌ی دیگری که در آن مستقرند،ابوکمال، یعنی همانجایی که هواپیماهای ناشناس.. اهم!… دو سه روز پیش یکی از مخرب ترین حمله ها را به انجام رساندند و در پیاله نیز میبینیم که به کُلّ از سوریه بیرون رانده خواهند شد تا جلوی دست و پای بزرگترها موقع لوله کشی خطوط تازه و احداث تاسیسات نفتی جدید پایپلاینستان به قول عمو مانوک زنده یاد در سوریه نباشند!

این جمع کنی ها به نظر می‌رسد که دارد پس از دو تحول اخیر صورت می‌گیرند:

۱- هواپیماهای توی عکس اف-۳۵ ناشناسی … اهم!… کلفت ترین معامله را با دار و ندار رهبر در حال نرمش نهایی در ابوکمال سوریه کردند و شاید بزرگترین خسارت مالی و جانی را به تاسیسات نظامی و نیروهایش در سوریه وارد کردند… یعنی به عبارتی آی خر در شام کباب کردند!!! و این درست بعد از آخرین سری پرتاب های کاتیوشا به مقر نیروهای آمریکایی در عراق انجام گرفت و آمریکا بدان طریق سیگنال داد که دیگر در قبال حمله های رژیم و ولدالزناهای نیابتیش منفعل نخواهد ماند.

۲- با نشان دادند به ملاتاریا که تخم سگ بازی را از آنان و اوباششان هم بهتر بلدند و پس کارت گروگانگیری آن فرقه ضحاکی در جنگ آسیمتریکشان را بالاخره پس از ۴۰ سال همت کردند و سوزاندند و به هنگام تعویض زندانی در آن فرودگاه زوریخ اتریش همانطوری که گفتیم گوش جوات را که انگلیسی را بهتر از یاسین می‌فهمد اینجوری پر کردند. بهش گفتند برود به رهبرش بگوید:

! Your Time Is Up, Biatch

و از نحوه خوردن وحشتناکشان در ابوکمال بفهمند که دیگه باید جمعش کنند بروند چون بازی دیگر جدی شده.

پس قدس بی قدس. اورشلیم خواهد ماند و سومین معبد مقدس که باید آنجا ساخته و تکمیل شود چنان خواهد شد در کنار دریای مدیترانه که امروز آن را به کوری چشم هرکه که نمی‌تواند ببیند قلمرو کشور اسرائیلش می‌خوانند…

معبد و کشوری که ارتباط و قدمتش به ایرانیان بسیار بسیار کهن خودمان بر‍می‌گردد که همه‌ی آن خطه واسماس! ایران پهناور است و معمارش هیرام ابیف شهید پسر بیوه زنی بود که کارش خیلی درست بود و صاحاب کارش حضرت سلیمان صاحب قالیچه‌ی پرنده و مترجم نامدار زبان پرندگان…

نتیجه‌ی اخلاقی: وقتی که ساخته و تکمیل شد، بعد از قرائت اسم اعظم (واقعیش ها!… نه فیک شیعه میعش!!) در آن معبد، زنده اگر هنوز باشم، جلوی دروازه اش با پیاله‌ای در دست نوش زده و سلفی خواهم گرفت…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | ۱ دیدگاه

در باره‌ی معصومه خانم

masih-alinejad

دوستانی از بنده خواسته‌اند که فلانی، بردار با آن قلمت مسیح علینژاد را نوازشی بده!
به آن دوستان می‌گویم که اولا چنان چیزی ترول بازی است، و نکه نکرده باشم ها!، بنده هیچ ثمر از ترول بازی هرگز نبردم؛ اُو که هِئچ…

ثانیا نسبت به معصومه خانم نمی توانم به گونه‌ای دیگر جز آنگونه که نسبت به فرزند خودم، که به سنشان می‌خورد، رفتار کنم. نوش…

آخر مباد آن روزی که قلم خود را علیرغم آنچه که شایانش است، به پاس و خدمت ناحق بیابیم، که روز قیامت!! همان چوب بی‌مغز خِرِمان را خواهد چسبید و خفتمان را تا جهنمِ قلم به تباهی فرسایندگان، که دانته غفلت کرد و در باره‌اش در کمدی الهی‌ چیزی ننوشت، رها نخواهد کرد!…

پس حقیقت من این است که اگر ایشان دختر من می‌بود، دختربچه‌ای می‌بود که در ایران دو و نیم سال پیش از انقلاب او را کاشته می‌بودم و بعد پشت سرم به امان خودش هرچه بادا باد قال گذاشته تا آنجا، در مردابی که فرهنگ جامعه کهن سال اسلام و خرافات زده مان است، در بین گُرگ های گوناگون و باقالی ها و خاله خرس های خوش نیت، یک جوری بزرگ شود.

شما خودتان به انصافتان مراجعه کنید پس، و از آن درِ گوشی و یواشکی، جواب این سؤال را پرسان شوید:

می‌شود دختر بچه‌ای که در محیط اجتماعی در حال تجربه جنون جمعی‌ای که انقلاب اسلامی نام گرفت تازه زبان به حرف زدن باز کرده بود، مخصوصا در محیطی که خانم علینژاد قمی بزرگ شد، بزرگ شود و در عین حال در معرض و شاید متحمل یک دنیا آزار از همه انواعش نبوده و نشده باشد در عین حالی که جامعه و محیط و خانواده به مزخرفترین وجه ممکن سعی کردند ضمیر و آگاهی ارزشهای انسانی و هویتی اش را شکل دهند؟!… راستی میشود؟!
می‌شود آن انسان آسیب دیده نباشد؟

رفتار انسان آسیب دیده را آخر چطوری می‌توانیم خیلی حق بجانب قضاوت و به شدت محکوم کنیم وقتی که خودمان هم زیاد بی آسیب نیستیم؟…

من که از آن نسل کسی را نمی‌شناسم که پس از بلوغ پا به آمریکا گذاشته و باهاش «سامتینگ رانگ!» نباشد!!… چرا، اکثرا نابغه اند در دانش و حرفه ای، ولی تجربه بقیه زندگی شان همه اش توام با دلخوری است اگر نه واویلا، از انواع زوایا…

حالا در مورد دختری، گیرم باهوش و زبل، بارآمده در ج.اس. نحس و نکبت، می‌شود آن بچه وقتی بالاخره در سی و چند سالگی به آمریکا مهاجرت می‌کند، چمدان هایی بزرگ پر از انواع توهمات و انتظارات غیرمنطقی و دردهای خاطر و آلام و نارسایی های روانی بخاطر آنچه که بیش از سی سال بر او در ج.اس. گذشت نداشته باشد؟

من که فکر نمی کنم. و پس برای چنان شخصی زیاد بیش از حس ادراکِ درد و رفتار او که خوب و بد متاثر است از هویتی که در ایران برای خود ساخته نمیتوانم داشته باشم، مخصوصا منی که خودم بعد از چهل و خورده ای سال تحصیل و خدمت و کار و زندگی در آمریکا و کاملا به دور بودن از جامعه مسموم و خراب ایرانِ ج.اس. زده هنوز به رهایی کامل از نارسایی های فرهنگی و هویتی ام که از ایران دوران شاه فقید با خودم به آمریکا آوردم نمی‌توانم بگویم رسیده‌ام…

واقعا چگونه به خودم اجازه بدهم که انتظار حریت و کمال رفتار و منزلت از مسیح خانم را داشته باشم و جامه قضاوت در قبال بیزنس ایشان در آیم؟… حاشا…

بگذارید مسیح اگر دردی دارد، خودش آن را مسح و شفا کند. او را نوازشی از سوی من نیاز نیست…

فقط می‌‍توانم بگویم که در قبال هرگونه نشان و رفتار استمرارطلبی و جااندازی رژیم ضحاکی به هر نحوی از ایشان، آن را می‍‌توانم به خاطر همانی که از پیشینه ایشان می‌دانم درک کنم و فقط به تکان دادن سری به حیف کارمایی سوخته و دَمی از عمر کوتاه به بطلان رفته بسنده کنم و شاید نوچ نوچی هم یواشکی نثارش بکنم…

لاجرم برای من به عنوان یک شهروند آمریکا فقط تا اینجایش می‌تواند مطرحیتی داشته باشد که آیا خانم علینژاد قمی در طی مدتی که در آمریکا بوده، چه قانون شکنی کرده- شاید اگر ولی اما!…

اگر بله، قانون شکنی‌ای در کار ایشان بوده، خوب انشالاه به سزایش برسند، اگر نه، مرا تکلیفی نیست جز شات‌آپ کردن و تماشای کارهای ایشان و بقیه شو مایا در این دوره از سمساره دنیا برای خودم!… ‍

تا آنجایی که من میبینم ایشان توانست جانش را از ایران بد فرهنگ تحت اشغال خمینیست ها رهایی داده و پا به آمریکا بگذارد و بماند. دمش گرم. او همچنین توانسته تحت قوانین سیستم آمریکا به کفایت درست بازی بکند و شغل های خوب پولسازی برای خودش بگیرد و با آقای کامبیز فروهری ازدواج کند که یک خانه‌ی تقریبا دو میلیون دلاری دارد در بروکلین نیویورک زادگاه دوم پیاله‌چی، خوُب دمش گرمتر!… و الّا موهای منحصر به فرد معصومه خانم الو بگیرد و بوی کِز از آن پا شود اگر جایی قوانین آمریکا و نیویورک را زیرپا گذاشته باشد!!…

حالا هم ایشان برداشته و در سیستم قضایی آمریکا ج.اس. را به اتهام ارتکاب انواع اقسام آزار علیه خود سو کرده و ۳۵۰ میلیون دلار غرامت طلبیده که هرگونه پرداختی در آن جهت را می‌گویند قرار است از دارایی های تحت ضبط ملت بی‌پدری کشیده‌ی ایران در آمریکا بیاید…

چرا این کار را کرده؟!… چون قانون در آمریکا حاکم است و دادخواهی برای هرکسی که توسط هر نهادی مورد آزار قرار بگیرد وجود دارد. و بر اساس این شکایتنامه قشنگ و به تفصیل مکتوب شده که ج.اس. چگونه مسیح خانم را آزرده و چرا باید ۳۵۰ میلیون دلار از بابتش غرامت بپردازد!

والاه ما بخیل نیستیم. انشالاه دعوی را برنده شده همه مبلغ را تا سنت و پنی آخرش دریافت کنند. پول قانونی خواهد بود، نوش جان… اگر دست بدهد، صدالبته نه من و نه شما از آن دلارها بدمان نخواهد آمد، حالا اوریجینال مال هرکی که میخواهد باشد، باشد…

لاکن همینک هم خوانده ام اینور و آنور کنایه و شایعه بدین روال که: جماعتی مانند ایشان و جیسون خان رضاییان و امثالهم میخواهند با آخ و اوخ و شکایت قضایی علیه ملاتاریا آنها را در دادگاههای آمریکا سو کنند تا از یک طرف غرامت شکایتشان از طریق پول های ضبط شده ایران بهشان پرداخت شود، و از طرف دیگر وردارند پوله ر برگردانند به عوامل ج.اس.!… که البته چنان چیزی در شمولیت همه‌ی حقه های دفاعی قابل بکارگیری در جنگ آسیمتریکی که ۴۰ سال است ج.اس. مشغول آن بوده، برای نجات از خفه شدن کامل اقتصادی بعضی از خواص، بدک کلکی نیست… ولی بیشتر در فانتزی به نظرم ممکن است بازدهی مطلوب داشته باشد تا در واقعیت!…

اللهُ اعلم!… نوش…

https://www.courthousenews.com/wp-content/uploads/2019/12/Iran.pdf

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

مبادله زندانی دلیل پنیک نباشد

Capture

دوستان، نوش…

احیانا، محض خاطر اینکه جماعت کف نکنند از بابت دلخوری سر مبادله زندانی اخیری که بین دولت ترامپ و ملاتاریا به انجام رسید…

خلاصه‌ی داستان را این گونه فهمیدم که یک تاریخدان آمریکایی چینی تبار، آقای ژیو وانگ، با بورسی از پرینستون و یک نهادی ایرانی مرتبط، چون جا قحط بود و همچنین سوژه هم به نحو دردناکی کمیاب بود، برداشته بود رفته بود به دیار گل و بلبل ما تا روی سلسله‌ی قاجار تحقیق کند و یک کمی هم دلارهایش را در خرج کردنشان قدری دست گشادگی به خرج میداده، و دیری نکشید که رژیم گفت آره جون عمه‌ت و دستگیر و به اتهام جاسوسی زندانیش کرد و یک پارچ آب خنک با یک لیوان پلاستیکی چینی داد دستش و گفت تا تاریخ ثانوی بخور!…

دیروز، وقتی ما حواسمان نبود، رژیم جناب وانگ را آزاد کرد و بجایش آقای مسعود سلیمانی را پس گرفت که دادندش دست جوات تا تحفه ر برگرداند به سفره‌ی اشکنه‌ی مامانش با آن موهای پلاگ پلاگ کاشته شده روی پوست جمجمه‌اش!…

مسعود خان رفته بود آمریکا تا او هم مثلا روی تحقیقاتش کار کند ولی چون قبلنش مرتکب نقض تحریم های آمریکا علیه رژیم شده بود و سعی کرده بود مواد حساس بیولوژیک را خریده و به ایران بفرستد، حکم جلبش را ماموران اف-بی-آی آماده در جیبشان داشتند و همچین که اشکول پررو برداشت انگار نه انگاری دوباره برگشت و وارد آمریکا شد بهش گفتند وِلکام بَک جَلبَک، و صاف بردندش زندان!

برای پس گرفتن آقای جیسون رضاییان و یک پسره دیگر، هردو شهروندان آمریکازاده ایرانی تبار، اوباما خدا میلیون دلار باج داد…

لاکن ترامپ شیردل در عوض پس گرفتن تاریخدانش، به جای دادن نه حتی یک پنی، یک آدم تابلویی را پس داد که سراپای قد کوتاهش با آن موهای با زجر و درد کاشته شده‌اش (که گویا نصفه کاره هم ولش کرده!! ) و کت الگو منو-نگاه-کن‌ خانه‌ خانه‌اش تابلوی پررنگ عقده‌ی خود کم بینی‌ست!…

همین… ترامپ به حکومت هیچ، هیچ داد و شاید هم فرصتی یافت تا گوش جوات را که رفته بود شانتیونه ر تحویل بگیرد پرکند!!

غرض اینکه، جماعت، حتی اگر فردا هم در اینترنت عکس شیردل را در حال نوشیدن چای و لبخند بر سر یک میز و نشست با آقایان و حتی خود رهبر منتشر کنند، جان پیاله پنیک نکنید.

شرایط ۱۲ فرمان پومپئو و همچنین آرایش نظامی ائتلافی آمریکا دور و بر رژیم هنوز پابرجاست.

اتفاقا به نظر می‌رسد که رژیم تن به این مبادله را بلافاصله پس از انتشار خبر عزم ترامپ برای فرستادن ۱۴۰۰۰ نیروی اضافه به منطقه داده!….

پس ما در پیاله نرمش آخر رژیم را نه قهرمانانه، بلکه مذبوحانه، و برای آمادگی برای ازاله شدن و استحاله کل حکومت می‌بینیم…

انشالاه روزهای بهتر بدون خونریزی بیشتر در راهند…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

من زئوس هستم – بازتاب ویژه آیه قرآن بر زجر کش کردن معترضان آبان ۹۸

نوش…

نوشته‌شده در بازتاب ویژه | 2 دیدگاه

زیباکلام برانداز شو…

Capture

دوستان، نوش…

چیز زیاد جالبی که درباره‌اش بنویسم توجه بنده رو دیروز جلب نکرد…
به جز اینکه کارمای حرفهای صادق زیبا کلام را در عمل دیدم به مثابه بومرنگ حرفهایش علیه خودش!…

یادتان اگر باشد مدت زیادی پیش نبود که جناب صادق خان گفت برای حفظ این نظام نازنینش دست به اسلحه علیه مخالفش هم اگر لازم باشد خواهد برد…

خُب فقط یک دلیل برای بردن دست به اسلحه وجود دارد و آن هم کشتن آدم است. غالب اشکول هایی که برای فیلم آمدن در میدان دست به اسلحه برده‌اند در پشیمانی مرده‌اند!

دیری نکشید که قیام آبان آمد و دنیا و صادق خان ناظر کشتارهای جمهوری اسلامی شد و صادق خان خود را زُل زده جلوی شکرهایی که در باره‌ی دست به اسلحه بردن تناول کرده بود یافت!!!

دهان بزرگی که در جااندازی و استمرار رژیم هرگز شات‌آپ نمی‌شد، حال خود را مانده در این یافت که در لحاظ کشتار مخالفان و معترضان توسط مزدوران رژیم چه بگوید…

لاجرم به کلام خودش گفت که حالش خراب است از تحولات اخیر و پدرش درآمده اینک از بابت شکر بیخودی که خورده بود، و به علاوه، در انتخابات نیز شرکت نخواهد کرد… خوب است صادق خان برود داداشش سعید خان را که نامزد نمایندگی شده کمی نصیحت کند!

ولی همچنان به این چسبید که مخالف براندازی نظام است چون قبول ندارد اوضاع می‌تواند به هیچ وجهی پس از آن بهتر شود…

حالا شما خودتان در پیاله‌تان ببینید دوستان که آیا صادق خان از سر صداقت است که چنان اذعان می‌کند، یا اینکه نه… هنوز چیزی در کاسبی ایشان عوض نشده و فقط روز دیگریست در دکان دیاثت کثیف ایشان!…

لاجرم من تحریم‌چی از اول جز نوش به تحریم نمایش انتصخابات و ندادن فرصت مشروعیت زایی برای رژیم چه می‌توانم بگویم؟!

لاکن این را دوست دارم به آقای زیبا کلام (راستی این اسم فامیل واقعیشه یا مثل دموکراسی اسلامی آقایان یک چیز فیک و من درآوردیه؟!…) بگویم که مغلطه اصلاح‌طلبی و امکان اصلاح رژیم نکبت را نتوانستی هرگز به جایی برسانی و هرگز جوابی به این سؤال ندادی که خوب قبول، حالا چجوری بیاییم این رژیم فاشیست را که نطق و خایه همه را می‌کشد و تا دندان مسلح است و می‌کُشد اصلاح کنیم و لیست پیشنهاداتتان چیست؟!…

بیا و ببین تنها یک قدم مانده برای حریت،صادق خان… اینکه شجاعانه اذعان کن که اشتباه می کردی درباره این رژیم نحس و از استعداد قلمت برای براندازی نکبت استفاده کن…

https://iranwire.com/fa/features/34636

نوشته‌شده در نوش نگارش | ۱ دیدگاه

نامه‌ی بی خاصیتشان بخورد توی سرشان!

missils

دوستان، نوش…

فرانسه آلمان و انگلستان امروز یک صدای مشکوکی ازشان ساطع شد که چرتشان را پاره کرد و بعد پس از بیدار شدن نشستند و نامه ای به شورای امنیت سازمان ملل نوشتند و در آن ج.اس. را متهم به نقض قطعنامه آن نهاد نمودند بدین صورت که در آن نامه رژیم دزد و خونخوار ملاتاریا را در حال ساختن موشکهای قابل حمل بمب هسته ای قید کردند.

اگر کسی بهتر نمی‌دانست الان نوش و ایول نثار آن سه کشور برای این اقدامشان می کرد…

لاکن ما این را تحولی چنان بیگ تایم تشخیص نمی‌دهیم و زیاد اعتنا بهش نداریم چون مطمئنیم اگر این اقدامش را به هر گونه‌ای به ضرر ملاتاریای عزیزشان تشخیص می دادند این اَبَر زالو ها چنان کاری نمی‌کردند و کماکان در لالمردگی رقتبارشان کنج کوچه‌ی علی چپ مثل یک گدای جذامی بسر می‌بردند.

پس بروند گم شوند با این تظاهر به پایبندی به اصول چیپشان و مرده‌شورشان را نیز ببرد!!

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

حضور نظامی بیشتر آمریکا در خاورمیانه؟

Capture

دوستان، نوش…

سه چیز امروز در اخباری که وقت شد توسط اینجانب مرور شوند قابل تامل و بازگویی به حضور محترمتان هستند:

۱- نخست وزیر خوب و زحمتکش کشور دوست ایران اسرائیل امروز سریع پرید رفت لیسبون پایتخت پرتغال و با وزیر خارجه آمریکا در باره ملاتاریا و تهدیدات آن حکومت نکبت با هم صحبت کردند. نتیجه گیری اخلاقی مشترکشان در این مایه ها بود که فک ملاتاریا باید به نحو تاریخی و بنیادی پیاده و دهانشان آسفالت گردد.

۲- همه‌اش اینور و آنور خواندم که مقامات نظامی آمریکا می‌گویند شواهدی در دست دارند حاکی بر اینکه ملاتاریا دارد آماده به اقدام شرربار بزرگ دیگری در منطقه می‌شود ولی جزئیات بیشتری راجع به چگونگی و کی آن را ندادند.

۳- وال استریت جورنال ساعاتی پیش خبر داد که کاخ سفید در حال بررسی فرستادن ۱۴۰۰۰ نیرو و ده دوازده تا کشتی جنگی بیشتر به منطقه برای مقابله با تهدید ملاتاریا است. لاکن شما «در حال بررسی» را «تصمیمشو گرفتن» بخوانید!

شب بخیر لورا!

نوشته‌شده در نوش نگارش | 4 دیدگاه

ترودو دو رو!

twofaced
دیروز در حاشیه گردهمایی سران کشورهای عضو ناتو، جاستین ترودو نخست وزیر نمازخوان قربان صدقه اسلام و مسلمانان رو کانادا و مکرون و اینها دور هم جمع شده بودند و ترودو داشت غیبت ترامپ و مسخره‌اش را می‌کرد و با هم هِرهِر می‌خندیدند، غافل از اینکه دوربین و میکروفونی داشت ماجرا را ضبط می‌کرد!…

امروز که از ترامپ نظرش را در باره آن جویا شدند، او ترودو گودوخ را بی تعارف و بدون مکث » دو رو Twofaced» خواند!

دمش گرم. عین حقیقت را گفت!

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | ۱ دیدگاه

Mahshahr Massacre Video

نوشته‌شده در English | دیدگاهی بنویسید