سخنرانی مایک پومپئو دانشگاه لوییویل کنتاکی- ۲دسامبر۲۰۱۹

Capture

دوستان، نوش…

وزیر خارجه بسیار قابل و خوب آمریکا، آقای مایک چون تانک پمپئو، امروز در دیداری از دانشگاه لوییویل ایالت کنتاکی سخنرانی بسیار مهمی داشتند که چکیده قسمت های مربوطه به ایران آن را در زیر تقدیمتان می کنم و بعدش می‌روم کپه لالا:

– ما تحمل نمی توانیم بکنیم که رژیم های دیکتاتوری که در نیم کره ما واقع هستند با دعوت اشرار و عناصر بد خارجی به کشور هایشان سعی بکنند که دموکراسی‌های متحد با ما در منطقه را (کلمبیا؟!…) تبدیل به دیکتاتوری بکنند و برای ما ایجاد تهدید کنند.
مادورو در حقیقت به ایرانی ها اجازه آمدن به ونزوئلا را داده و از آن جهت ایالات متحده را با خطر حتی بزرگتری مواجه کرده.

– لبنانی ها و عراقی ها ایران و حزب الله را نیرویی متخاصم و سرکوبگر می‌دانند و آنان را از کشورشان بیرون می خواهند.

– تظاهرات مردم در بیش از ۹۰ شهر ایران نشان می‌دهد که جان مردم ایران به لبشان رسیده. آنها حکومت مذهبی را می بینند که دارد ثروتشان را می دزد. پولی را که بایستی صرف مهیا کردن مایحتاج مردم شود، آیت الله به نرخ ده ها و ده ها میلیون دلاری می دزدد و در جیب خودش می‌چپاند.

– گزارش هایی در دست هستند حاکی از اینکه نیروهای امنیتی به سوی چند صد معترض آتش گشوده و آنان را کشته اند (کشتار ماهشهر؟…) و هزاران نفر دستگیر شده‌اند. رژیم باید آنطور عوض شود که مردم می‌خواهند. (البته مردم می‌خواهند رژیم دیکتاتوری مذهبی به مردم سالاری به دور از نفوذ و اثر هیچ مذهبی [یعنی دموکراسی سکولار] تبدیل شود!…)

– دولت پیشین ایالات متحده جمهوری اسلامی را به عنوان متحد امنیتی در خاورمیانه برگزیده بود و برجام در آخرش تضمین می‌کرد که راه آسان دستیابی به بمب هسته‌ای برای رژیم باقی بماند. سیاست ما پس از بیرون آمدن از برجام در جهت زدن و زیر فشار قرار دادن مردم ایران نیست. کلی پول در ایران برای مردم ایران هست.
اگر آیت الله میتواند خرج برنامه موشکی را بدهد، خرج سانتریفیوژها و شبکه هسته ای را بدهد، خرج حزب الله در لبنان را بدهد، خرج جنگجویانی را بدهد که دارند به آمریکای لاتین می روند (عجب!…)، اگر رژیم این همه ثروت و پول دارد پس به اندازه کافی پول دارد که برای مردم خودش خرج کند.

منبع:

https://www.state.gov/diplomatic-realism-restraint-and-respect-in-latin-america/

نوشته‌شده در اخبار مَخبار!... | دیدگاهی بنویسید

نوره‌خور نشی، نوراللهی!

Capture
خیلی اسم با مسمایی داره طرف: الله ‌نورِ نورالّلهی!

یعنی یارو اسمش انقدر تابلو اه که آدم نمیدونه واقعییه یا چی؟… من که میگم فِیکِه!!!

آخه هوا کردن اسم این شوت در این برهه اصلا برای چیست؟ آدم اسم دار قحط بود؟!

آیا یه جور جواب طلسمی! به ورد زبان شهبانو است که همیشه یاد آوری می‍کند «نور» بر تاریکی پیروز است؟!

بعید نیست از این جانوران! اینان از زمان خود پیامبر فیکشان با جادو و جمبل سر و کار داشته‌اند و سوره های فلق و الناس را می‌گویند نمونه های آن است که به روایتی برای شکستن طلسمی بوده که می گویند محمد را به بستر مریضی داشته!! …

«طلسمی» میگم چون اولا اسم الله نور یک حالت قرینه‌ای دارد یا به عبارتی واروخوان یا پالیندروم وار میزند با نور اللهی؛ یعنی ترکیب اسم کوچک و اسم فامیلش عکس و برعکسی کار میکند با آن نور و الله‌اش و نیز میتواند سیگنال این نکته هم باشد که طرز جنگ ملاتاریا آسیمتریک است و مثل اسم خود نورالله قرینه کامل نیست!…

یعنی منظورم اینه که وقتی شهبانوی نیک روی و نیکو صفت ما در حالی که یکی از پرنسس نوه هایشان هم اسمش «نور» است، با امید صلح سعادت و شادی ایرانیان صحبت از پیروزی نور بر تاریکی میکند، تبار تاریکدلان اهریمنی ج.اس. بر می‌دارد و قاطری را که در اسم پالیندروم فیکش «نور» هست میگذارد پشت میکروفون تا عر و تیزش هیمه آور آتش جنگ باشد!…

خلاصه ذهنیات قاطی پاطی اینجانب در رابطه با طلسم و جادو را بگذارید بر طاقچه مزاح و به کنار، لاکن صحبت جدی و حیاتی مان الان این است که این الله خر خراللهی سپاا برداشت و جمعه پس پریروز گفت که ۲۱ هدف آمریکایی در آماج موشک های سپاه هستند و همچنین تل آویو و هیفا!…

در عین حال، چهار تن از ارشد ترین ژنرال های آمریکا یعنی فرمانده ستاد مشترک که مستقیم در کابینه ترامپ است، فرمانده سنتکام، فرمانده نیروی هوایی آمریکا در منطقه خاور میانه، و فرمانده نیروی هوایی آمریکا در منطقه عملیاتی اروپا و آفریقا در هفته های اخیر در رفت و آمد بین واشنگتن و اورشلیم و دیدار و گفتگو و رایزنی با همتایانشان بوده اند و خبر است که دیشب ترامپ و نتانیاهو در مکالمه‌ای تلفنی حرفهای آخر تکمیلی و هماهنگی برای اقدام مشترک نظامی علیه ج.اس. را زدند و والسلام…

حالا، فقط مانده که خدای نکرده چند تا موشک از غیب بیاید بخورد به هواپیمابر لینکلن که قشنگ در تیررس است و آنرا وسط خلیج همیشه واسماس غرق کند یا لطمه‌ای بزرگ بزند و تلفات جانی ببار بیاورد، تا شروع شود بازی ای که در خاتمه‌اش نه نشانی از تاک بماند و نه از تاک نشان…

در ضمن بمب هایی که در پیشینه عکس روی عرشه لینکلن می‍‌‌‌‌‌‌‌بینید فک نمیکنم خود جنس باشند ولی بدجوری آدم را یاد بانکر باستر یا بمب های سنگر شکن می‌اندازند!…

یا ناجی، مدد…

نوشته‌شده در نوش نگارش | 2 دیدگاه

خامنه‌ای بدون محابا توی قوطی!

Capture

دوستان، نوش…

امروز، یکشنبه اول دسامبر ۲۰۱۹، در میهن تحت اشغال کفتاران و ضحاک روزگار، روز آغاز ثبت نام برای خیمه شب بازی «انتخابات» مجلس اسلامی انقلابی بود و به گفته یکی از سران حکومت نکبت، صدها اسکول تا همینک برایش ثبت نام کرده‌اند. البته ایشان با عنوان «داوطلب» به اساکیل مذکور اشاره داشت!..

ولی نیامده ام اینجا که آن خبر را بازگو شوم، نازنینان. بلکه آمده ام به آقای خامنه ای گوشزد، که چه عرض کنم بلکه توضیح واضح، کنم که ببم جان دیر است برای تظاهر به مسئولیت شناسی و تقبل آن. خیلی دیر…

لاجرم تا به حال، امت عادت کرده بود که جناب سرتروریست دستار بسر، ولایت مطلقه بدون پذیرش مسئولیت کرده و حال سلطنتش را ببرد، و اصلا کسی هم جز تک و توک و خیلی پراکنده و دور از هم حرف و دغدغه‌ی مسئولیت ناپذیری خلیفه‌ی شیعه ایرانزمین را هم پیش نمی‌کشید و نمی‌زد دیگر!…

لاکن امروز او با باز کردن دهانش و حرفهای نسنجیده زدن در اشاره به آنانی که میخواهند خود را نامزد انتخابات مجلس بکنند و لذا «همین‌طور بی‌محابا می‌روند نامزد انتخابات مجلس می‌شوند» خودش را «بی محابا» توی قوطی کرد!

در آنجا بود که جناب ولی مسلمین جهان، آن رابط امام زمان و وصله زنجیر و سلسله‌ی حکومت الله بر روی زمین، خودِ مِچ مِچ ضایع کننده در حین سخنرانی، خودش!، دهان موعظه درباره مسئولیت گشود و افاضات ذیل را دُرّ افشانید:

«ما -حالا همهٔ ما نه؛ بعضی‌مان این جوری هستیم- به مجرّد اینکه یک مسندی، یک جایی، یا خالی می‌شود یا ممکن است خالی بشود، فوراً چشم می‌دوزیم که برویم آنجا. خب شما اوّل نگاه کن ببین می‌توانی یا نمی‌توانی. حالا بحث اسم‌نویسی برای انتخابات مجلس است، گفتند شروع شده، همین‌طور بدون محابا می‌روند.
خب شما که می‌خواهی بروی آنجا، آنجا سؤال دارد؛ این توانایی‌ای که خدا به من و شما می‌دهد، کنارش مسئولیّت هست. این که عرض می‌کنم، در مورد خود این حقیر از همه بیشتر است.»

یعنی آقای ولی مطلقه‌یِ هر-وقت-دلش-خواست-حکم-ولایی-صادرکنِ وقیح ملتِ تحت یوغ ایران با این جمله که «این که عرض می‌کنم، در مورد خود این حقیر از همه بیشتر است.» خودش دو چیز را حقوقا مستند کرد:

۱- ابراز و اذعان به درک مفهوم و مبحث «مسئولیت» دارد و می‌داند که هر کسی برای قدرتی که به دلیل مسندش تحت اختیارش هست مسئول است و مسئولیت دارد.
۲- او در ایران بخاطر داشتن بالاترین حجم قدرت حکومتی مسئولیت دارترین و قابل مؤاخذه و سؤالترین شخص در حکومت تام‌الاختیار ولایی‌اش است.

عجب عجب عجب!!!

چه شده است چرا اینطوری سدعلی خودکامه خود را توی قوطی حقوقی در زندان مسئولیت کرد، آنهم چنان بی محابا؟!!!…

شخصی در پوزیشن ولی فقیه که قانون اساسی چنان حکومتی را برایش فراهم کرده، با این احتمال که فردا شاید به محکمه های نقض حقوق بشری و جنایات مرتکبه برود، اگر عاقل باشد خودش را آنجوری آچمز می‌کند؟!…

یک وصف توجیه و توضیح آن قاط بازی در پیاله چنین می‌نماید:

علی آقا ترسیده و ریده. اوُ که هِئچ!…

لاکن وحشت زیاد استرس زیاد می‌آورد و امر و فرایند تفکر عاقلانه و تصمیم گیری های خردمندانه را بسیار سخت تا ناممکن می‌کند.

در عین حال، هنوز ته امیدی دارد به، یعنی چاره‌ای جز چنان تفکر ندارد!، شامورتی بازی ها و خیمه شب بازی های ظاهرآرای نظام نکبتش و هنوز میخواهد که انتصخاباتش برگزار شود و هنوز امیدوار است بتواند خنیاگرانه مردم را زامبی صف های جلوی صندوق های سرکاری کند تا بار دیگر تصاویرشان برای نظامش مشروعیت زا شود، ولی نمیخواهد هرچی جوات و موات و اره اوره و شمسی کوره هست که هرگز از غربال رد نخواهند شد بیخودی بیایند ثبت نام کنند و فقط ایجاد زحمت اضافه رسیدگی به پردازش تقاضانامه هایشان. بلکه بگذارند آنانی که هم اکنون منتخبند و می‌دانند بروند و مثلا ثبت نامهایشان را بکنند و همه چیز تمیز و طبق منویاتش سرجایش قرار بگیرد…

همچنین و همزمان، جناب علی آقا دارد به سبک و ورژن خودش «صدای انقلاب تان را شنیدم» ادا می کند و فکر می کند که اگر حالا شروع به تظاهر به مسئولیت پذیری بکند و نشان دهد که گربه دارد زاهد می‌شود و مسلمانا خوب خواهد بود برای آرام کردن اوضاع و بازپسگیری کنترل سابق.

ولی دیگر خیلی دیر است برای آن، اولا، و ثانیا اینکه با افاضاتی که در باره «مسئولیت» کرد او امروز مرتکب یکی از زیانبارترین کار ها را علیه شخص خودش با دهان همیشه در افشانش کرد.

تا بحال مسئولیت مسندی او به عنوان ولی فقیه، از لحاظ حقوقی که بتوان او را برای اتهامات به محکمه کشید، چون خودش هیچ وقت مسئولیت هیچ چیز را به شانه نگرفته بود و حتی ویدئو‌اش هم هست که گفته بود اصلا شایستگی مقامش را ندارد که هیچ بلکه به فحوی هشدار داده بود که اگر چنان شود و او حاکم شرع، امت باید خون بگریند، بسیار سوژه‌ای یا سوبژکتیو بود و چسباندن اتهامات به او سخت تر می‌بود.

لاکن سدعلی انیشتن ماشالاه دستش درد نکناد خودش آن مسئله را حل کرد و به دنیا با دهان و کلام خودش گفت که به دلیل اینکه بالاترین مقام و قدرت در نظام را به اختیار دارد از هر قاطری در آن سیستم حکومت ضدبشری تروریست مسئول تر است!

نتیجه اخلاقی برای شونصدمین بار: تمامی نظام باید مسالمت آمیزانه تعطیل کند و تحویلش بدهد به اتوریته گذار و برود چون دیگه تمومه ماجرا.

پ.ن. جان پیاله کسی نیاید و این گاف بزرگ مسئولیت پذیری شفاهی سدعلی را هم مثل اتمام حجت خیارشوری آن متوهم دیروز کاری دلیرانه توصیف کند. طرف قاط زده و دیگه حرف دهن و عواقبشو اصلا نمی‌فهمه. والسلام!

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

خیارشوری که دیگر شورش را درآورده!

Capture

این خیارشور کهنه‌ی کپک زده هنوز کاملا از پیت زنگ زده‌اش بیرون آورده نشده، شورش را در دیاثت در آورد!… یعنی واقعا به اِندِ کفی رفت به جان پیاله …

آخر یکی نیست به این موسوی «چیز» مغز بگوید یه دقیقه ساکت بشینی که نمیمیری که! پوزه بند مثلا حصر ده ساله‌ات را ده دقیقه دیگر کاش میزاشتی سر جایش بماند به خدا!!…

دوستان حالا دیگر واضح شد که این فلک زده‌ی قاط احوال را زنده نگه داشتند و گذاشتند نفس مسمومش را بکشد و هوای تهران را آلوده‌تر کند برای دقیقا همین روزها…

تا لپتاپ بگذارند جلویش و او بردارد و فاجعه میدان ژاله را به شاه فقید نسبت بدهد و او را به فحوی همخط و همردیف آدمکشان بکند و بعد یه عده هم باتلمبه زدن رسانه‌ای و قلمیشان بادش بلنند تا انشالاه یک جایی بگذارندش!…

چی شد؟!!! حتما احتمال عهده‌دار امور و اوضاع شدن شاهزاده جدی شده و جماعت دارند ایزی-لایف هایشان را خراب می‌کنند؟!!!

و نیز واقعا چندش آور و مایه آبروریزی فجیعی دیدم که چطور برای این میرحسین متوهم خیار شور که هنوز سرش بوی دوران طلایی امام را می‌دهد پپسی باز شد و ایشان «دلیر»»حجت با خامنه‌ای تمام کن» نامیده شد!!!…

عجب!!!…

حجت چی چی را آخر؟ خیار شور دلیر دیگر چه صیغه‌ایست؟! آیا خدای ناکرده بعضی وسط این هیر و ویر به دنبال راه انداختن بساط ورژن دوم ج.اس. با رهبری این خیارشورهای دلیر هستند؟!!…

کاش جماعت بهشان وحی نازل شود که جمع کنند بساط باخته شان را. دیگه تمومه ماجرا…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | 2 دیدگاه

Mahshahr Massacre

Capture

Unconfirmed reports of mass killing of protesters in the southern Port City of Mahshahr in the Khuzistan province are starting to appear in the stream of news coming out of Iran.

It is reported that several days ago protesters were chased into a surrounded marshy reed patch and then were fired upon.

There are also reports of Tank usage in the said carnage.

The number of the dead in the alleged massacre is unknown as of yet, though dozens are said to have been gunned down.

It is said that the stench coming from the rotting corpses out of the reedy killing ground, was what guided the relatives of the dead who had been searching for them since their disappearance following the anti government protests in Mahshahr.

As the protesters were mostly ethnic Arabs, this may also be seen and documented as an attempt in Ethnic Cleansing by the Khomeinist regime.

نوشته‌شده در English | دیدگاهی بنویسید

جنگ روانی با چرتولوژی ناب

Capture

یکی از دوستان بسیار دیرین فیسبوکی ما این عکس را برای ما فرستادند و اول حال مان گرفته شد که چرا این نازنین دارد وقتمان را اینجوری تلف میکند!… ولی بلافاصله در آن فایده روشنگری دیدیم لذا وقت و انرژیمان را روی آن صدقه راه خیر کردیم. همچنین بدکی هم نیست که مورد سرگرمی واقع شده و تبسمی را زاید…

دوستان، بنده با تکیه به تمامی دانش و تجربه‌ام در رشته های مهندسی برق و کامپیوتر، به اندازه می‌دانم که تشخیص بدهم پیامی که در این عکس تعبیه‌شده کاملاً چرتولوژی ناب است بدون یک اپسیلون حقیقت!!!

در حقیقت، ظن قوی بنده به این است که پیامی که در عکس ملاحظه می فرمایید یکی از تولیدات psychological operations (PSYOP) کارگاه جنگ روانی رژیم است.

ساده لوح نباشیم نسبت به دشمن: رژیم و پاسدارانش در خیلی رشته‌ها درس هایشان را خوانده و مشق هایشان را خوب نوشته اند.

نوشتاری که در این عکس ملاحظه می فرمایید بسیار تابلو بوی عملیات روانی را دارد … همه‌اش را بخوانید: تنها منظورش این است که مردم را ترسانده و آنان و یا حد اقل موبایل هایشان را که ویدئو و عکس می‌گیرند از خیابان و تجمعات به دور نگه دارد!

این یکی، و دیگر اینکه بله، از لحاظ تئوری با دوربین مجهز به حسگر مناسب برای دیدن اشعه گاما می‌توان شیئی را که آن را ساطع می کند دید و فقط گفت که بله یک چیزی دارد اشعه گاما در جهت نگاه دوربین ساطع میکند. همین!… و الا مبحث خواندن اطلاعات دیجیتالی روی سیم کارت خاموش، که نمی‌دانیم چطور قرار است در وهله اول اشعه گاما ساطع کند، و دیگر چیزهای مجهز به چیپ، را از آنجای عمه‌ی محترمشان درآورده‌اند!!!…

همچنین اینکه صحبت از داشتن کلی تعداد دوربین مخصوص حسگراست اولا، و ثانیا اشعه گاما یک اشعه هسته‌ای است که با آن نمی شود شوخی داشت و کار دست خود نداد!

بی‌انصافی است لاکن اگر نگوییم: جمله‌ی آخرش امیدوار کننده است والّاه!… آخر دلیل اینکه «متاسفانه هیچ شبکه‌ای اطلاع رسانی نمی‌کند» این است که آنها هم تشخیص می‌دهند چه کرسی شعری را وقت تلف خواندنش کردند!!… اقلا من یکی یک کاری باهاش کردم…

پس دوستان، اسکول دشمن با پیام این عکس نشوید و از آن به عنوان مزاح بگذارید.

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

جمعه سیاه

Capture

جمعه سیاه بود امروز در آمریکا.

جمعه سیاه نه به خاطر اینکه فاجعه‌ای اتفاق افتاده بود یا اینکه سالروز فاجعه‌ای بود و مثلا یادمان روز آغاز انقلاب شومی…

جمعه سیاه روزی است که پس از آخرین پنجشنبه نوامبر، روز شکرگزاری آمریکا، واقع می‌شود و موسم خرید و کادوهای کریسمس را رسما آغاز میکند.

داستانک هایی این ور و آنور هست که چرا این روز اسمش را چنان گرفته، لاکن من دوست دارم فکر کنم جمعه سیاه اسمش به این خاطر است که سیاهی لشکر های مردم منتظر بیرون در مغازه و فروشگاهها بلافاصله بعد از این که مغازه ها در این روز باز می شوند و بزرگترین تخفیف های سال را برای کالاهایشان می‌دهند به داخل هجوم می آورند و با قاپیدن کالاها شروع به خرید هدیه های کریسمسشان می‌کنند…

بله روز جمعه سیاه، گرچه در آن دعواهایی هم در مغازه ها سر اجناس خوب تمام شده رخ می‌دهد، روز بسیار شاد و شلوغی است…

روز خوبی پس از روز شکرگزاری که هر سال آمریکایی ها جشنش را می‌گیرند و مقادیر معتنابهی بوقلمون و ژامبون تناول می‌کنند…

بالاخره آمریکایی‌ها چیزی دارند که به خاطرش شکرگزار باشند. یا حد اقل سالی یکبار هم که شده عادت دارند که در خلوت ذهن خود مرور این را بکنند که در زندگی‌شان چی مهم است که چه و که را دارند که برای داشتن آنها سپاسگزار خدای خود باشند؛…

ولی راستی آخرین باری که ایرانی ها در ایران چیزی داشتند که به خاطرش بتوانند شکرگزار باشند کی بود؟!

آیا کافیست که شکرگزار باشند کشورشان به خرابی سوریه و سومالی نیست؟…

تظاهر و تعارفات مستمر به کنار، اصلا ما ایرانی جماعت چقدر اهل شکر و تشکریم؟…

یادم هست وقتی که بچه بودم کشوری داشتم با یک شاه که به خیال خودش می خواست آن را به دروازه های تمدن برساند…
کشور بسیار خوبی بود… عکس های سیاه و سفید خاطراتش هنوز در لایه خاکستری مغزم دارند به من نگاه می‌کنند…

شاه، خوب و بد، کشوری را داشت اداره می کرد که همه مان باید به خاطر داشتنش شکرگزار میبودیم ولی نبودیم…

و آخرش به روزگار سیاه امروزش نشستیم…

این چه جمعه‌ی سیاهی‌است پس از ریخته شدن خون سرخ آخرین شهیدان جوان ایران…

و حال در این جمعه سیاه، خاطره های روزهای خوش به ناشکری رفته گذشته،
چه غمگین و سیاه خاطرم را کرده…

ولی غلط کردم خدا،
برای همین سیاهی جمعه‌ام نیز در این جمعه سیاه،
تو را شکر…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

حمایت تاریخی پرزیدنت ترامپ از دموکراسی خواهان هنگ‌کنگ

Capture

آقا، نوش…، کُنفُوسیوس از جانب چینی ها می‌خواهد بردارد بیاید و وساطت کرده و به پرزیدنت ترامپ بگوید بترکد تخم چشم حسود و لال شود هر که اعتراض کند… شما تا صبح جفت شیش بریز و هر تعرفه‌ای را هم که خوابش را دیدی بگذار به روی هرچی که دلت میخواهدعلیه ما، لاکن جان مادرت برندار مداخله بکن بین کَل کَل ما با هنگ کنگ و معامله‌ات را نگذار روی دیل ما با آنها آخر عزیز برادر!… والّاه!!!…

ولی جدی ها!… می‌گویند الان انقدر کُفری‌اند که اگر به رهبران چین کارد بزنید خونشان در نمی‌آید. چرا؟!…

چونکه بدجوری ضدحال ریخته شد در آششان و کارشان حتی به تهدید های تلویحی کشید از بابت اینکه جناب ترامپ شیردل برداشته و امروز لایحه مصوبه اکثریت آرایی کنگره و سنای آمریکا بری حمایت از معترضین دموکراسی خواه هنگ‌کنگ را امضا کرده و رسمیت قانون را بدان داده، علیرغم اینکه تا دیروز می‌گویند مدام ورد زبانش بود و اشاره می‌کرد به اینکه باید خوب به این قضیه اول نگاهی از زاویه بررسی بکند و بعد برای علم‌الابیان از آن نمونه برداری کند و.. بعد سر یک بازی گلف انشالاه آنرا با آشنایان و اهل فن و بر و بکس مار-ئه-لاگو مطرح بکند و اینا، تا ببیند چی می‌شود!… چون اگر قانون شود، خدا وکیلی برای دیل های او با چین مشکل‌دار و حتی شاید سه خواهد بود!…

لاکن ما در خرابات پیاله نوش را در تقدیر و تجلیل آقای شیردل به ترفیع و تنزیلش به شرب می آوریم چرا که ایشان با این امضای تاریخی‌شان رسماً حمایت آمریکا را از دموکراسی خواهان جوان هنگ کنگ که دیریست در اعتراض و تظاهرات خیابانی بوده‌اند و شهید داده‌اند ثبت دفتر شاهد تاریخ کردند…

و آخرش شد اینکه بچه های شیک هنگ کنگ را تاریخ بزرگشان کرد تا بالاخره بیایند و جنازه شهید دموکراسی خواه چین دوران جوانی والدینشان را از کف میدان تیان‌آن‌من بردارند و حمایت آمریکا را کسب کنند.

آفرین!…

در دامنه و عمق تاثیراتش، فعلا تا مرکب آن امضا خشک بشود، این تحول حد اقل دلگرمی و حمایت معنوی بزرگی است برای دموکراسی طلبان هنگ‌کنگ و نیز این سیگنال را می‌دهد که اینجور کار های ذوالجناحی را قانونگذاران آمریکا می‌توانند برای دموکراسی خواهان ایران بکند که ترامپ سه سوت آن را امضا خواهد کرد، لاکن همین الانش هم الحق که ترامپ با آن اقدام امروزش آمریکا را دوباره بزرگ، و والاییش را احیا کرد.

With signing the bills in support of Hong Kong’s Democracy Movement, President Trump Made America Great Again.

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

کنسولگری سوخت. یا امام حسین!!

Screenshot_2019-11-27-14-59-55-1
مثل اینکه این توبمیری عراقی های معترض دیگر از آن توبمیری ها نیست!

ساعاتی پیش گویا تمامی ساختمان کنسولگری رژیم نکبت و مرگ و ویرانی را در نجف به آتش کشیدند، گرچه کارکنانش از پیش باخبربودند و مقر را تخلیه کرده بودند…

البته این مطلب فقط بهانه بود تا این عکس خفن تاریخی را که الله خرچنگی را عنقریب سوختن در شعله های نفرت عراقی ها نشان میدهد بازتاب دهم…

ایول…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

تکه بعدی پازل جنگ را سلامی جور کرد

Capture
سلامی به کرسی شعرگویی و اشکول بازی هایش ادامه بدهد و از جِد و جهدش در آن راستا نکاهد، اگر واقعا می‌خواهد همانطور که گفت «ذبح و قطعه قطعه» شود!…

کیپ-ایت-آپ Keep it up به قول آمریکایی ها!…

در پیاله واضح تر از این نیست که این دوزخیان دارند خط به خط از روی یک سناریوی از پیش نوشته می‌خوانند و می‌کنند…؛ سناریوی به آتش کشاندن و تحویل دادن سرزمینی سوخته عاری از مزاحمت ساکنین بیخودی جلوی دست و پا که فقط برای لوله کشی نفت منطقه از درونش خوب است و بس…

آخر آن سناریو با تفکرهای مهدویتی آخرالزمانی یابوهای پیری که هنوز ادای کره‌خرهای افسار گسیخته را درمی‌آورند خیلی خوب می‌خواند!…

دندان های فاسد این شیعیان سالامی و کالباسی و عباسی را آنانی که برایشان امام زمان ساختند و امام سیزدهم نحس بی‌زمان و هیچی را دادند، خیلی خوب شمرده‌اند. و حالا هم چه حساب شده سناریوی شومی را گذاشته‌اند توی دستشان…

این سلامی با آن دهان گشاد و بد بویش بعد از اینکه «نجابت» امت ساندیس‌خور را تجلیل کرد، برداشت نجابتی را که ترامپ در دوری جستن از واکنش نظامی به ساقط کردن پهپاد آمریکایی و حمله به تاسیسات نفتی کشور متحد آمریکا نشان داد، به سخره گرفت و دهان کجی‌اش کرد، و تهدیدی بزرگ هم چاشنی‌اش کرد و توپ را به زمین ترامپ انداخت.

حالا خودتان بگویید دوستان:

آیا حالا خیلی سخت است تصور و قائل شدن احتمال اینکه:
جل‌الخالق، یکی دو روز دیگر یکی برای خامنه‌ای سلامی و اوباش یک ‹عبور از خط قرمزی› قشنگ و مَشدی که به مامان و آباجیشان برازنده باشد فراهم خواهد کرد و بعد در پاسخ به آن، چون وعده اش را هر دو فرمانده های سنتکام و سپاا داده‌اند، سپاا لینکلن و همچنین استقراراتی از نیروهای آمریکا و مؤتلفین در منطقه خلیج فارس را به هدف گرفته و اینبار خسارات جانی زیادی به «دشمن» وارد خواهد کرد.

آیا سخت است تصور چنان خطی در سناریو و یا تکه‌ای دیگر بودنش در پازل؟!…

گر چنان شود که بسیار محتمل است، در پی غرق شدن و یا درب و داغان شدن لینکلن و اینها و انتشار خبر کشته شدن فله‌ای نیروهای آمریکا تحت فرماندهی سنتکام روی آب و در خشکی، ب-۵۲ های آمریکا به پرواز در خواهند آمد و …

مواظب باشید ملت. همینجوری تخمی تخمی دارد سه می‌شود ها! عده‌ای دوزخی می‌خواهند بهشت موعودشان را، که چهل سال زور زده‌اند جماعت بیخیال را به سمتش با امر و نهی و شلاق و جریمه هدایت کنند، دوباره با شهدا پرکنند و شما هم دم دست هستید…

اگر هست، دوستان روشنگری کنند، لاکن هیچ استلزامی هم به قاعده نیست که بعد از شخم زده شدن زیرساخت های ایران و کباب شدن میلیون ها طی آن، شخم زنندگان ایجاد و نصب حکومت جدیدی را در ایران هزینه کنند. با بقایای سپاا و ارتش، مجتبی هم شاید برای مدتی وظیفه نگهبانی از خطوط جدید نفت را عهده‌دار شود و بساط کیم جون جونی ایران اسلامی سبک خودش را دائر کند…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید