آیا مار به لانه‌اش خواهد رسید؟…

چونک صد آمد نود هم پیش ماست!!

حال که با زدن قاسم سلیمانی و دیگر سران مسلح نکبت ولایی، در برونمرز، ترامپ به گونه‌ای بسیار غیر منتظره بعد جدیدی را در سیاست خارجه آمریکا گشود،
پس باید در انتظار دیدن گشوده شدن بعد بعدی آن سیاست شاهد ایستاد…

آشپزی که چنان در پیک نیک برون مرز کتلت سلیمانی روی آتش گذاشت،
حال گوشت کوب و هاون را به سفره درون مرز خواهد آورد،
چون ولایت دارد شوربایش را تیلیت می‌کند!!…

چرا این تصویر در پیاله ظاهر شده؟…

چون اگر یادتان باشد، دلیل اینکه برجام بازی را اوباما شروع کرد فقط این نبود که می‌خواست میراث بجای بگذارد و در تهران با آقا چای قند پهلو بنوشد و هردو فیض حسینی اندر احوال ارادت متقابلشان به نام سالار شهیدان شیعیان ببرند!!

دلیل عملی‌اش این بود که آن روزها با سَمبَل و ردیف کردن هزاران سانتریفیوژ غنی سازی جلوی چشمان بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سازمان ملل، و تازه جدیدتر هایش هم قرار بود آکبند به هزاران شمار تولید شوند، ج.اس. عملا دست و پای اوباما را گذاشته بود توی پوست گردو و پس از عمری مماشات و لاس زدن با آنها و برایشان از سعدی خواندن و باباکرم از نایاکی ها یاد گرفتن و رقصیدن، در مسند ریاست جمهوری ایالات متحده چاره‌ای برایش باقی نمانده بود که بالاخره یک کاری در جهت متوقف کردن ملاتاریای در حال گریز به سوی ساخت بمب هسته‌ای بکند و او چنان پیام را پیشا برجام آخر فرستاد که ما به اسممان قسم دعوا نمی‌خواهیم؛ لاکن یا بیایید به توافق و تدارکی حالا برسیم یا دیگه از دستم خارج است و سه خواهد شد!…

چرا می‌گویم «گریز به سوی ساخت بمب اتمی» یا همانا نوکلییِر بِرِیک آوت nuclear breakout ؟

چون کار برجام در حال و زمانی شروع شد که آقای قهرمان نرمش ما شکی برای دنیای متمدن باقی نگذاشته بود که با توجه به حجم دانش خاصه، فناوری، و ذخایر اورانیوم در اختیارش فقط مدت بسیار کوتاهی از دستیابی به بمب فاصله دارد و توپ توپ احساس قهرمانی می‌کرد و خود را همانک معادل با رهبر دارنده‌ی بمب هسته‌ای و کار را تمام می‌دید…

به توُن و نحو سخنرانی های آن موقعش که ویدئو هایش موجود است خوب دقت کنید و به نخش بروید…

آقای قهرمان در اوج احساس قدرت، و نه احساس اجباری و زبونی، است که مچ و مچ کنان صحبت در باره موافقت به نرمش قهرمانانه می‌کند و شاید دلیل عاطفی هم که بتوان به تصمیم او برای نرمش نسبت داد این بود که، علیرغم همه‌ی تاخت و تاز های لسانی که در قبال قربانت بروم های مدام اوباما کرده بود و حرف مشت چدنی در دستکش مخملی را زده بود، در قلبش یه ذره الطفات برای آن بی پدر باقی داشت، چون بالاخره کدام شیعه است که به درخواست کسی که اسمش حسین است اقلا تاملی نکند؟!

پس چرا که نه، نرمش قهرمانانه با حاج حسین نه‌باما ایده‌ی چندان بدی به نظر نیامد و نیز تصویر عکسی مشترک با آن مستاجر کاخ سفید عقده‌ای در دفتر ولاییش هم شاید مقبول واقع شد…

همزمان، از طرف اوباما هم اندیشیدن برجام چوب دوسر طلایی بود اقلا در طی دوره‌ی او، حالا کون لق پرزیدنت های بعدی، ملاتاریا عملیات هسته‌ایش را متوقف می‌کرد و در پایان وقت و غروبش برجام تمام شده و معضل هسته‌ای پیچیده‌تر شده آنوقت می‌شد پرابلم رئیس جمهور دیگر و او در تاریخ بچه مسلمانی نوشته نمی‌شد که در ردای ریاست جمهوری آمریکا تحت فشار سیستم برای متوقف کردن ملای گریخته به سوی بمب هسته‌ای حمله نظامی کرد، و هم آن شود مایه‌ی میراث بجای گذاشتنش و اینا…

حالا امروز رسانه های رژیم خبر داده‌اند که دیگر محدودیتی در تعداد سانتریفیوژها (در برنامه هسته‌ای ایران) وجود نخواهد داشت.

این دوباره معادله‌ی جهنمی را برگرداند به روز پیش از برجامش…

این یعنی سیگنال ما را ادراک کنید: ملاتاریا همینک، نعلین پوشیده، به سوی دستیابی به بمب هسته‌ای دوان‌دوان است!!!

ولی ملاتاریا بهتر است فتوای حرام بودن بمب اتمی بیاد آورد و تقیه کار و خدعه‌گر نشود که اگر برای خمینی نبود، چاخان ایندفعه مهلک و نابود کننده خواهد بود، و بسوی لانه مثلا امن دارایی بمب اتمی گریزان نباشد.

بمب هسته‌ای نه امنیت می‌آورد و نه استقلال. فکر می‌کنید برای پاکستان آورده؟…

پس به همان دلیل است که شک ندارم عنقریب شاهد انشقاق بُعد جدید دیگری به صورت عملیات نظامی جامع بازدارنده در سیاست خارجه پرزیدنت ترامپ خواهیم بود.

ماری به سوی لانه‌ی «امن» خود گریزان است…

به کجا می‌گریزی ای مار،
عقاب بر فرازت به پرواز است…

نوش…

این نوشته در نوش نگارش ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای آیا مار به لانه‌اش خواهد رسید؟…

  1. داداش :گفت

    شمخانی گفته «پاسخ ما محدود به اقدامات نظامی نیست». با کمک از تحلیل شما می‌توان حدس زد که اینها می‌خواهند باعجله و حداکثر سرعت ممکن به بمب اتم دست پیدا کنند و بعد بگویند این از آرزوهای قاسم بود و حالا همین مشت محکمی بر دهان آمریکاست …

  2. صادق جاوید :گفت

    درودها…اگر دوان دوان برای فرار از حوزه، ب سمت فردو بدوند،بمب افکن های زمین پاره کن آمریکا،زودتر ب داهات های قم خواهد رسید! اگر در این رژیم رجیم، السیسی، دست بسته و بی محابا ب قول شما آیت الله و کلید موشک هایش را در قوطی نکند، آری احتمال بمباران سکوها خواهد بود،، اما فعلا باید عراق با موج آخر مردمی،ب ثباتی برسد و اسپرم های باقی مانده از نعوظ آخر مش قاسم همه سیفون شوند، تا بعد انیران،ایران شود…من آرزو میکنم این وایت واکر های اسلامی،با خنجر والریانی سیندرلاها بروند ک نیازی ب درون و آتش نباشد….سپاس ها …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s