نه حاج قاسم، سعادت نداشتی! – ارغوان


در میان سرداران جنگ ایران و عراق سعادتمند آنها بودند که در جنگ ایران و عراق کشته شدند و پس از جنگ تبدیل به «برادران قاچاقچی» و «سرداران کودک کش» نشدند.

هیچکس نمیداند اگر باکری ها و همت ها و چمران ها که مشتی انسانهای ساده دل و فریب خورده از خمینی بودند، اگر امروز زنده بودند آیا سرنوشتی بهتر از قالیباف و رضایی و سلیمانی و همدانی داشتند؟

در لجنزار جمهوری اسلامی هرکس بیشتر ماند، بیشتر گندید و تباه شد. قاسم سلیمانی اگر سعادت داشت، در همان دوران جنگ ایران و عراق شهید میشد و حداقل امروز کسی او را سردار کودک کش و عامل قتل عام صدها هزار نفر در سوریه و عراق و لبنان و ایران خطاب نمیکرد!

تصویر تکه تکه شده سردار سلیمانی حکایت عبرت و قدرت است. درست در همان لحظه ای که فکر میکرد همه از او میترسند، آنچنان به تیر غیب پهپادهای آمریکایی گرفتار شد که باورش حتی برای دشمنانش هم سخت است.

چندی پیش در قیام آبان ماه مردم مجسمه انگشتر خمینی را سوزاندند، دیشب هم انگشتر سردار سلیمانی که بر دست تکه تکه شده اش بود، نماد پایان فردی شد که پدر خوانده تمام تروریست های خاورمیانه بود.

سیر حوادثی که با قیام مردم در دی ماه ۹۶ آغاز شده است و یکی پس از دیگری قلب نظام را نشانه میرود، نوید بخش دوران پایانی جمهوری جنایت است؛ جمهوری که با کشتار آغاز کرد و با گروگانگیری و‌ جنگ ادامه داد، نفسهایش دیگر به شمارش افتاده است و دیر یا زود این جرثومه تباهی توسط ملت ایران _ چه با کمک خارجی و چه بی کمک خارجی _ به زباله دان تاریخ خواهد پیوست.

حاج قاسم، تو خودت را به شیطان فروختی و ژنرال ضحاک شدی، تو از کشته پشته ساختی و بر راهی قدم گذاشتی که جز ویرانی و کشتار، سوغاتی از آن سیر و سفرهایت نصیب «ایران» نشد!

تو و سردارانی از جنس تو بچه سربازهایی بودید که اسلام را بالاتر از ایران قرار دادید و به میهن خویش خیانت کردید و به فرمان خمینی و خامنه ای خون جوانان خاورمیانه ای را بر زمین ریختید و حتی به کودکان سرزمین مادری خویش هم رحم نکردید و سرانجام هم در نهایت بدنامی و ناکامی، صد تکه شدید!

از صبح که اخبار به هلاکت رسیدنت را میخوانم، مدام این شعر ناصر خسرو در ذهنم فریاد میشود :

چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت
نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت
این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند
انگور نه از بهر نبید است به چرخشت
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
حیران شدو بگرفت به دندان سر انگشت
گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟
تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت؟»
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

https://www.balatarin.com/permlink/2020/1/3/5230427

این نوشته در بازتاب ویژه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای نه حاج قاسم، سعادت نداشتی! – ارغوان

  1. صادق جاوید :گفت

    piyalechi@gmail.com
    درود،،این ایمیل شما دسترس تان هست،اگر نوشته ای یا….بشود برایتان ارسال داشت..سپاس

    • بله صادق جان، نوش…
      بنده آن ایمیل را مرتب چک میکنم.
      یک ایمیل بزنید تا برایتان دعوتنامه بفرستم تا اکانت خودتان را برای نوشتن بسازید…

  2. ناشناس :گفت

    نوش … البته اون فرضیه که گفتی خامنه ای ، سلیمانی رو تحویل داد الان امروز اثبات شد برام، کلیپی اومده بیرون که ی آخوندی سخنرانی میکنه که انگار مال چند ماه پیشه ، که میگه ،آمریکاییها در ازای تحویل دادن سلیمانی تحریم های بانکی رو بر میدارن. حتی سازگارا طراح سپاه همو ساعتهای اولیه با یورونیوز گفت که به سلیمانی خیانت کردن و از درون فروختنش.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s