قدم چهارم: در مرحله سرنگون کردن حکومت اسلامی باید به دنبال قدرت سیاسی بود و مردم را رهبری کرد؛ ف. م. سخن

دوستان، نوش…

مطلب زیر را بنده به جای اینکه تعیین تکلیف رضاشاه دوم به وسیله‌ی آقای ف.م. سخن ببینم، آن را بازگویی عین حقیقت تشخیص می‌دهم. حقیقتی که بازتاب ویژه‌اش واجب است…

مگر این نیست که میلیون ها دارند همین الان ایشان را به ارواح شریف پدر و پدربزرگشان قسم می‌دهند که بردارند و همانا قدرت سیاسی و رهبری را بی تعارف به دست بگیرند؟!…

دست آقای سخن درد نکناد و سلامت باشند. – پیاله‌چی

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

شاهزاده رضا پهلوی در «پیام نوین» خود گفت که در مبارزات مردم نقش خاصی برای خود قائل نیست و به دنبال قدرت سیاسی نیست (نقل به مضمون).
در مرحله سرنگون کردن حکومت -که همان طور که گفتیم با مرحله ی ایجاد حکومت جدید فرق دارد- اتفاقا باید با قاطعیت به دنبال قدرت سیاسی بود و مردم را رهبری کرد.
یکی از خیانت هایی که اصلاح طلبان حکومتی در حق مردم کردند، وارد کردن این تز سراپا مجعول و مخالف بر اندازی بود که جامعه نیاز به رهبر ندارد و خزعبلاتی از قبیل همه رهبر هستند را بر سر زبان ها انداختند.
در امر سیاسی، به دنبال قدرت و رهبر نبودن به مانند این است که در امر ورزشی به دنبال پیروزی و اِعمال قدرت بر حریف نباشیم و ضرورت وجود یک مربی کاربلد و یک کاپیتان خبره را انکار کنیم.
در یک ارکستر سمفونیک، همه ی نوازندگان در کار خود خبره و استاد هستند ولی اگر این ارکستر رهبر نداشته باشد، هر یک از این «اساتید» ساز خودشان را خواهند زد و هماهنگی برای ایجاد یک آهنگ واحد و گوش نواز هرگز به وجود نخواهد آمد.
رهبر یک ارکستر ممکن است مثل ویولونیست اول نتواند ویولن بزند یا مثل خواننده ی سوپرانو نتواند اپرا بخواند، ولی اوست که به ویولنیست می گوید کی بزن، چگونه بزن، با چه ضرب و شدت و سرعتی بزن و با تکان دادن لب به خواننده سوپرانو می گوید کی بخوان، با چه شدت و قدرتی بخوان و مسائل دیگری از این قبیل.
بنابراین وجود رهبری که جامعه را در امر بر انداختن حکومت نکبت هدایت کند و خواهان پیروزی و گرفتن قدرت توسط مردم باشد، یک امر بدیهی و کاملا ضروری ست و اگر ما تا کنون نتوانسته ایم کار موثری علیه حکومت اسلامی انجام دهیم یکی از دلایل اش باور نداشتن به این امر ضروری و فقدان رهبر ی هدایت کننده ی جامعه بوده است.
شاهزاده رضا پهلوی باید بخواهد که مردم قدرت سیاسی را در اختیار بگیرند و خودش هدایت کننده و رهبر مردم برای رسیدن به این هدف مهم باشد.
با وجود این که من جمهوری خواه هستم، اگر شاهزاده رضا پهلوی تصمیم بگیرد که به عنوان شاه در ایران حاکم شود و اِعمال قدرت کند، به مراتب بهتر و مفید تر از آن است که مردم جان به لب رسیده و حیران از این همه ظلم را بدون رهبری و هدایت به حال خود رها کند.

این نوشته در بازتاب ویژه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s