آرمان با بربط گریست…

دوستانی‌ که مرا از نزدیک میشناسند به این نکته و اخلاق من کاملا آگاهند که هیچگاه بیرونن(تظاهر) و همچنین درونن(خودستایی) نخواسته‌ام از شرایط خاص اوضاع احوال مردم و کشورم برای منظوری خاص و شخصی‌ بهره‌ای یا سودی ببرم.

هفته پیش در سفری چند روزه که در استانبول برای تعطیلات بسر میبردم، متاسفانه برای چندمین بار باز هم شاهد لبریز شدن کاسه صبر مردم مظلوم و ستمدیده ایران در برابر قساوت و بربریت دوباره این رژیم تحمیل شده بر خاک میهن بودم به مانند همه شما

بر حسب اتفاق در کارگاه عودسازی دوست عزیزم هاتف شاطریان دستی‌ بر ساز بردم و او ثبت لحظه کرد. بعد گوش کردنِ چند باره به نواخته ام، نشانی‌ بس عمیق از درد و زخمی دیرین درون سینه ام، از پس این سالیان سیه تاریخ میهنم دوباره پدیدار شد.

با تک تک درد کشیدگان و بازماندگان شهدای این نبرد نابرابر همدردم. – آرمان سیگارچی

این نوشته در بازتاب ویژه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s