خبر مهم آقای علی جوانمردی

من تا امروز نمی دانستم بشری به نام آقای علی جوانمردی وجود دارد.
تنها چیزی هم که الان بجز قیافه ایشان درباره شان می‌دانم این است که خبر مهمی داشتند که به جان مردم مربوط می‌شود و برایتان از ویدئوشان گلچین کردم و دستشان درد نکند.
اگر این کار ایشان فِیک نیوز نباشد، حتما گود نیوز هست!!!

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

پیشرفته ترین سیستم ضدهوایی آمریکا در اختیار اسرائیل

Capture

صحبت از سیخ کوبیده اضافه بود…
آن را البته نیکان به مهمان تعارف خواهند کرد تا کم نیاورد!
و در عکس بالا ببینید کی دارد می‌آید به ضیافت خرداغ کنی!!
سیستم های ضد هوایی تاد آمریکا دارند با خدمه شون البته وارد اسرائیل می‌شوند.
نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

پیامد یواشکی بازی با بشار اسد، کارت بلانش روسیه به اسرائیل

در پستی که راجع به مقاله‌ی اخیر دکتر لدین نوشتم به خدمتتان عرض کردم که پوتین بدجوری کفرش درآمد وقتی که مطلع شد یواشکی بشار را آوردند به تانگو در تهران با آقا و برش گرداندند. نیز اشاره به خیلی ایاق شدن پوتین و نتانیاهو کردم و…
وانگهی مقاله ای در فرارو خواندم همین الان که شاهد از غیب با یک سیخ کوبیده اضافه شد برایمان!…
برای تنبیه سلطان نمک نشناس تهران، حاج ولاد امیر روس زاده آزادی عمل اُوِرت کارت بلانشی داده به نتانیاهو و طبق تفاهم و توافقهایی که شده اسرائیل بازوی نظامی اصلی «گروه کاری» عنقریب التاسیسی خواهد بود که به همراهی روسیه «همه» نیروهای خارجی را در راستای «عادی سازی» اوضاع سوریه از آن ویرانسرا بیرون خواهد راند!!!
تصورش را می‌توانید بکنید؟!…
یک ترجمه این تحول اخیر این است که نیروهای مسلح اسرائیل اکنون رسما دستشان باز است که به هر نحوی که خواستند بروند سراغ کفتر های حرم در شامات و ترتیب رذلا چنان دهند که خسرو شیرین کرد!…
در ضمن با بشار اسد هم داستان یک بار جستی ملخک خواهد بود زین به بعد، اگر من جای پوتین بودم، و بشار را تا تاریخ انقضایش در کاخش به حصر نگه می‌داشتم!
در آن ویدئوی تاریخی اندی پیش دیدید که افسرهای روسی در خاک خودش در تشریفاتی که برای دیدار پوتین از پایگاه روس ها در لاذقیه ترتیب دیده بودند چگونه بطور فیزیکی او را هدایت کردند و بگونه یک یتیم صیغه دم دستی با او رفتار کردند…
برای آمدن شاهد از غیب برای آن هم اصلا نگران نیستم. این شاهد غیب… نوش… همینک خیلی کارنامه خوبی در پیاله سرای خراباتمان دارد…

https://goo.gl/4vABx8

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

کارمای کسی که ترامپ را مادر قحبه خواند!

Capture

واخ واخ، نوش!!…

راستی چه کارمایی درست کرد برای خودش این خانم رشیده طُلَیب مسلمان فلسطینی زاده با دهان و دست خودش وقتی که به هنگام اطلاع یافتن از پیروزی اش در انتخابات کنگره در رابطه با ترامپ رئیس جمهور کشوری که در آن به کنگره‌اش راه یافته بود گفت «خُوب حالا بریم آن مادر قحبه را خلع مقام کنیم!»

ولی قبل از اینکه کسی را خلع مقام کند گزارشات حاکی بر اینند که خانم دو بار برای خودش از حساب کمپین انتخاباتی که پول بیت المال مردم آمریکاست چک نوشت و دوان دوان رفت و به بانک و بطور غیرقانونی و خلافکارانه یکی در نوامبر و یکی در دسامبر به جمع مبلغ ۱۷ هزار و پونصد دلار ناقابل به حساب خودش به عنوان «حقوق مزد نامزدی انتخابات کنگره» واریز کرد. یعنی آینده شغلی نمایندگی کنگره آمریکایش را به هفده هزار و پونصد دلار خاک بسری ریسک کرد و حالا خودش را مواجه با آبرویی ریخته بدتر از یک قحبه در آمریکا می‌یابد!!!

محض اطلاع دوستان، قانون انتخاباتی آمریکا چنین روا دارد که در طی نامزدی و در طول کمپین انتخاباتی یک نامزد انتخاباتی تا روز رای گیری و یا بیرون روی از رقابت حقوق بگیرد، که ایشان حدود جمعا ۳۱ هزار دلار از آن بابت کسب حلال! کرده بود؛ لاکن از روز انتخابات به بعد دیگر نه، و طبق قانون دیگر حق نداشت برای خودش چک حقوق نامزدی بنویسد و نقد کند…

ولی نشان داد که با همه تحصیلات عالیه لاکن همان گدای بی پرنسیب است و طینتش چنان خراب است که صبر نتوانست کند مانند بقیه شان در کنگره تا به منسب و دفتر و دستکش برسد و بگذارد لابیگران به او سر وقتش حال های مالی و اقتصادی آنچنانی بدهند که هفده هزار دلار فقط انعام شام شبهای ضیافتهایش شود!… و گذاشت طمع پول خورد کار دستش بدهد.

بله، یک گدای بی‌پرنسیب دهن دریده ولی با تحصیلات دانشگاهی در حقوق که آنهم وقتی او را به سؤال بکشند خیلی برایش بد خواهد شد چون نمیتواند بهانه بیاورد که از قانون بی‌خبر بوده!

آخیش!… کیف کردم. مرسی فری!…

حالا ببینیم کی اول خلع مقام میشه؛ ترامپ یا او؟

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

مایکل لدین: اگر آمریکا دخالت نظامی نکند، دیگران خواهند کرد

Capture

دوستان،
نوش…

دکتر مایکل لدین که او را تنها با نثرش می‌شناسم، یکی از انسان های فرهیخته و بی تعارفی است که راجع به ایشان بنده دیریست که خواسته‌ام در فردای آزادی ایران واقعا سزاوارا بلواری یا خیابانی اقلا در تهران به اسم و یاد او نامگذاری شود و زیرش هم در گیومه حکاکی شود Faster Please …

چرا که الحق او هرگزمثل خیلی از بقیه چهره های سرشناس سیاست آمریکا و غرب، ایران را فراموش و یا شرف خود را فدای لبخند ژوکوندی مریم جون نکرده و در پاس داشتن حقیقت اینکه والّاه بلّاه حکومت ملاها نکبت است، تروریست و تروریست پرور است، و باید هرچه زودتر برود به آنجا که عرب نی انداخت، ذره‌ای هرگز کوتاه نیامده است.

یعنی بی اغراق، همه ماشالاه آپوزیسیون پارسی گویشور را بگذارید یک طرف، و دکتر لدین را هم یک طرف که اگر از آن وزینتر نباشد کمتر نیست، زیرا که نگذاشته رهبران آمریکا یک دقیقه به خواب فراموشی در باره ملاتاریا و جنس و کار اهریمنی‌شان بروند ، بسکه در باره آنان نوشته و افشاگری و روشنگری کرده و ورد زبانش را به خاتم آن نهاده که «سریعتر لطفا! Faster, Please».

حال در مقاله اخیرش، در نگرشی به اوضاع دردناک و غم‌انگیز ایران و ونزوئلا دکتر لدین اذعان دارد که بهترین وسیله خدادادی انسان برای پیش بینی وقوع انقلاب، نه مغز و قدرت تحلیل و تفکر او، بلکه دماغ و حس شامه اوست که بوی انقلاب عنقریب الوقوع را در خواهد یافت.

او استدلال می‌کند که اگر پیشبینی انقلاب وابسته و ناشی از قدرت تفکر و مهارت در تحلیل بود، پس چرا دستگاههای اینتلیجنس و اطلاعاتی غرب و آمریکا انقدر در آن جهت پیاپی و طی دهه ها تِرِکمان زده و گاف داده‌اند؟!

و پس می‌گوید که در حال حاضر چنان بویی نه در ونزوئلا و نه در ایران به مشامش نمی‌خورد، چرا که صرفا وجود شرایط بد و بدبختی و نکبت زندگی برای ایجاد جرقه‌ی انقلاب کافی نیست و مثال می‌زند شوروی، کره شمالی و کوبا و دیگر دیکتاتوری ها را که مردمانش دهه ها با شرایط بد زیستند و جیکشان هم در نیامد…

و از طرفی دیگر می‌گوید که در طی تاریخ، اقدام نظامی از خارج توانایی انقلاب زایی بسیار ملسی در داخل داشته، و رو راست اینکه، اگر آمریکا در ایران و ونزوئلا دخالت نظامی نکند، دیگران خواهند کرد!…

یادمان باشد که تا به حال، دکتر لدین کمک آمریکا به آزادی خواهان ایران را همیشه با عباراتی چون کمک های فناوری ارتباطاتی، لجیستیکی، معنوی، و غیره تا، حد لب خط قرمز اقدام نظامی، تبیین و طلب می‌کرد، لاکن امروز روز دیگریست و صحبت ایشان هم ندایی دیگر…

پاراگراف آخر مقاله دیروز دکتر لدین، که معمولا جای جمع بندی و نتیجه‌ی اخلاقی در نوشته های اوست، دقیقا چنین می گوید:

«به باور من، بایستی که وارد عمل (مداخله نظامی) شویم. برای تمام کردن کار، سخنرانی و تحریم یحتمل کافی نخواهد بود. متحدین امروز ما و آنانی که فردا انقلابیونشان خواهیم خواند، حق دارند که (در مورد حمایت و پایبندی آمریکا) شک و تردید داشته باشند. مشکوک و تهی از اعتماد به اینکه بیایند و جانشان را بگذارند کف خیابان و آمریکا تفنگداران دریایی‌اش و یا اقلا نیروی هواییش را برای حمایت نفرستد. امیدوارم که شکشان به اشتباه باشد.»

این دفعه ولی، من امیدوارم که دکتر لدین اشتباه خوانده و وضع خراب و نابسامانی ایران در داخل و خارج از مرزهایش همراه با نگرانی مردم از پیامدهای احتمالی انفعالشان بزودی عامل مکفی ایجاد جرقه‌ی آتش طغیان و سونامی حرکت مردمش خواهد بود و نیازی به دخالت نظامی نیروهای بیگانه انشالاه نخواهد بود.

چرا که حتی اگر مردم شک داشته باشند به اینکه ترامپ شیردل در آخر با آنها خواهد بود یا نه، من اطمینان دارم که اگر در پی ریختن مردم به خیابان ها سرکوبی در برنامه باشد، خود نظام هم شک ندارد که بر خلاف اونه‌باما که مدت ها پیش از مطرح شدن میرحسین و انتخابات کذایی لاس زدن با ملاتاریا را آغازیده و بدان پرداخته بود و لذا هنگام راهپیمایی میلیونی مردم معترض ایران رفت ساکت نشست در دستشویی دفتر بیضی کاخ سفید و با خودش بازی کرد و فانتزی محبوب آن روزهایش یعنی دیدار در تهران با آقا و میراث صلح با او به جای گذاری را مرور کرد، ترامپ بی هیچ تردید و تشریفاتی با توسل به تعهد رسمی ایالات متحده به آر-تو-پی R2P مارین ها و نیروهای ویژه اش را حتما به ایران خواهد فرستاد و دقیقا هم همان دلیل و ترس است که آقا را از فرستادن انبوه اراذل اوباش به جان مردم بازداشته… و در ضمن بر سر ایران، ترامپ دیلش را با پوتین کرده و تاخت هایش را هم زده!…

R2P یعنی «مسئولیت حمایت Responsibility to Protect» و ویکی‌پدیای فارسی در باره‌اش مفصل نوشته که مرورش خوب است. اتفاقا، خود پوتین هم با تمسک به همان آر-تو-پی بود که همین چندی پیش برداشت نیرو فرستاد به اوکرایین و آنجا را راست و ریست و کریمه را ملحق به روسیه کرد و پس لاجرم رطب خورده منع رطب کی کند؟!

نیز، جدیدترین تحولات هم حاکی از اینند که پوتین و نتانیاهو پس از توافقات اخیر در پی سفر نخست وزیر اسرائیل به مسکو و نشستن ور دستش خیلی هم با هم ایاقتر شده اند و دیل کرده‌اند که اشتراکا همه نیروهای خارجی را از سوریه بیرون بیاندازند، و این در حالیست و شاید هم به این دلیل که وقتی پوتین فهمید مش قاسم بشار اسد را یواشکی آورد به تهران تا معاهده های انحصاری بازسازی سوریه را با او طی کنند و برش گرداند سریع، اگر کاردش میزدی خونش در نمی‌آمد از بس عصبانی بود و بدجوری احساس چیز و ناروخوردگی از جانب ملاهای نمک نشناس را می‌کرد که دنیا شاهد بود در سوریه تمام شده بودند اگر او به یاریشان نمی‌شتافت.

پس در حین حمله احتمالی که نیروی هوایی اسرائیل با پشتیبانی نظامی آمریکا به مواضع تاکتیکی و استراتژیک نظام ج.اس. طبق آنگونه که با هم تمرین کرده‌اند خواهد کرد، در پیاله دیده‌ام که پوتین در حال تماشای آن عملیات در دفترش خاویار خزر را مزه‌ی ودکایش کرده و به نوش می‌کند و فی‌مابین نوشی به نوش دیگر هم روی میز با دست لزگی دوانگشتی می‌رقصد!…

لزگی دو انگشتی تا حالا رقصیده‌اید؟! خیلی حال دارد، حتما امتحان کنید!!!

بنابر این باورم داشته باشید، جماعت، که ایندفعه اگر مردم مثل روزهای پیش از افتادن جنبش ۸۸ به دام سبز رنگ میر چسین و همتای مارمولکش بریزند بیرون، و حتی اگر نیرویی هم جز معدود اشاکیل و شساکیل تا آن موقع وفادار به نظام خون آشام ملاهای نکبت باقی مانده باشد و بر و بکس فرز و زرنگ به موقع سوئیچ های ایول دار در وفاداریشان به جهت مردم نکرده باشند، به قول اون گوربگورشده هیچ غلطی نخواهند کرد…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

ملا و پلوتونیوم

Capture

دوستان،
نوش…

در طی پروسه‌ی تشعشع میله های اورانیوم سوخت نیروگاه برای بجوش آوردن آب و استفاده از نیروی مکانیکی بخار آن برای چرخاندن مولد و تولید برق توسط آن، مقداری پلوتونیوم فرآورده میشود که با آن نیز البته می‌توان بمب جانانه‌ای ساخت و نیاز به سانتریفوژ برای غنی سازی ندارد. پروسه‌ای که صدا و جیغ دادش زیاد است و یواشکی نمی‌شودش کرد و با فناوری موجود امروز حتی با ماهواره در مدار زمین هم می توان ماجرا را تایید کرد و شنید!!… (منتها نمیشود گفت مثلا چند تا سانتریفوژ دارند می‌چرخند؛ ۳۰۰ تا ۱۰۰ تا چند تا؟…)

البته، باید آن میله های سوخت را در وقت معینی از آب بیرون کشید و از چرخه خارج کرد و به استخراج پلوتونیوم آن پرداخت؛ وگرنه اگر میله های اورانیوم را بگذارند تا کاملا تا آخر زمان مصرف به کار ایجاد حرارت برای برق ادامه دهند، دیگر به درد ساختن ترقه چهارشنبه سوری هم نخواهند خورد!…

تقریبا شش سال پیش همان اولش که بالاخره نیروگاه به طور آزمایشی راه اندازی شد، بعد از دو سه ماه تولید برق ناگهان خاموشش کردند چون گفتند یکی ته مخزن آب آن پیچ و مهره ای افتاده یا چیزی مشاهده کرده که طبق ملاحظات ایمنی بس مسئله ساز است و اقدام به شات-داون لذا واجب!…

پس میله های اورانیوم سوخت را هم که قشنگ پر از پلوتونیوم ناب و قابل استخراج بود در آوردند و کس نمی داند به کجا برده شد و آیا همان میله ها را به نیروگاه برگرداندند و یا میله های جدید دیگری نصب شد؟!…

حال، اولا، خدا را شکر که بستندش، چون در حمله هوایی و بمباران احتمالی نیروی نظامی ائتلافی که بزودی با سوت پایان بازی وقت اضافه آماده شده بیاید تا ترتیب ملاتاریا ودک و دسته‌ی اوباش چکمه و یونیفورم پوششان را بدهد، کی فکر نمیکند نیروگاه بوشهر جزو هدف های مطلوب نخواهد بود؟ و اگر بمباران شود، که نزدیک است و دم دست، در حالیکه میله های اورانیوم هنوز داخل رآکتور هستند آنوقت یک چرنوبیل دیگر منطقه‌ی خلیج فارس را به تباهی زیستی با ابعاد غیر قابل تصور خواهد کشاند. پس خاموش ساختن و تهی شدنش از مواد هسته‌ای یک چراغ سبز جانبی یا گُو Go لازم به کسب در چک لیست پیش از حمله بود که حالا شده و کارکنان روس معاهده کار آن نیز میتوانند برگردند به کشورشان و بگذارند بدبخت هایی که محض درآوردن نان آنجا میخ خواهند بود …

فرعا، یادآوری نیز بکنم که همان اول که دنیا رسما آگاهی یافت که نیروگاه اتمی بوشهر تولید برق آزمایشی اش را آغاز کرده، این جانب در سایت دوستی راجعش نوشتم و خرد دادن توانایی تهدید انتحاری هسته‌ای را به پاسداران نظام خمینیست به سؤال کشیدم!!!
مگر انتحاری بازی، بازی رواج داده شده توسط همین فرقه‌ی خون آشام نیست؟!!!
مگر همه‌اش تهدید به بستن تنگه هرمز که کاری انتحاری است و خودشان هم می‌دانند که هست، نمی‌کنند؟!!!
مگر همه‌اش تهدید به محو اسرائیل از صفحه‌ی روزگار که کاری انتحاری است و خودشان هم می‌دانند که هست، نمی‌کنند؟!!!

لاکن دیدیم که شد، و یک بازی در ظاهر صلح جویانه تولید انرژی هسته‌ای ۶ ساله تا دیروز انجام شد….

نیز، خودشان که گفته‌اند آخرش به اندازه کافی نتوانستند برق تولید کنند که با پول آن مخارج تولید را بپردازند، حالا منفعت پیشکش!

و لذا درش را بستند. فقط معلوم نیست در این شش سالی داشتند اورانیوم بازی صلحجویانه می‌کردند و هی می‌کردند توش و هی درش می‌آوردند چند دفعه هی پیچ و مهره های کار بنجل روس ها ته مخزن آب مشاهده شد ، و یا به انواع و انحاء بهانه های دیگر، رآکتور آفلاین شد و میله ها بیرون کشیده و یواشکی تعویض شدند؟!..

قول می‌دهم که نه فقط من این به خاطرم بوده و هنوز هم میخواهم بدانم عاقبت راستی چه خبر است با تورقوزآباد و مناطق آلوده به مواد هسته‌ای شده تهران، بلکه بروبکس سیا و امنیت ملی آمریکا با دوستان در موساد نیز ننشسته‌بوده‌‌اند فقط چرت بزنند و مگس بپرانند و این مهم نیز دغدغه خاطرشان بوده که دقیقا چقدر پلوتونیوم نظامی دست ملاهاست و کجاست؟ آیا خدای نکرده دارد و یا شده سوار کلاهکی در جایی؟!…

آنان، برای چنان دغدغه هایی البته حقوق و مزایای جانانه‌ای میگیرند،

لاکن المنت للاه لاجرم که من کارم نیست بیش از نگه داشتن این قلم در یک دست تا حقیقتش را روان و پاس دارد؛ نوش و بس! و نه تصمیم گیری و اجرای کارهای سخت ،
و البته نگه داشتن پیاله در دست دیگر…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

جوات، پَنیک نکن!…

Screen Shot 2019-02-27 at 11.48.57 AM
«جوات، پَنیک نکن» در حقیقت همان چیزیست که بیت به ظریف دلتنگ آمریکا گفت و تاکید مضاف کرد که فعلا وزیر خارجه ما تشریف دارید و قرار نیست جایی تشریف ببرید…

و حتما هم به علاوه بر آن به او گفتند که غلط کردید وقتی که فکر کردید به منسب وزارت شما با برنامه تانگو با بشار اهانت شده، به رگ غیرت وزارت و دفترتان خورده و به پا خواستید و احمدینژاد بازی درآوردید که این گونه وزیر نیستید و میخواهید قهر بکنید و زود در روید تا جا و مجال کی بود کی بود من نبودم بازی را هم در کشور دیگرتان داشته باشید!.. مگر کجای نظام درست است که کار و بار وزراتخانه های تزیینی و وزرای ملیجکی اش درست باشد؟؟…

ببینید دوستان،
این آرمان خواهی کار دست جوات و خیلی های دیگر مثل او در آمریکا داد…
اصلا آرمان خواهی تبدیل به ویژگی خطرناکی میشود وقتی آدم در حین زدن شیپور زندگی از سر گشادش تحت تاثیر بارآمدگی بد ناشی از به دنیا آمدن و زیستن در فرهنگی مریض، باشد!…
منتها با او خیلی بدتر شد چون آرمانخواهی بدجهتش که روزی بلندگو در دستش گذاشته بود تا آزارگر انسان ناخوش و بستری در بیمارستانی باشد، توام با جاه طلبی هایش و بر بنیاد خود حقیر بینی هایش شد و در سیر عیشی از هم توبره و هم از آخور خوری آمریکا و ج.اس. سر از منسب فاقد اختیار وزارت خارجه بیت درآورد و حالا در نظام ملاتاریای در حال سقوط بدجوری گیر افتاده است…؛ بطوریکه اگر پایش دوباره به هربهانه ای با خاک آمریکا تماس پیدا کند بعید نمیبینم و حتی شرط حاضرم ببندم که جوات به آمریکایی بودنش سعی خواهد کرد پناه ببرد و بریدنش را با ج.اس. واقعا جامه عمل بپوشاند…

لاکن مسئله او به این سادگی ها نیست!… چون تا زمانی که رسما وزیر ملا ها باقی است، در صورت اتخاذ موضع حاد یا جنگی رسمی علیه جمهوری اسلامی توسط آمریکا، جوات هم جزو عدو محسوب خواهد شد و از ورود او به آمریکا ممکن است جلو گیری شود!!…

ولی ماهم می گوییم جوات، پَنیک نکن، برای خوب شدن دیر نیست. اگر تصمیم گرفتی خوب شوی و با خودت و دنیا درست تاکنی، کمک هست!…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید