جنگ آسیمتریک و تلفات پذیری

capture
هدف این نگارش مطرح ساختن سؤالاتی در حاشیه تلفات پذیری در جنگ آسیمتریک می‌باشد.

حقیقت اینست که دوران جنگ متقارن یا سیمتریک در این عصر نوین اگر نگذشته باشد همانا دارد احتضار روزهای واپسینش را تجربه می‌کند…

حالا چون این بحث خودمان است، بیایید صرف بحثمان اساس بر این نهیم که می‌خواهیم زوایایی را در آن پارادایم، یعنی پارادایم همینک بودن در دوران جنگ تقریبا تمام آسیمتریک، شاید روشن کنیم…

در حالی که پارامتر جغرافیایی سرحد جنگی و محدوده میدان کارزار از حالت معلوم که در جنگ متقارن مرسوم و شناخته بود به حالت دینامیک نامعلوم کنونی و می‌توان گفت تمام کره‌ای در دوران جنگ نامتقارن تغییر کرده،

نیز، غیر وابسته به پارادایم، در حالی که در مبحث جنگ، «تلفات پذیری» یک مفهوم مکروه و در عین حال واقعیت لاینفک ماجراست که سخنش خاموش می‌ماند لاکن غیر قابل انکار،

این پرسش ها پس به پیش اند:

فرماندهان درجه بالا و سیاست ورزان تصمیم‌گیر جنگ های کلان متقارن اعصار و قرون، پارامتر تلفات پذیری را از لحاظ پیامدهای عملیات آفندی خود و «دشمن» چگونه به درک و محاسبه داشتند؟

اکنون در دوران جنگ آسیمتریک، چگونه آن پارامتر را به محاسبه می‍گذارند و چه مقدورات و محذوراتی برایش قائل می‌‍شوند؟

نوشته‌شده در نوش نگارش | 2 دیدگاه

لیسیدن = اقدام غیرمتعارف!

capture
عجب!… نوش…
لاکن می‌گویند لمس کردن و بوییدن و بوسیدن آن جای متبرک حضرات مقدس مباح و مستحب و دارای پاداش اخرویست،
ولی اگر لیسش بزنی، شلاق خواهی خورد و جزای اقدام غیرمتعارف را تحمل خواهی کرد!
بنازم عرف و عدل و منطق اسلامی را !
درخت گردکان به این بزرگی، درخت خربزه الله و اکبر!!!
نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | ۱ دیدگاه

رجب، پایت را در باتلاق دیدیم!

Capture

نوش؟!…

حالا زدند و سربازان بدبخت ترکیه را در سوریه و فله‌ای کشتند…
لاکن مگر ما حدود یک سال و نیم پیش برای این رجب اردوگا روزهای غمسوری با تصاویر باتلاق در پیاله ندیده بودیم؟!…

https://piyalechi.com/2018/10/31/erdoghan-quagmire/

نوشته‌شده در نوش نگارش | ۱ دیدگاه

کرونا «خانه خدا» را هم بست!

Capture

دوستان، نوش…

مژده روزگاران را دهید که دیگر لازم نیست در فکر و امید یک «رنسانس اسلامی» ذهنمان را سر کار داشته و نگه داریم، چرا که چیزی که یهو از درون پوک و خالی می‌شود و معنی می‌بازد، دیگر «رنسانس» ندارد که!!!… بخدا جایش هست داریوش بندی را در این مایه به «رهایی» اضافه کند: دین پوکیده، رنسانس نداره…

بله اصلا از بیخ تمام شد داستان و ماجرای خود آن شری که اسلام نام دارد و در حقیقت جز تخلف کپی رایتی یهودیت و مسیحیت نیست که می‌گویند آقای محمد نام کاریزماتیک مثل قطب زاده خوش صحبتی که خیلی دوست داشت مرد گنده و بالغ هرشب تنگ بغل پسرعموش بخوابه مردم دنیا را با آن سر کاری گذاشت که یک و نیم هزاره است که از هر کرونایی کره زمینیان را کشنده‌تر بوده…

داستانش تمام شد مثل آن موقع که که پسرکی انگشت نشانه رفت و گفت ببینید، امپراطور کون برهنه است!!!

داستان تمام شد وقتی که کرونا کعبه را بست تا هیچ خلقی به امید هیچ اعجازی از آن تا اطلاع ثانوی نباشد…

کرونا چه کارمایی شد!…

آفرین بر مقامات عربستان سعودی که ایمانشان را از الله و معجزات اسلام ناب محمدی بریدند و درِ حج و «خانه خدا» را تا اطلاع ثانوی به دلیل بروز ویروس کشنده‌ی کرونا بستند!… تا ببینند انشالاه! بعد چه می‌شود.

آنان با این اقدامشان اولا زبونی و عجز مفهوم «الله» محمد را به مسلمانان جهان و خودشان نشان دادند،

و ثانیا به گونه‌ای نیز به شیعیان نشان دادند که دیگه تمومه ماجرا و چاخان اسلام و خانه خدایش که ای اشاکیل «عجم و مجوس!» وقتی که خود خدای محمد باید الان لُنگ بیاندازد و درِ خانه‌اش را ببندد، دیگر چطور هیچ انتظار معجزه و شفایی از قبور گوربگور ولدالزناهای جورواجور مکتب «رافضی‌تان» که با استفاده از امام زمانی خیالی به الله سنجاق زده‌اید دارید آخر؟!…

و ثالثا شاید با این اقدام جان های میلیونی را از مرگ کرونایی «مکی» به دور نگه داشته‌اند.

این را می‌گویند وجدان. یعنی همانجایی که ایزد می‌زید!

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | 2 دیدگاه

تسلیم شو، حالا

Capture2

دوستان،
به هر حال،
نوش…

چنان غافلگیر شده و به چیز! گیجه افتاده‌ام این دو سه روز با واقعی شدن اخبار بروز این بلای کرونا و سرعت سرسام آور شیوعش در وطن و اطراف و اکناف دنیا، و تبعات در حال افزایشش که نگو و نپرس!!…

لاکن آن به این معنی نیست که گیجی تهی از افکارم کرده راجع به آینده و آن و شما، نازنینان، اصلا…

کی هست آخر؟… کی می‌تواند باشد؟!!…

محض و فرط ذلتم ولی آنجاست که، باور می‌کنید؟، هنوز یک گوشه از مخم علیرغم همه اخبار رایج هنوز می‌گوید نه بابا همه این کرونا بازی فیلم است وکشک است؟!…

لاکن می‌دانید آن بخش از مخم چرا به آن نحو تفکر چسبیده و نمی‌خواهد ولش کند؟!

چون لاغیر آن، محضِ خُلَّصِ درکِ فاجعة‌الفجعا ست، و مخ من، ظرفیت گنجایش حس درد ما تبع از آن مفهوم را ندارد و به کل قاط خواهم زد…

آخر فاجعه‌ایست به وسعت ایران…

پس با تو‌ام دوباره، خامنه‌ای-

ای شیطان معمم که خود را واسطه خداوند از طریق فسانه‌ی‌ امام زمانی نهادی:

می‌بینی پس کارمایی را که خداوند به پیشت نهاده؟

می‌بینی که مجبور شدی پس از قرن ها بیزنس تجاهل و خرافات خود و جد و آبائت،

دَرِ دکان تقدساتت را خودت قفل کنی،

و خودت هم آماده به قرنطینه و قایم شدن شوی!!!

بعد از اینکه حرف حق بگوشت نرفت، پاسداری حقیقت که پیشکش!…

بعد ازاینکه فرعون خود باورت شدی و کله خرابت بزرگتر از عمامه‌ات شد،

بعد از اینکه عمق توهمت شد، قدس و خدایت،

مرضی آمد که فراتر از مبدا اش،

دقیقا تو و کل بساطت را نشانه گرفت، ای ملعون!!…

مجبور شدی مومنین را که قرار است ولی شان باشی، از بوسیدن و لمس ضرایح مقدس باز و دور نگه داری!!!

آخر تا کی تو و بقیةالضالین اسلام نخواهید آورد؟!…

تسلیم شو به حق، به حرف منصور، به صحبت مسیحا،

به ایمای حافظ، به اشارت مولانا…

تسلیم شو و اعتراف کن به کذب و جرم خود و همه‌ی ایل و تبار نامرد و نابکارت…

تسلیم شو، حالا.

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | 2 دیدگاه

دوست دارم، میدونی…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

سازمان بهداشت جهانی: از بابت ویروس کرونا در ایران خیلی نگرانیم

who

دوستان، نوش…

لاکن دستهایتان را خوب بشویید، مدام، و نوشتان را نیز با نی نوشابه بزنید محض احتیاط، که از کنار ماسک روی صورتتان و از گوشه‌ی لبتان می‌زارید توی دهانتان!!…

خوُب، آره، اونجوری یک کمی ضایع و سه است، ولی نخواهد بود به زاری وضع اون خانم های عرب حجاب تکمیل با مقنعه و اینا که بدبختها با چه عذابی دارن اسپاگتی می‌خورن!!

لاجرم بعد از چند جرعه سرتان که گرم شد بی‌خیال می‌شوید و تازه باهاش حال هم می کنید و فن و روش مخصوص خودتان را تکمیل!…

باری، آمدم آنرا به خدمتتان عرض کنم، و هم اینکه حالا که معلوم شده قم همراه با انقلاب و خرافات و تروریسم و سوهان دارد این بیماری را نیز به سایر نقاط ایران و دنیا صادر میکند و چون در ملک گل و بلبل الان دیگر خر تو خر کامل است و سگ دیگر صاحابش را نمی شناسد و صادرات کورونا وایروس تایید شده که از ایران به کانادا و لبنان هم رسیده، رئیس سازمان بهداشت جهانی با لهجه قبرسی گفته خیلی نگران است و فیچیرش خیلی خراب است از آن بابت!…

ما هم بهشون تکست زدیم گفتیم بی خیال… عوضش چرا به کشور دوست ایران اسرائیل ماشالاه و بارک الله نمیگن که واکسن و شفای آن بلای در رفته از آزمایشگاههای ارتش چین را همینک می‍گویند ساخته‌اند؟!…

دمشون گرم. تا دنیا بوده و توش اسرائیل بوده، بهترین دکتر و درمان ها رو هر کی خواسته رفته اونجا!

نوش…

نوشته‌شده در نوش نگارش | دیدگاهی بنویسید

اولین انتخابات زیر 50 درصدی جمهوری اسلامی!، البته بدون تقلب «خرکی»!

قبل از شروع بررسی انتخابات این دوره در نظام جمهوری اسلامی، باید گفته شود این بار هم مثل موارد قبلی شرکت در انتخابات هیچ نتیجه مثبتی در پی نخواهد داشت و به استمرار این «انقلاب هیچ» کمک خواهد کرد.

مثل موارد قبلی، این بار هم بهترین رای، عدم رای دادن می باشد و رای من هم رای ندادن خواهد بود و مثل موارد قبلی در این مورد هم شرکت نخواهم کرد، و رای نخواهم داد.

حالا می رسیم به بررسی این دوره انتخابات در نظام جمهوری اسلامی، ولی قبل از آن باید گفته شود متوسط شرکت در انتخابات مجلس 60 درصد بوده است، در مجلس ششم بالای 70 درصد در انتخابات شرکت کردند و در مجلس اول 52 درصد و در مجلس هفتم 51 درصد در انتخابات شرکت کردند.

در این دوره باید الگوی جامعه را بر اساس مسائل سیاسی ای که در چهار سال قبل رخ داده است و مسائل اقتصادی دو سال اخیر و مسائل فرهنگی به بن بست رسیده و …، مورد بررسی قرار داد، تاکنون جامعه سیاسی ایران به سه گروه تقسیم می شد، یعنی اصلاح طلبان و اصولگرایان و براندازان!، و هر کدام یک سوم جامعه آماری ایران را در اختیار داشتند!، ولی در این دو ساله اخیر بعد از حوادث دی ماه 96 و آبان 98 و سقوط هواپیمای اوکراینی و تورم و مشکلات اقتصادی و به بن بست رسیدن دولت روحانی و …، حداقل 10 درصد به براندازان افزوده شده است (البته نه از نظر به خیابان وارد شدن، از نظر رای ندادن!)، بر همین اساس 44 درصد واجدان شرایط رای دادن را باید از سبد رای حذف نمود و 56 درصد دیگر باقی خواهد ماند، حالا باید حداقل 5 درصد دیگر را هم از سبد آرا کنار گذاشت، چون این 5 درصد حاشیه نشین و ساکن مهر شهرهای ایران هستند که بعلت فزونی مشکلات اقتصادی در این دوره رای نخواهند داد!

حالا می رسیم به آن 51 درصد باقی مانده، 3 تا 5 درصد را هم باز باید از این ها کنار گذاشت از سبد آرا، که در آنصورت می رسیم به 46 تا 48 درصد، این سه تا پنج درصد ساکنان روستاها هستند که بعلت به حاشیه رفتن در دولت روحانی و جدی گرفته نشدن و عدم اجرای طرح هایی در روستاها مثلا وام کشاورزی و …، این دوره رای نخواهند داد.

این 52 تا 54 درصد، حداقل کسانی است که در این دوره رای نخواهند داد، و آمار مشارکت بالای 60 یا بالای 55 درصدی، در صورتی که از طرف جمهوری اسلامی رسما در روز بعد از انتخابات اعلام شود، دروغی بدتر از دروغ گوبلزی است!، مشارکت بین 52 تا 55 درصد هم دروغی گوبلزی خواهد بود!، مشارکت بالای 50 درصد و بین 50 تا 52 درصد هم بعلت اینکه در انتخابات مجلس اول 52 درصد و در انتخابات مجلس هفتم 51 درصد در انتخابات مشارکت کرده بودند هم اعتباری نخواهد داشت و باید بدتر از این دو دوره باشد، مشارکت این دوره!

و بعلت اینکه دولت روحانی هم بدش نمی آید که مشارکت را کمی کمتر نشان دهد و مثلا رد صلاحیت های اصلاح طلبان را در این مورد برجسته کند و بعلت اختلافات جناحی در داخل حکومت، دولت روحانی بدش نخواهد آمد که نرخ مشارکت را مثلا چند دهم زیر 50 درصد و یا 49 درصد و یا 48 درصد اعلام کند، البته عاقلان در این نظام!، برای مشروعیت دادن به خود روی همین اعداد توافق دارند و نه بالای 50 درصد، ولی بعلت اینکه عاقلی در این نظام باقی نمانده است!، شاید مثلا مشارکت را بالای 60 درصد هم اعلام کنند و رسما موجب استیضاح خود در بین افکار عمومی شوند!

حالا می رسیم به کسانی که حتما رای خواهند داد، 15 تا 20 درصد، سبد آرای اصولگرایان خواهد بود و چون در حاشیه شهرها مشکلات اقتصادی زیاد است، از سبد آرای آنها هم کاسته شده است ولی 15 تا 20 درد رای دهنده حرفه ای این جریان در اختیار دارد!

در طرف اصلاح طلبان هم که 33 درصد رای دهندگان را در اختیار داشته اند، نیمی از آنها این بار رای نخواهند داد، و بعلت مشکلات اقتصادی و به بن بست رسیدن دولت روحانی و عبور بخشی از آنها از اصلاحات، مشارکت آنها کم خواهد بود.

پس حداقل 30 درصد رای خواهند داد، البته نظرسنجی ها در کانال های تلگرامی و سایت های جریانات سیاسی مشارکت 20 تا 25 درصدی در شهرهای بزرگ و 33 درصدی در شهرهای کوچک را گزارش می کنند!

البته بعلت اینکه در این کانال ها کسانی خارج از این طیف فکری هم عضو هستند که فقط بدنبال رصد کردن این کانال ها می باشند، باید چند درصدی هم به این آمار افزوده شود، و بعلت اینکه در روستاها مشارکت بالاتر خواهد بود و بخشی از کسانی که در انتخابات رای خواهند داد زیاد در فضای مجازی نمی گردند!

حالا می رسیم به سبد خاکستری آرا، یعنی 15 درصد باقی مانده!، از این 15 درصد در دوره تبلیغات 5 درصدی جوگیر شده و به طرف صندوق رای کشیده خواهند شد و تاکنون مشحص شده است که 5 درصد دیگر به طرف صندوق رای جذب نشده اند با تبلیغات نامزدها و کارناوال های آنان و 5 درصد دیگر هم هنوز مشخص نیست که چه تصمیمی خواهند گرفت!

پس در نتیجه 35 تا 40 درصد در انتخابات شرکت خواهند کرد، و 60 درصد هم مشارکت نخواهند کرد در این دوره!، و 5 تا 10 درصد هم تقلب برای بالا بردن مشارکت و درصد رای دهندگان را هم باید در نظر بگیریم، در صورتی که گزینه تقلب «خرکی» را در نظر نگیریم!، و دروغ گوبلزی را رد کنیم!، در غیر اینصورت باید منتظر «63» درصد دیگری باشیم در اعلام نتایج انتخابات این دوره!

نتیجه گیری اینکه این دوره علاوه بر آن 33 درصد برانداز، آن 33 درصد اصلاح طلب هم از این انتخابات قطع امید کرده اند و دو سوم آنها رای نخواهند داد و می رسیم به همان 52 تا 54 درصد عدم مشارکت، البته بعد از اضافه کردن 5 تا 10 درصد تقلب، یعنی 57 تا 62 درصد عدم مشارکت را در این دوره شاهد خواهیم بود!

و مشارکت بین 38 تا 43 درصد خواهد بود، البته در شهر تهران زیر 30 درصد و در شهرهای بزرگ زیر 35 درصد تا زیر 40 درصد مشارکت خواهد بود و در شهرهای کوچک مشارکت بالاتر خواهد بود، و چون مردم ما کمی پیش بینی ناپذیر می باشند باید با بدبینی این بررسی را کامل کنیم و از عدم مشارکت مثلا 80 درصدی یا 70 درصدی سخن نگوییم مگر خلافش ثابت شود!، ولی می شود از عدم مشارکت 60 درصدی تا 55 درصدی سخن گفت!، چون این دوره کفگیر جمهوری اسلامی به چیزی نمی خورد و از جعبه مارگیری اش کبوتری بیرون نخواهد آمد، البته کرکسی هم این جعبه نخواهد زایید!

ولی بیشتر کاندیداهای این دوره به معنی واقعی کلمه «لاشخور» بوده اند و یا «دلقک» و یا «بی شعور»، و جو این دوره هم سرد تا ملایم بوده است و در شهرهای کوچک هم گرم، ولی داغ نشده است!

نوشته‌شده در آزاد اندیشگی | دیدگاهی بنویسید

اصلا قانون لوگان برای چه نوشته شده؟

pompeo-logan

دوستان، نوش…

واقعا خیلی جایش است که بردارم یک نامه سرگشاده به آقای مایک پومپئو وزیرخارجه لایق شایسته باکفایت و خوب آمریکا بنویسم و از او بپرسم جناب وزیر خارجه، آخر شما چرا؟!…

چرا اینطوری دارید تعارفی و انشالاه گربه‌ای با ارفاق به این گلوبالیستها بیان میکنید که امیدوارید دیدار سری که بین جوات ظریف ماله‌کش اعظم ملاتاریا و رهبران سیاسی بلندپایه آمریکایی منجمله کریس مورفی و بابا لنگ دراز جان کری در حاشیه همایش امنیتی اخیر در مونیخ صورت گرفت به منظور اقدام علیه سیاست خارجه دولت آمریکا که شما و بقیه تیم ترامپ دارید آن را به خوبی می چرخانید نبوده باشد؟!… خب البته که چنان بوده باشد عزیز برادر!!!…

آقا جان، بنی نِق دوان دوان رفتند به مونیخ چون می‌دانستند جوات آنجا ها خواهد پلکید و اِلا در آن همایش نه سر پیاز بودند و نه ته آن. و گر چه ظاهرا سری بوده دیدارشان، لاکن همینک گفته شده که در مراوده و مغازله با جوات، سر به شانه اش نیز گذاشته و در گوش کثیف پر از چرک سه ماه یک بار کیوتیپ ندیده‌اش از بابت سیاست خارجه شما ها نالیده و های های زاریده‌اند!!

ناله و شکوه از دست سیاست خارجه دولت آمریکا مگر دقیقا همان غلطی نبود که دکتر «لوگان» یکی از قانونگزاران ایالت پنسیلوانیا ۲۲۲ سال پیش با زدن زر بیخودی علیه سیاست خارجه دولت کشور خودش پیش فرانسوی ها کرد و بعد به خاطر آن قانون لوگان را مگر ننوشتند؟

مگر همینش که کرده اند کافی نیست برای اعلان جرم و قانون «لوگان» شکنی علیه آنان؟!

الهی به دور آن هیبت چون تانکت بگردم، اگر به عبارتی کفش به پای دیگر می‌بود، دموکراتها همین الانه قانون لوگان را روی قسمت خصوصی البسه زیرین شما رونویسی و آنرا بادبان کرده بودند تا همه ببیند و بخوانند و عبرت ببرند.

جایش هست که شما هم همان را بکنید. قانون لوگان را پیشینیان نقره داغ شده مظلوم آمریکا که دغلکاران اجازه جمع و جور کردن کار و سیاستش را بهش نمی‌دادند دقیقا برای چنین روزهایی نوشتند…

نوش…

https://thefederalist.com/2020/02/18/pompeo-i-hope-secret-democrat-meeting-with-iran-wasnt-meant-to-undermine-u-s-foreign-policy/

نوشته‌شده در نوش نگارش | 3 دیدگاه

? In Landscaping Service of The Mullahtaria

Capture

I had indeed seen Ms. Nazila’s name here and there a few times in the past, however, I never had a chance to be exposed to her verbiage until today in twitter. There, I saw she has presented the current Iranian civil protests as just “a part of Iranian political landscape.” Upon absorbing that, I was immediately left with the recognition of a carefully crafted communication by Ms. Nazila, aimed at improving the dire situation of Mullahtaria’s last days, by cunningly employing all the tricks of her trade in doing a landscaping job of a sort for them, now that their façade of elections and representative government is utterly removed by Mr. Brian Hook for the world to witness their sham.

Sure. I agree with that. Not only agree, I go even further and say that, in fact, protests are pretty much a non-separable part of any political landscape and not just that of Iran, phenomenally, and Ms. Nazila’s stating of the obvious is, no pun intended, quite obvious!…

My take on that, unless she explains otherwise, is that by eloquently stating the obvious, Ms. Nazila is actually trying to trivialize the concept of Iranians’ protests and, along with it, all the blood that Mullahtaria has shed. She does that by employing the nice, inherently peaceful word “landscape.” She must dabble in psychology, I am convinced!

But, she maybe forgetting that landscaping, for those who can handle it, is actually a good paying job in the U.S. and other places. When one landscapes, one is trying to present a pleasant face or impression of an otherwise unsightly situation and/or establishment! Why should I not, now, think that Ms. Nazilah is doing a fine job of landscaping in hope of remedying the ugliness of a murderously terrorist regime?

So let’s see how this landscaping job, if you will, of Ms. Nazila is apparently working in her masterfully crafted communication for the benefit of Mullahtaria’s monstrous face:

The protests don’t mean there’s going to be a revolution or a regime collapse, she says.
I see, however, that those words, coming from behind a nicely landscaped and made up face and via smoothly uttered words presented in a delicate wrappings of academic assurance, can certainly help to subconsciously establish the notion that the damned regime of the terrorist Mullahtaria is here to stay- accept it and get over it!

Then she passionately, and with significant animation professes that protest have “become a way of communication.”

That is not a logically correct statement, in my humble opinion. My problem is with her usage of “become.” The fact is that protesting anything has been a mode of communication to establish the cognition of displeasure and dissatisfaction against something, practice by many species of birds and mammals, including humans, of course!

Then why is Ms. Nazila attempting here to restate an obvious fact in such a peculiarly twisted manner?!… What does she aim to accomplish by fabricating an event, i.e. the event of protests “becoming a way of communication?”

Well, IMHO again, she wants to subconsciously divert a mind’s attention from the energy associated with, and present within, the recent protests, especially those of Iranian women.

These are perilous days for Mullahtaria, which have in conjunction with the successful American foreign policy, brought the ugly regime to the verge of collapse. Yes. She doesn’t want anyone to think that way. Thus, again, we see how masterfully she employs the benign word “communication” in her twisted communication to cement in the minds of American masses that there’s nothing going on in the Iranian street but just simple, good old communication.

In fact, in there, in some poetic justice she stands in chorus with the former deputy of former secretary of state, Collin Powell, who maintained in his communications that “Iran was a kind of Democracy,” and that the protests that were then happening there, were some kind of “family feud!” not to be interfered with.

Then, she brazenly asserts, falsely of course, that over the years, in the face of the regularly occurring protests, Mullahtaria has “made some kind of compromise” in its admittedly horrendous responses to them. I totally disagree with this seemingly disgraceful attempt at sanctifying the diabolic deeds of an evil band of ruffians.

The fact is that Mullahtaria has not compromised, but rather has changed repressive tactics and re-adjusted, if anything. Nobody in the world whose eyes have been open to what has been happening in Iran, can see an iota of compromise in how thousands of unarmed souls were gunned down by military action in the marshes, and hundreds of sleepy eyed innocent souls in flight were shot missiles at blown to pieces.

Finally, at the end of her tweeter interview clip, we who by now are quite suspicious of Ms. Nazila’s ulterior motives in that interview, as a result of what she says about Hijab and regime’s socially imposed restriction are left with this question:

Was Ms. Nazila also trying to relay the regime’s signal that it is willing to cancel Hijab restrictions and so forth, so long as it is permitted to remain in existence and power?!

Look. Let me cut the thread and get to the bottom of it:

If the case is, in fact, that Ms. Nazila is for whatever reason trying to be of help to prolong the life of the rotten regime of a bunch of corrupt Mullahs and their cohort at this time, for the benefit of the obvious and undeniable truth that Mullahtaria is evil and needs to go, I, Piyalechi, say to her that she will be beholden to goodness to rethink her position and ponder deeper upon the way she uses her God given talents. She needs to abandon rationalizing for status quo and leave that apologist paradigm. She should be the harbinger of light, as we stand in the dawn, and help us all step into its warm consuming embrace.

نوشته‌شده در English, PodCast پیاله‌کَست | ۱ دیدگاه