لیندسی گراهام و هراس ایرانی بودنش!

دوستان،
نوش…

در ویدئو بالا آن ثانیه هایی را ملاحظه می‌فرمایید که آقای لیندسی گراهام سناتور جمهوریخواه ایالت کارولینای جنوبی که خانم نیکی هیلی فرماندار آن بود، امروز «به شوخی» گفت که (نقل به مضمون) می‌ترسد از امتحان دی ان اِی چون ممکن است اجدادش یهو ایرانی از آب در آیند و بسیار سه شود!…

بگذریم از اینکه در حواشی جنوب ایالات متحده که این جانب موهایم را درش سفید کرده‌ام، جناب لیندسی را شانی بیش از یک اِواخواهر پیرِ نان به نرخ روز خور قائل نیستند، (لاکن البته شخص بنده قربان اواخواهرهای ایرانی به شخصه میروم ها!… نخود نخود، هرکه رود به سلیقه و میل خود زیر لحاف خود و با شخص و جنس مطلوب خود. به ما چه؟!… لاکن این جنوبی های گردن سرخ آمریکایی که در جنگ داخلی آمریکا شکست از شمالی ها و پرزیدنت آبراهام لینکلن خوردند، قدری داعشی تشریف دارند علیه آن مفهوم. گفتم بدانید تا پرسپکتیوتان از آقای گراهام کاملتر باشد!) این گفته هایی که او امروز به مزاح گفته و آورده بازگوی یک حقیقت بسیار تلخ و جانکاه است به مرگ پیاله…

آن حقیقت تلخ این است که، گر چه روزی بود که ایرانیت و پاسپورت ایرانی در دنیا اعتبار و شان والا زیر سایه شهنشاهی آن خدابیامرز داشت، امروز ایرانی شناخته شدن نه تنها یعنی سه، بلکه چیزی هم نداریم که باهاش برهان خلف در قبال نظرداشت و پیش قضاوت دنیویان امروز علیه کشورمان و کثافت های ثبت شده به اسم ملت مظلوممان بیاوریم…

روزی به جمالمان در همه دروازه های دنیا بدون ویزا روی پاسپورت هایمان مهر ورودی نوش می‌زدند،
امروز پاسپورت ایرانی حتی ارزش فضله‌ی کبوتر را هم ندارد،
چون خدا وکیلی فضله‌ی کبوتر کود خوبی است و دارای ارزش نابی در کشاورزی!…

جمهوری اسلامی که یدک نام ایران را می‌کشد چه؟! ببخشید… سؤال جواب معلوم بیخودی بود!

و آن بیچاره هایی که در رسانه ها جلوی هر میکروفونی هی به خود و جهانیان قدمت طولای تاریخ و فرهنگمان را مکرر گوشزد می‌کنند، چنان می‌کنند چون طفلک ها چیز بهتر دیگری ندارند که بگویند در خدمتِ تعارفِ ‹نایس› بودنشان باهامان، حالا به هر دلیل نامعلومی که باشد!… کارها و یادگار جمهوری امام سیزدهم از آغازش تاکنون در انظار دنیا همه تباهی و تبه کاریست…

آخر کلام، ملا ها با حکومتشان چنان کاملا وجهه مان را ضایع کردند که هیچ حقیقتی برای ارفاق و بازگویی به نفعمان نمانده، جز تکرار تهوع آور بی مناسبت قدمت فرهنگ بلا و اسلام زده مان در همه جا!!
آخر این شد موجودیت؟! این شد هویت ملی در دنیایی که جهانی شدن را پس زده و حاضر نشده با ناسیونالیسم وداع کند؟!…

دوستان… پس آخر چرا به این چنین ذلتی دچار شدیم؟
جوابش را به خودتان بگویید چون خودم آنرا از بر می‌دانم و هزار بار به خودم یادآوری‌اش کرده‌ام…

تقصیر ملا ها هم نبود، راست و حسینی و خدا وکیلیش!… تقصیر خود خاک بر سر بی سواد و بد سوادمان بود که اولا جنزده شدیم و خودزنی کردیم، و بعد آن ها را اجازه دادیم سوارمان شوند و روزگار و وطنمان را به اینجا و این روزی برسانند که یک چسفیل مچ نرم کراوات و زیرشلوار صورتی پوش آخ ببین چه تنگم گوی اهل ایالت فقیر و در قیاس کاملا آشغال ناکجاآباد کارولینای جنوبی، در همت مطرح سازی خویش با توسل به بانمکی فاشیستی، همویی که حالا واسه نرخ نان روز چهره مخالفش را عوض کرده و سر تا پا وازلین زده و میخواهد کمپلت برود و ذوب بشود توی آنجای آقای شیردل، بیاید و اینطوری جوکمان بکند، آنهم با نشانه رفتن به اصلیت وجودی و هویتی مان.

بیچاره مجری که دم دستش نشسته بود سریع اوضاع را ضایع تشظیص داد و بلافاصله ولی خیلی کول پرید ته حرف گراهام با ماسمالیزاسیون ادامه داد که:» البته حاکمینشان بدند ولی خود مردم ایران عالی و مامانند!» که لیندسی هم از لالا بیدار شد و وگفت آره مردمانشان خوبند و تاییدش کرد!!

مرسی ولی فقیه انقلاب صادرکن و تشکر به امام ادرار سگ به گورت. دستتان! واقعا درد نکند!!

باشد، … مَثَلِ خوب آمریکایی‌ای را می‌دانم هست که می گوید:

What doesn’t kill you, makes you stronger

ترجمه: هر آن بلایی که به سرت آید و تو را نکشد، قوی‌ترت خواهد کرد…

لاجرم ما به بلای حکومت ملایان دچار شدیم، و حتی تقصیر و سزاوار خودمان هم بود. درست…

ولی حتی بعد از اینکه پیاله‌چی هفت کفن هم پوساند، تایید خواهید کرد که زیر جبر و ظلم ملایان نه تنها نمردیم، بلکه بالاخره رنسانسمان را به احقاق آورده و عزت راستین فرزندان مهر و بچه های شیک میترا را بازشکوفا و نمایان کردیم…

آنانانی که نمی‌دانند، به است که به حلقه در دست فَروَهَر ایرانی که شهره دنیاست خیره شوند و از نمایش دایره حلقه در دستش راهنما شوند که همه تاریخ بشریت با ما ایرانیان در مدار ۳۳ درجه شروع شد، و عهد عالم هم همین است که پایان هم با ما و همانجا که داستان شروع شد، خواهد بود.

حالا آنانی که امر برایشان مشتبه است بروند و هر چقدر دلشان می‌‌خواهد، به قول آذریان ایران، ‹قیرجانماخ› دربیاورند!!

نوش…

این نوشته در نوش نگارش ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s