ترامپ، حلاج، فلین، و حتی گوگوش!…

captureدوستان، نوش…

روز بسیار خوبی بود امروز برای پرزیدنت ترامپ و آمریکا.

در این لایو خواهید شنید چرا.

نوش…

این نوشته در PodCast پیاله‌کَست, اخبار مَخبار!... ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

6 پاسخ برای ترامپ، حلاج، فلین، و حتی گوگوش!…

  1. علی :گفت

    سلامی دوباره دارم خدمت پیاله چی عزیز
    داشتم به صحبت های شما گوش میکردم … بحث خداوندی رو باز کردید … بسیار لذت بردم و کاملا با شما موافق هستم، بعد شکایتی کردید که کو گوش شنوا … باید بگم که مدت هاست که گوش ها جاشون رو دادند به چشم ها و برعکس… گفتید ارادتی دارید به حافظ شیرازی … من رو بردید به شهر شیراز ، شهری که کودکی های من در اون سپری شد و بسیار دلتنگش هستم، یاد بهترین غزل از همشهریم کردم:

    آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند …آیا بود که گوشه چشمی هم به ما کنند
    دردم نهفته به ز طبیبان مدعی … باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
    معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد … هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
    چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست … آن به که کار خود به عنایت رها کنند

    مینویسم روی دیوار رنسانسی شما چون به قول عمو مانوک نوشته ها پا دارند و رد پیاشون رو درست روی روح آدم ها بجا میگذارند .
    پیاله چی عزیز ! به قول ویکتور تسوی خواننده مشهور شوروی سابق در واپسین سالهای قبل از فرو پاشی شوروی در آهنگ » تغییر میخواهم » فریاد میزد :
    » قلبهای ما نیاز به تغییر دارند ، چشمهای ما نیاز به تغییر دارند ، در اشک ها و لبخند های ما و در ضربان رگ های ما ، تغییر! ما منتظر تغییر هستیم .»
    و من هم صدای این تغییر رو دارم از شکستن استخوان های اون دجال سبز رنگ گروگان گیر میشنوم . حتی تهرانی ها هم دیشب از اعماق زمین ندای تغییر رو شنیدند و همگی لرزیدند . تغییر در راه هست اما چه تغییری … بستگی به اتفاق نظر خودمون داره .
    خدا رو چه دیدید شاید گوشه چشمی هم به ما کردند.
    در پایان مرسی و مرسی از کانتنتهای عالی شما.
    اگر تمایل داشتید لینک اون آهنگ رو برای شما همینجا خواهم گذاشت.
    به قول عمو مانوک عزیز
    Love u

    • درنگ ننمایید علی جان با آن آهنگ جان پیاله!… نوش…
      فرمودید «تغییر در راه هست اما چه تغییری … بستگی به اتفاق نظر خودمون داره»
      عین حقیقت را گفته و انگشت را روی خود خود مرکز درد گذاشتید.آخ آخ آخ…
      نظر ها باید در سطوح بسیاری تغییر کنند و به وفق آیند…
      سطح اولش شاید در نظر مردمانمان به سوی ملاتاریا و دکان دین فاشیست وحشتناکشان است. نظر جااندازی با همه‌ی انحاء و زوایای کوچک و بزرگش باید به آنِ براندازی تغییر کند.
      ولی آن اگر هم نتیجه‌ی مطلوب موعودش را در سطح ایران بدهد، باز جز درمانی سطحی برای دردی عمیق و ریشه دار نخواهد بود…
      ما مردمان زمین، و نه فقط ایرانیان، اگر نظرمان را به خود و خدا عوض نکنیم، آن معماری هستیم که در عمارت ذات خود خشت اول را کج نهاده و بنا بر آن هیچ کار و فکر دیگرش انتهای درستی پیدا نمی‌کند و فقط از ملات عمرش کم شده به ملالتش افزوده می‌گردد… نامیدی پس از ناامیدی و دلخوری یکی پس از دیگری…

      • علی :گفت

        بسیار متین گفتید پیاله چی عزیز،
        این هم لینک آن آهنگ بسیار تاریخی(هر چند به زبان روسی است ولی میدانم که به دل خواهد نشست) ، به قول خودتان، نوش…

        منتظر کانتنت های بی نظیر شما هستم.

      • واخ واخ!! نوشانوش!!
        این که خیلی عالی بود علی جان!
        یه کلمه شو محض رضای خدا حالیم نشد. کاش یکی با ترجمه لیریکسش یاری کنه. نوش…
        لاکن ریتم عالی در چاشنی ردیف ملودیک محشرش ما را به جنبشی بی‌اختیار و توصیف ناپذیر لذت بخش آورد. بر و بکس آن موقع محله اونا کارشان درست بود به جان پیاله…
        🍷🍷

  2. ناشناس :گفت
    Changes!

    In place of warm is green glass,
    In place of fire is smoke.
    From calender taken the day.
    The red sun burning to ashes,
    Day burns with it.
    The ray falling on the flaming city.

    Our hearts require the changes,
    Our eyes require the changes,
    Into our laugh and our tears,
    And into pulse of veins
    Changes!
    We are waiting for changes.

    Our day goes to electric light
    And matchbox is empty.
    But in the kitchen in blue colour burns the gas.
    Cigarettes in hands, cup of tea on the table,
    It’s simple plan.
    And there isn’t something else, everything inside of us.

    Our hearts require the changes,
    Our eyes require the changes,
    Into our laugh and our tears,
    And into pulse of veins
    Changes!
    We are waiting for changes.

    We can’t be proud of wisdom of eyes
    And of skilful gestures,
    We don’t need it to understand each other.
    Cigarettes in hands, tea on the table,
    It all came back to where it had started
    And suddenly we afraid of changing something.

    Our hearts require the changes,
    Our eyes require the changes,
    Into our laugh and our tears,
    And into pulse of veins
    Changes!
    We are waiting for changes.
    https://lyricstranslate.com/en/peremen-peremen-changes.html

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s