همه مردان روحانی …

14

روحانی، مردی که از قبل از انقلاب سر و کله اش پیدا شد و برای اولین بار واژه «امام» را برای خمینی به کار برد و بعد، بعد از انقلاب دستیار رفسنجانی شد و بویژه در ستاد جنگ و بعد هم در مذاکرات پنهان در زمان ریگان (ایران گیت) نقش داشت، مردی که در تمام مذاکرات مخفی جمهوری اسلامی نقش اول را بازی کرد، از قرارداد سعد آباد تا برجام!، در ضمن دبیر شورای عالی امنیت ملی هم بود!

و در آخر راه، رئیس جمهور شد، رئیس جمهوری فیک!

از همان اول با طرح های 100 روزه خود که الگوبرداری از طرح های روزولت بود بعد از بحران بزرگ اقتصادی در آمریکای پایان دهه بیست میلادی به میدان آمد و طرح مذاکره با آمریکا (کد خدا) را طرح نمود، کپی کاری از طرح دتانت در زمان جنگ سرد بین شوروی و آمریکا، ولی او هرگز نتوانست نقش گوربی را بازی کند!، و از اول راه خود، دهن گشادی را برگزیده بود!

و بعد هم طرح تحول سلامت را با کپی بردازی از طرح بیمه «اوباماکر» به سرانجامی به همان بدی «اوباماکر» رسانده است که فعلا هرچند اجرا می شود اما در تعلیق است، از سر و ته آن زده اند و باید کسی پیدا شود که کلا از ریشه بزندش!!!

و چون از اول هم در امنیت خانه جمهوری اسلامی پرورش یافته بود مانند آندروپف در شوروی، تیم امنیتی ها را در کابینه خود وارد کرد.

اما بعد از روی کار آمدن ترامپ در آمریکا، بازی بدجوری به زیان او و تیم برجام باز او و رژیم برهم خورد، و اکنون او و باقی مانده کابینه بی عملش در گوشه رینگ بدجوری گیر کرده اند!!!

کمی هم در باره مردان کابینه او، از ظریف و زنگنه تا قاضی زاده هاشمی و ربیعی و صالحی و سیف و دیگران …

البته هنوز مهمترین وزیر او ظریف در کابینه باقی مانده است ولی شاید بزودی او هم برود …

ولی اول از همه از وزیر جوان سال کابینه شروع می کنیم یعنی آذری جهرمی، که به سرعت به حاشیه رفته است!!!، بعد از فیلتر شدن تلگرام، و احتمالا فیلتر شدن اینستاگرام کارش را خواهد ساخت از نظر تبلیغاتی، ولی او همچنان در کابینه باقی خواهد ماند ولی خنثی خواهد شد، هر چند که هم اکنون هم تاحدود زیادی خنثی شده است.

بعد می رسیم به علی ربیعی در وزارت رفاه و کار و تامین اجتماعی، او را که قبلا از همکاران سعید امامی بود در وزارت اطلاعات و با نام «عباد» می شناختنش در آن وزارتخانه، آورده بودند تا با تجربه های اطلاعاتی خود، در بین تشکل های کارگری نفوذی هایی را بفرستد و یا تشکل هایی انحرافی و فیک درست کند و در گام اول جلوگیری کند از اعتراض های کارگری و اعتصابات و در گام دوم اگر موفق نبود، این اعتراضات و اعتصابات را منحرف کند از مسیر اصلی آنها، و همچنین باندهای اقتصادی «مافیای» دوران احمدی نژاد را هم از تامین اجتماعی پاکسازی کند و بعد هم با وزارت بهداشت در زمینه طرح تحول سلامت همکاری کند از منابع مالی تامین اجتماعی!!!، او را هم کنار گذاشتند در اختلافاتی داخلی چون ظاهرا هم موفق نبود و هم کار از یک جایی به بعد از دست او در رفت و باید سیاست تغییر می کرد، البته نفوذی های او در تشکل های کارگری را در حال فعال کردنشان شاید باشند برای اینکه بازی را منحرف کنند، چون بعد از اعتراضات دیماه سال گذشته، بازی بدجوری از دستشان در رفته است!!!

بعد می رسیم به سیف، رئیس سابق بانک مرکزی، همانی که مثلا بصورت فیک توانسته بود در سال 92 نرخ دلار را از 3700 تومان به 3000 تومان کاهش و بعد هم ثابت نگه دارد تا سال 96 که البته از سال 92 تا 96 نرخ دلار به 3600 تومان هم رسیده بود، ولی بعد از دیماه سال گذشته قیمت دلار از 4000 تومان به 19000 تومان در مهرماه رسید!!!، و در مردادماه هم او کنار گذاشته شد، و یکی از سه ضلع دولت روحانی شکسته شد!!!

بعد می رسیم به قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت روحانی، کسی که طرح تحول سلامت را اجرایی کرد و بسیار بدهی برای دولت درست کرد و بودجه های زیادی را دود نمود!!!، او هم کنار رفت و ظاهرا فهمید دیگر برای او و طرح های او جایی نیست!!!، البته او وزیر دوم دولت بود بعد از ظریف، چون او در داخل طرح تحول سلامت را رهبری می کرد، و اکنون با کنار رفتن او روحانی تنها تر شده است.

اما هنوز ظریف در دولت باقی مانده است، و شاید بزودی او هم کنار رود و یا کنار گذاشته شود، چون بزودی باید تصمیم هایی گرفته شود و احتمالا او را هم باید قربانی کنند به چند دلیل، اول اینکه آمریکا با کسی که در زمان اوباما با کری مذاکره کرده، مذاکره نخواهد کرد، بویژه ترامپ!!!، دوم برجام را او روی دست رژیم گذاشته است با بی سوادی های خود و بی تدبیری های خود که مثلا چون چند سال در آمریکا بوده بود به آقایان در تهران فهمانده بود که او آمریکایی ها را خوب می شناسد، که معلوم شد اصلا آنها را نشناخته است، ولی آنها خوب او را شناخته و در رژیم جااندازی کرده بودند برای بازی برجام!!!

زنگنه هم بعد از اجرا و بازگشت تحریم های نفتی، و حتی این پرونده آخری توتال در فرانسه که برای پرداخت رشوه به پسر رفسنجانی در جریان بود و محکوم شد، بدجوری ضربه خورده است و احتمالا تا چند ماه دیگر که مهلت شش ماهه خرید نفت جمهوری اسلامی به پایان خواهد رسید، و خرید نفت جمهوری اسلامی کمتر هم خواهد شد و پول های نفت هم بیشتر بلوکه خواهد گشت، بیشتر به حاشیه رانده خواهد شد و شاید هم کنار رود و یا کنار گذاشته شود!!!

صالحی هم دیگر به مهره ای سوخته تبدیل شده است، اما اگر جمهوری اسلامی رسما از برجام خارج شود، مشخص خواهد شد سازمان انرژی هسته ای جمهوری اسلامی چیزی در دست ندارد برای نشان دادنش به جهان!!!، برای همین هم هست که از برجام خارج نمی شوند، چون کل برنامه هسته ای را در جریان برجام درش را گل گرفته اند و راکتورها را هم در زیر بتن دفن کرده اند!!!

و اما خود روحانی، تنها امیدش مرگ خامنه ای است!!!، اما اگر جریان دیگر پیش دستی کند، مرگ سیاسی او هم فرا خواهد رسید، شاید بزودی…، اما اکنون ظاهرا فصل کودتا در کودتا است، شاید قبل از کودتای اصلی!!!

و شاید هم فصل مرگ خاموش رژیم، در اقیانوس بن بست های حداکثری!!!، فصل یخبندان رژیم و کوه های یخ پیش رو، غرق شدن تایتانیک واری را برای رژیم، شاید در پی داشته باشد!!!

نوشته‌شده در آزاد اندیشگی | ۱ دیدگاه

به مناسبت سالروز 17 دی 1314

12

بعد از 17 دی 1314 و فرمان رضا شاه در مورد حجاب، پروین اعتصامی در تایید آن کار بزرگ رضا شاه این شعر را سرود، و اگر دقت کنید شروع این سروده با بخشی از سخنان رضا شاه آغاز می شود.

(زن در ایران)

زن در ایران، پیـش از این گویی که ایرانی نبود
پیــــشه‌اش جز تیره‌روزی و پریشــــــانی نبود

 زندگی و ‌مــــرگش اندر کنج عزلت‌ می‌گذشت
زن چه بود آن روزها، گــــر زان که زندانی نبود

 کس چو زن، انـــدر سیاهی قرنها منـــزل نکرد
کس چو زن، در معبــد سالوس قــربانی نبود

در عدالتخانـــــه‌ی انصاف، زن شاهـــد نداشت
در دبستان فضیـــلت، زن دبستـــــــانی نبود

دادخواهیهـــــای زن می‌مانــد عمری بی‌جواب
آشکارا بـــــــود این بیــــــداد، پنهـــــــانی نبود

 بس کســـان را جامه و چوب شبانی بود، لیک
در نهــــــــادِ جمله گـــرگی بود، چــوپانی نبود

از بــــــرای زن به میــــــدا ن فــــراخِ زنــــــــدگی
ســرنوشت و قسمتی، جز تنگ میــدانی نبود

نـــــور دانـش را زچشم زن نهـــان می‌داشتند
این نـــــدانستن ز پستی و گرانجـــــــانی نبود

 زن کجــا بافنــده می‌شــد بی‌نخ و دوک هنـــر
خـــــــرمن و حاصل نبـــود آنجا که دهقانی نبود

میـــوه‌های دکّـــه‌ی دانش فراوان بــــود ، لیک
بهــــــــر زن هــــرگز نصیبی زین فـــــراوانی نبود

در قفـــــــس می‌آرمید و در قفس می‌داد جان
در گلستــــان، نام از این مـــــرغ گلستانی نبود

بهـــــــر زن، تقلیـــد تیه فتنه و چـــــاه بلاست
زیـــــــرک آن زن کاو رهش این راه ظلمانی نبود

آب و رنـــگ از علم می‌بایست شــــرط برتری
بـــــــــا زمـــــــرّد یاره و لعل بـــــــدخشانی نبود

جلوه‌ی‌صد‌‌پرنیان ،‌ چون‌یک قبای‌ساده نـیست
عـزت از شایستگی بود، از هوســــــرانی نبود

ارزش پوشنده، کفش و‌ جامــــــه را‌ ارزنده کرد
قــــدر و پستی، با گـــرانی و بـــــه ارزانی نبود

ســــادگی و پاکی و پرهیز، یک یک گــــوهرند
گــــــوهر تابنـــــده، تنهـــــا گوهـــــر کانی نبود

از زر و زیور چه سود آنجا که نــــادان است زن
زیـــــــور و زر، پــــرده‌پـــــوشِ عیب نادانی نبود

عیب‌ها را جامه‌ی پرهیز پوشانده‌ست و بــس
جامـــــــه‌ی عجب و هـــ وا، بهتر ز عریانی نبود

زن سبکساری نبیند تا گـرانسنگ است و پاک
پـــــاک را آسیبی از آلــــــوده دامـــــــانی نبود

زن چو گنجور است‌و عفت،گنج و حرص‌و ‌آز،دزد
وای اگـــــــر آگـــــه از آیین نگهبــــــــــانی نبود

 اهـــرمن بر سفره‌ی تقو ی نمی‌شد میهمــــان
زان که می‌دانست کان جا، جای مهمانی نبود

پا بــــــه راه راست بایــــد داشت، کاندر راه کج
تـــــوشه‌ای و رهنمـودی، جــــز پشیمانی نبود

چشم و دل ر ا پـــرده می‌بایست، امـا از عفاف
چــــــادر پـــــــوسیــــــده، بنیاد مسلمانی نبود

خسروا، دست تـــــوانای تــــو، آسان کــــرد کار
ورنـــــــه در این کـــار سخت امیــد آسانی نبود

شه‌نمی‌شد گر‌در این گمگشتـــه کشتی‌ناخدای
ســــــاحلی پیـــــدا از این دریــای طوفانی نبود

بایـــد این انـــوار را پروین بـــــه چشم عقــل دید
مهــــــر رخشان را نشایـــــد گفت نــورانی نبود

 « پروین اعتصامی»

نوشته‌شده در آزاد اندیشگی | دیدگاهی بنویسید

آیا ترامپ خامنه‌ای را به زانو درآورده؟

capture-trump

دوستان،
نوش…

تا به امروز، تقریبا هر وقت صحبت ایران به پیش می‌آمد پرزیدنت ترامپ می‌گفت آنها به پای مذاکره خواهند نشست؛ به این مضمون که صبر کنید، خواهید دید…

ولی امروز چنانکه در ویدئو زیر ملاحظه می‌فرمایید در پرسش و پاسخی فی‌البداهه با خبرنگاران نزدیک هلیکوپترش که منتظر بود به کمپ دیویدش ببرد، بعد از اینکه گفت وضع ایران خیلی خراب شده و دارند نیروهایشان را از همه جا بیرون می‌کشند، همچنین برای اولین بار گفت که ایران می‌خواهد گفتگو کند.

آیا خالی بست؟… از دهانش بیخودی در رفت؟… یا چه خبر است؟!…

یا هم خدا وکیلی جام زهر آخر را جناب ‹رهبر مسلمین جهان!› نوشیده است.

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

ترانه مسجد از شاهرخ!

به در مسجد اگر کم رفتم

پی میخانه دمادم رفتم!

بیش از این گوش به زاهد نکنم

به جهنم که جهنم رفتم! …

 

 

نوشته‌شده در بازتاب ویژه | ۱ دیدگاه

سال 2018 …

good-year-3168067_960_720

سال 2018، سالی بود که از همان ابتدای آن خیابان ها در ایران شلوغ و پرزدنت ترامپ هم در همان شب ژانویه با ثبت یک توئیت از خواسته های مردم حمایت کرد، و در کنار مردم قرار گرفت، بر عکس اوباما که در کنار رژیم قرار گرفته بود!!!

سال 2018، سالی بود که در کف خیابان ها «رضا شاه، روحت شاد» و «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا»، متولد شد، و حداقل بخشی از مردم از کلیت رژیم عبور کردند!!!

سال 2018، سالی بود که در درون رژیم به بن بست «ایده ها» رسیدند و حتی روحانی هم روی دست آنها ماند!، با «آقا» هم نمی دانند که چه کنند!، حتی بعضی ها رسما از آقا خواستند  که بمیرد!!!

سال 2018، سال پاره شدن رسمی برجام و برگشت رسمی تحریم ها و به حاشیه رفتن تیم ظریف و ظریفکاران رژیم و به بن بست رسیدن (موگرینی و مکرون و مرکل و اتحادیه اروپا) در برابر ترامپ بود، هر چند با روش های سیاسی، تا پایان سال وقت خریدند، اما در نهایت آنها مجبورند که آمریکا را انتخاب کنند، که از اول هم انتخاب کرده اند!!!

سال 2018، سال تورم، فریب کاری، مهندسی اقتصادی، بحث های انحرافی، تشکیل گروه های فیک سیاسی، و سر برآوردن قارچ گونه آنها، در جهت ایجاد انحراف فکری در بین براندازان واقعی بود!!!

سال 2018، سالی بود که با درس گرفتن از بعضی وقایع آن می شود خود را برای سال 2019 آماده کرد، اگر هیجان زده نشویم، جو زده نشویم، کمی فکر کنیم و زود قضاوت نکنیم، در می یابیم که سال 2019، می تواند سالی باشد که در آن سال رژیم دفن شود!!!

سال 2019، سالی است که فشارها بر رژیم تشدید خواهد شد، و می تواند سالی باشد که در داخل هم، چنان فشاری به رژیم وارد شود که نتواند خود را جمع کند و از هم بپاشد!!!، البته با همت و تلاش، بازی خوانی و ایده های جدید، از طرف مردم!!!

با گسترش اعتصاب ها، پر شمار شدن اعتراضات و پیوستن زنجیره وار آنها به هم، و هدف قرار دادن جمهوری اسلامی و کلیت آن در بیان شعارها و محدود نکردن شعارها در هدف قرار دادن «آقا»!!!

و می شود این دیوار چهل ساله را ویران نمود، اگر در درون ذهن خود اول دیوارها را ویران کرد!!!، که بخشی از مردم در درون ذهن خود از خمینیسم و اصلاح طلب ها عبور کرده اند!!!

و اکنون مسیر راه آماده است، جاده ای که به سقوط رژیم و رهایی ملی، ختم می شود، اما اراده ی ما چیزی است که در ماه های پیش رو سنجیده خواهد شد، و در تاریخ ثبت!!!

آیا بالاخره بپا خواهیم خواست، و رها خواهیم شد؟!!!

اما فعلا، سال نوی میلادی همه خجسته باد!!!

نوشته‌شده در آزاد اندیشگی | ۱ دیدگاه

روحانی و سران دنیا در هواپیمای ترامپ – انیمیشن

Capture

دوستان،
نوش…

دیروز بخشی از انیمیشن بسیار باحالی را در فیس بوک دیدم که وادارم کرد بروم و ته و تویش را درآورده و نسخه کاملش را با ترجمه به بازتاب ویژه‌اش بگذارم.

در حین جستجو و پیدا کردن نسخه اصلی آن و کانال سازندگانش در یوتیوب، همچنین مقاله‌ی دویچه وله در باره تیم جوانسال تولیدگرش را خواندم و دریافتم که آن گروه جوان روس که کارشان خیلی درست است، اسمشان زاپووِدنیک Zapovednik است که معنی اش مفهومی در مایه «منطقه ممنوعه» میباشد. همچنین دریافتم که از ترس خشم پوتین و سرکوب، آن بیچاره ها هم سعی دارند ناشناخته به شخص بمانند…

باری، چون روسی نمی‌دانم رفتم و خفت دوست روسمان را گرفتم و او را به ویدئو برده و پرسیدم اینا چی میگن؟!…
و پس از دیدن آن طنز سیاسی، ایشان ترجمه و توضیحش را اینگونه مرقوم داشت:

«در حالی که هر کاراکتر با لهجه کشورش دارد روسی حرف می‌زند، پیام کارتون این است که ترامپ فرمانده همه دنیاست!
همه نشستن سر جاهاشون. نتانیاهو دگمه قرمز را فشار میده. ترامپ میاد بیرون می پرسه چه کسی دگمه قرمز را فشار داد؟ نتانیاهو میگه من بودم اما به دلایل صلحجویانه،‌ من از این مسافر (روحانی) شکایت دارم. ترامپ از روحانی بلیط می‌خواد. روحانی میگه بلیط؟ بلیط را که از خودتون خریدم این‌ها (مرکل و دیگران) هم شاهدند. ترامپ میگه اونی که به تو فروخت کاپیتان قبلی بود نه من. حالا برو از هواپیما بیرون. مرکل هی میگه نگران نباشید. مکرون هم هی میگه ما از شما کاملا حمایت می‌کنیم. مرکل یک بار هم اعتراض می‌کنه اما ترامپ میگه هرکی اعتراض کنه نفر بعدی خودش خواهد بود که از هواپیما بیرون انداخته بشه. روحانی اعتراض می‌کنه و میگه من که هیچ چیزی را نقض نکردم. اما نتانیاهو به اصطلاح سوسه میاد و میگه بندازینش بیرون، من همه چیز را مکتوب کرده‌ام … . در این حین کیم جون جون از درون قفس میگه ببخشید، بلیط منم می‌خواهین چک کنین؟ ترامپ میگه تو اصلا بلیطی نداری اما من به حساب تو هم رسیدگی خواهم کرد و بعد از این به تو درسی خواهم آموخت. در هواپیما را باز می کنن تا روحانی بپره بیرون. روحانی هی میگه ما قرارداد داریم. رئیس جمهور چین میگه نگران نباشید خلبان بعد از سه دقیقه میره میشینه سر جاش و ما باز هم با همدیگر در این پرواز خواهیم بود. پوتین اینجا یک نکته زبانی را تذکر میده که شما فلان کلمه را اون طور تلفظ می‌کنین ولی ما این طوری تلفظ می‌کنیم. ترامپ با لگد روحانی رو میندازه بیرون. کیم میگه به همین خاطر پدر من همیشه با قطار سفر می‌کرد. بعد از پریدن روحانی، ترامپ تعجب می کنه و میگه «اوه شِت Oh Shit» *، ‌او چتر نجات داره؟! چه کسی به او داده؟ پوتین میگه خب شاید دوستان بهش [چتر نجات] داده‌اند. ريیس جمهور چین میگه پس شما به ما تعهد نمی‌دهید؟ مرکل میگه نگران نباش و مکرون بازهم میگه ما از شما حمایت می کنیم.»

و ما هم بهش گفتیم دمت گرم و شیر مادر هر کی که بهت انگلیسی یاد داد، حلالش باد!…
پرسید چی شد؟… نوشش نباد؟!…
گفتم مسخره بازی در نیار و لوس نشو. واسه شیر مادر مگه میشه ‹نوش› گفت؟!!! تنها استثنا اش اینه که معجزه ای رخ بده و شیر به ودکا تبدیل بشه. اونوقت میشه گفت شیر مادرش نوش باد و تازه بعدش هم باید نوزاد را فورا برد بیمارستان!!…
اونم منو بر و بر نگاه کرد یه چیزی زیر لب به روسی گفت که حتما فحش بود، و ترجمه اونو دیگه من نخواستم و رفت آشپزخانه از یخچالش یک بطری ودکای خیلی ارزان که معده آدم را تبدیل به سوریه می‌کند بیرون آورد و از قفسه دو تا لیوان کوچک.
ما هم تخته شطرنج سوغاتی را که همیشه روی میز کوچک اتاق نشیمنش دارد بازکردیم و شروع کردیم به چیدن مهره ها…

نوش…

* «اُوه شِت» [اَه، گُوه!]گفتاری است عکس العملی که معمولا هنگام دیدن چیزی غافلگیر کننده و اغلب ناگوار به کلام انگلیسی زبانان می‌آید. ورژن شدید و مؤکدترش «هُولی شت» [یعنی گُوه مقدس، در وزن و مایه ‹یا ابلفضل چه گوهی شد›!!] است…

نوشته‌شده در بازتاب ویژه | 4 دیدگاه

سخنان پرزیدنت ترامپ در عراق ۲۶ دسامبر

دوستان،
نوش…

کمتر از ۲۴ ساعت پیش پرزیدنت ترامپ غافلگیرانه وارد عراق شد و در دیداری با سربازان آمریکایی مستقر در آن کشور حرفهای بسیار مهم و شنیدنی زد.

به علاوه خوش و بش معمول و ایول و بارک‌ الله گویی به سربازانش، ایشان همچنین دلایل بیرون آمدن از سوریه و تصمیم ماندن آمریکا در عراق را تبیین کرد.

اینجانب هم چون شماها را خیلی دوست دارم و با انجام این جور خدمات برای شما خیلی حال می‌کنم، برداشتم و چهار و خورده‌ای دقیقه از قسمت استخواندار خطابه ایشان را که به درد ما جماعت پیگیر میخورد یک ترجمه سریع شفاهی کردم که بهترین ترجمه دنیا نیست لاکن دقیق و مجانی است و لاجرم چه کند پیاله بیچاره که ندارد بیش…

امیدوارم بدردبخور واقع شود…

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | 2 دیدگاه