«بی برگی» جمهوری اسلامی برای انتخابات «آب دوغ خیاری!» 1400

قبل از شروع بررسی چهره هایی که احتمالا وارد بازی انتخابات «رژیم» خواهند شد، گفتن چند نکته مهم و مفید است.

1- 15 هفته آینده، زمان مهمی برای نظام جمهوری اسلامی و مخالفان آن و دولت جدید ایالات متحده است برای «مهره چینی» فصل بعدی بازی! (فصل بعدی بازی در این 15 هفته مشخص خواهد شد، و چگونگی روند بازی بعد از این 15 هفته هم در این 15 هفته تکلیفش تاحدود زیادی مشخص خواهد گردید)

2- جناح روسی نظام، و جناح انگلیسی (گلوبال) نظام، در این زمان و هفته های آینده تحولات روسیه و ایالات متحده و اتحادیه اروپا را مورد بررسی قرار خواهند داد!، و در این زمان در پشت پرده پوتین و دولت بایدن اگر کارشان به «سرشاخ» شدن بیشتر بی انجامد، شانس جناج انگلیسی (گلوبال) در تهران کم تر خواهد شد!

3- در هفته های پایانی دولت روحانی، «ظریف» شاید فلج بماند، شاید هم کمی مذاکره کند!، این جناج در این مدت تلاش خواهد کرد با تخریب طرف مقابل با روش های «قدیمی» بازی را برای روزهای انتخابات و سیرک نمایشی خود فراهم کند، و در پشت پرده هم امنیتی های نظام بر علیه دولت نظامی آینده!، تمام تلاش خود را بکار خواهند بست!

4- نظامی ها و حراستی ها هم، برای حفظ منافع خود و «موشک» های خود، تمام تلاش خود را خواهند کرد تا دولت بعدی، ادامه دولت کنونی نباشد!، و سوار بازی شوند! (تورم – بی عرضه بودن روحانی – دولت پیرسالاران! – بی شعوری سیاسی کابینه! – و تنفر اجتماعی از این دولت و از اختلاس تا دروغ گویی، از برجام نافرجام تا مدیریت افتضاح کرونا و …، این شانس را به آن جناج دیگر داده است!)

حالا می رسیم به چهره های «کلیدی» این انتخابات!، ولی قبل از آن چند نکته:

1- این بار برای نظام مشارکت بالای مردم در انتخابات اولویت نیست! (فعلا!)

2- این بارنظام از باز شدن فضا وحشت دارد!، برای همین می خواهد انتخابات را بدون سیرک نمایشی برگزار کند (البته تاکنون!، اگر مذاکرات با دولت بایدن به جایی برسد!، سیرک خیابانی هم برگزار خواهد شد!)

3- برای نظام، انتخاباتی با مثلا 51 تا 52 درصد مشارکت رای دهندگان قابل قبول خواهد بود! (حالا یا با جو سازی! و یا تقلب و یا با ترکیبی از این دو!)، ولی اگر بازی مذاکرات به جایی برسد و اصلاح طلبان بازی را مدیریت کنند، برای دادن امتیازات بیشتر بعد از انتخابات به مشارکتی بالای 60 تا 65 درصد احتیاج دارند برای پس راندن جناج نظامی ها! (که این بار کار دشواری است و مردم در چنین نمایشی مشارکت نخواهند کرد)(البته فعلا!)

4- بازی این بار کمی هم فرق دارد!، چون خطر (شانس) مرگ خامنه ای در دوران رئیس جمهوری بعدی بالا است بعلت سن بالای او و همچنین دشواری هایی که از نظر فرهنگی – اجتماعی – سیاسی در داخل با نسل «پنجم» انقلاب دارد! این «نظام»، و دشواری های تحریمی – ایدئولوژیکی – اقتصادی – سیاسی ای که با دور و بر خود (کشورهای همسایه از خلیج فارس تا ترکیه، از افعانستان و پاکستان تا آذربایجان و روسیه دارد) و در سطح جهانی با ایالات متحده و اروپا و روسیه بنوعی دیگر دارد!

5- و اگر بازی ای بزرگ صورت گیرد برای تقسیم غنایم، در پس از کرونا پاندمیک!، بین روسیه و ایالات متحده دوران بایدن و با مشارکت اتحادیه اروپا، در آن صورت (سوریه – ونزوئلا – کوبا – ایران – خاورمیانه! – و قفقاز! و بلاروس!، بخش اصلی! بازی قرار خواهند گرفت!) و در این بین نقش فرانسه و اتحادیه اروپا در لبنان! مهم و نقش چین در مورد کره شمالی مهم خواهد بود!، و اسرائیل و کشورهای عربی خاورمیانه هم از منافع خود دفاع خواهند کرد! (اینگونه است که بازی ای پیچیده در حال شکل گیری است، «فرسایش سیاسی!» شاید بهترین نامی باشد که بشود بر روی آن گذاشت!)

فعلا بررسی مسائل «ژئوپلتیک» و سیاست «داخلی» رژیم اسلامی کافی است!، چون نمی دانیم در 15 هفته آینده دولت بایدن و گلوبالیست ها چگونه با روسیه «کار» خواهند کرد، نمی دانیم اتحادیه اروپا و بویژه دولت مکرون در فرانسه در پشت پرده امتیازات بیشتری از جمهوری اسلامی طلب خواهد کرد (در مورد لبنان!) و مذاکره موشکی را روی میز خواهد گذاشت یا نه!، و سیاست آلمان در دوران پس از مرکل چگونه شکل خواهد گرفت، و پوتین چه روشی را برای آینده خود و انتخابات آینده روسیه و نحوه برخورد با سیاست های گلوبالیست ها با روسیه در دوران بایدن انتخاب خواهد کرد!، و بریتانیای بعد از برگزیت چگونه با دولت بایدن «کار» خواهد کرد و خود بایدن آیا در «مرداب» سیاسی ای که در حال ساختن است!، با «ای کیوی» پائینش، خواهد توانست دست و پا بزند و با آن کشتی بگیرد و یا در «گاو بازی!» سیاسی به روش تگزاسی!، چند لگدی نوش جان خواهد کرد و «لت و پار» به گوشه ای خواهد خزید!، البته نقش کاملا هریس را هم باید بررسی کرد در این 15 هفته تا دریافت او چگونه معاونی خواهد بود، «حریص قدرت!» یا همکار دولت!

حالا میرسیم به چهره های انتخابات 1400 نظام (روسپیان سیاسی و نخودی های بازی و شالاتان ها و بازی خراب کن ها و احمق های مفید را که کنار گذاشته و چهره ها و کانال ها و رسانه های بازی «داغ» کن انتخابات رژیم را هم اگر جدی نگیریم!)، این انتخابات سه مدل خواهد داشت:

1- متعارف

2- نامتعارف

3- سورپرایز! (البته برای نظام! و شاید هم برای مردمی که بازی را بلد نیستند بخوانند!)

در روش متعارف:

1- علی لاریجانی

2- محمدباقر قالیباف

3- ابراهیم رئیسی

4- آذری جهرمی

5- در شرایطی «خاص» جواد ظریف!

6- سعید جلیلی

این شش نفر چهره اصلی خواهند بود.

در روش نامتعارف:

1- محمود احمدی نژاد (تنها شانس رژیم برای بقای موقت، طنز تلخ بازی!)

2- سید حسن خمینی (نوه امام!)

3- کاندیدای زن (مثلا فائزه رفسنجانی یا نسرین ستوده!)

4- نظامی ای که هنوز بازنشسته نشده باشد و با یونیفرم وارد بازی شود!

این ها، چهره های شاخص این روش خواهند بود!

و در روش «سورپرایز»

1- سید محمد خاتمی! (این را می خواهند از مردم تا دقیقه نود مخفی کنند!)

2- شخصی کم نام و نشان مانند احمدی نژاد را در دقیقه نود وارد بازی کنند! (مانند انتخابات 1384 شمسی)

3- روشی که در نهایت به یک انقلاب رنگی خواهد انجامید (مانند جنبش سبز! در سال 88)

4- و یا یک چهره دیگر با بازی ای دیگر! (شانس چنین چیزی کم است، ولی امکان آن وجود دارد، البته به تبلیغات نیاز است که تا اینجای کار وقت را از دست داده اند.)

حالا می رسیم به بررسی چهره ها:

1- علی لاریجانی.

او مورد حمایت بخشی از اصلاح طلبان و نظامی ها و بنوعی برای مذاکره بعدی مفید خواهد بود، گلوبال های شهرک لندن هم از او حمایت می کنند!، ولی در سال های اخیر لاریجانی ها را بخشی از نظام دارند کنار می زنند!، بخشی از نظامی ها و اصول گرایان جدید هم از او حمایت نخواهند کرد، در بین مردم هم با سابقه «خوبی!» که در صدا و سیمای رژیم دارد، آرایش «بالا» خواهد بود.

با چنین سابقه منفی ای که دارد و سه دوره ریاست بر مجلس چهره جدیدی نیست و نمی شود در بازار تبلیغات کار «خاصی» برای او انجام داد. (اما بهترین گزینه برای نظام خواهد بود و قابل پیش بینی!، و کسی که می شود و می تواند شرایط موجود را از نظر سیاست های داخلی حفظ و در سیاست خارجی بنوعی کمی کار کند!، ولی آیا بازی نظام این خواهد بود؟!، و بخشی دیگر روشی دیگر را در سر دارند؟!)

2- محمد باقر قالیباف.

او در رده چهره های «یک و نیم» نظام بوده است، یعنی همیشه نتوانسته است خود را در سطح درجه اولی ها به نظام ثابت کند، ولی در سبد درجه دومی ها هم قرار نمی گیرد!، و اگر وارد بازی شود! (که معمولا هم می شود!)، باید دید این بار بخش روسی که در شرایطی خاص از او حمایت خواهند کرد!، می توانند این بار او را به ریاست جمهوری برسانند یا نه!، و چون نظام تجربه روحانی (کسی که اصول گرا است ولی به اصلاح طلبان هم نزدیک است، کسی که در امنیت خانه بوده است و مذاکره کننده بوده است ولی از نظام است و بنوعی هم «اعتدالی» بوده است) را تجربه کرده است و همه این موارد در لاریجانی تکرار خواهد شد، این بار شاید روشی دیگر را انتخاب کند و در روشی جدید قالیباف را می شود «علم» کرد.

ولی بازی به همین آسانی نیست، از هم اکنون سعید شیطان (حجاریان) و دار و دسته «نازی آبادی ها» و دیگران!، بر علیه او بدجوری فعال شده اند، چرا؟، چون او از این جریان نیست!، در ضمن او کسی بود که برای اولین بار در سال 84 گفته بود نظام به یک «رضاخان» احتیاج دارد!، البته برای خود تبلیغ کرده بود با نادانی!، ولی مورد خشم دیگران قرار گرفت، در ضمن در زمانی که در نیروی انتظامی بود با بودجه زیاد ظاهر ماشین های آن نیرو را تغییر داد با خرید «بنز»های زیاد، (در زمان احمدی نژاد آن بنزها به حراج گذاشته شد!)، و در زمان تبلیغات از انتشار عکس با لباس خلبانی تا پوسترهای بزرگ و «هنری!» در کارنامه او هست!، بنوعی «کله»اش کمی با دیگران در داخل حلقه اولی های نظام فرق دارد!

برای همین بازی کمی جالب می شود، او در شرایطی «خاص» می تواند نقش «گورباچف اسلامی» را بازی کند، چون اگر کار به جاهای بدی برای نظام بکشد در «ژن» این موجود شاید توهم روشنفکر بودن در دقیقه نود بازی فعال شود!، و بخش نظامی حامی او شاید برای بقای خود و جدا کردن راه خود از بسیجی های وفادار به اصول فرهنگی نظام!، راه خود را انتخاب کرده و بالاخره اصلاحاتی را شروع کنند در ساختار اداری نظام! (پروستریکای اسلامی!) و در نهایت به «گلاسنوست اسلامی» منتهی شود!، و اگر اینگونه شود، بازی از دست همه در خواهد رفت!

البته بیشتر قالیباف نقش ناپلئون نظامی! را دوست دارد بازی کند، و دیگران و مخالفان او هم این جریان را دیکتاتوری نظامی ها و ناپلئونیسم سیاسی لقب داده اند!، اما شانس «گوربی» شدنش را باید بدجوری در نظر گرفت، او نمی خواهد گوربی شود ولی زمان و محیط، گوربی شدن را بر او می تواند تحمیل کند!

3- ابراهیم رئیسی.

او مورد حمایت لایه های سنتی جناج اصول گرا، نظامی ها (البته نه همه)، و قم و دفتر رهبری تا بخشی از فاشیست های اسلامی است!، پس بهترین گزینه باید باشد!، کسی است که در سال 96 هم آرای بالایی آورد و …، پس باید به راحتی برنده شود.

ولی بازی به همین سادگی نیست، بعد از رهبر او خود را برای رهبری آماده کرده و بخش مهمی از نظام هم برای رهبر شدن او تلاش می کنند (بازی مجتبی خامنه ای برای انحراف بازی است!، البته فعلا!)، پس اگر برای ریاست جمهوری اقدام کند، یا باید مذاکره کند و امتیاز بدهد و یا نه، در هر صورت «شخصیتی» که دارد برای خود می سازد را از دست خواهد داد و شانس رهبر شدنش کم می شود و …، ولی در شرایطی که نظام روش لاریجانی را نخواسته باشد انتخاب کند و از قاللباف هم «ترس» یا «عدم اعتماد کامل» داشته باشد و اصلاح طلبان هم بتوانند او را در لایه اصلی تصمیم گیری خراب کنند!، نظام برگ لاریجانی و قالیباف را با هم خواهد سوزاند و رئیسی را وارد خواهد کرد در دقیقه نود، بنوعی بازی را جمع خواهد کرد.

4- آذری جهرمی.

دلقکی امنیتی!، بیشعوری بی ریشه در نظام اسلامی!، اما جزو جوانان انقلابی و در بازی دولت «جوان» مورد حمایت «رهبری»، می شود او را به بازی گرفت، و می شود پشت او جمع شوند اصلاح طلبان و او را به مردم بفروشند! (البته نه به راحتی)، «احمدی نژادِ اصلاح طلبان» بهترین لقبی است که می تواند به او داده شود و در ضمن چون بی تجربه است می شود او را کنترل کرد، البته باید دید این «بشر» «ژن» سرکشی را دارا می باشد و یا برعکس احمدی نژاد فاقد آن است.

در صورتی که بازی مذاکره جااندازی شود و کمی هم پیشرفت کرده باشد!، او را می توانند وارد بازی کنند، ولی مشکل اصلی این است که در دوره او بسرعت می شود بازی از کنترل خارج شود و مافیاهای موجود در فضای سیاسی جمهوری اسلامی او را بحساب نخواهند آورد!، و اگر او ساکت شود، پروژه شروع نشده به اتمام خواهد رسید و تبدیل به عروسک مافیاهای موجود خواهد شد!، و اگر به لوس بازی های توئیتری خود ادامه داده و مثلا بخواهد «استقلالی» از خود نشان دهد، باید «جوانی» کند و پشت جوانان برود پنهان شود، و بدون شروع اصلاحات نمی شود و اگر این اصلاحات شروع شود می شود یا گوبی اسلامی یا بنی صدر دوم!، چون مانند قالیباف در این سیستم جاافتاده نیست!

5- جواد ظریف.

(این کاره نیست)، ولی اگر بازی مذاکره جااندازی شود، و اطمینان داشته باشند که می توانند کاری انجام دهند، او را وارد بازی خواهند کرد، البته در این مورد باید او خط عوض کند و به سپاه نزدیک شود، و با روسیه هم کنار آید و بتواند به طرف غربی هم اطمینان دهد که بازی را می تواند کنترل کند!، فقط در صورت «خاصی» او وارد بازی خواهد شد.

او در مورد امورداخلی تجربه ای ندارد، دلقکی بیش نیست!، تنها دست آورد او «برجام» بوده است، که در آن کاره ای نبوده است، و حتی می شود برای همین کار او را محاکمه هم کرد!، پس بهترین گزینه برای او بعد از دولت روحانی، فرار به نیویورک است!

6- سعید جلیلی.

می شود از او در دولت قالیباف بعنوان مذاکره کننده استفاده کرد!، می شود او را وارد بازی کرد، ولی بخشی از سپاه پشت او نخواهد بود، اصلاح طلب ها هم پشت او نخواهند بود، قم پشت او خواهد بود، و در کل جزو آدم هایی است که درجه دوم در نظام هستند و برای ریاست جمهوری نمی شود به آنها اعتماد کرد، و مافیاهای فعال دیگری هم نخواهند گذاشت او وارد بازی شود و حتی نمی تواند رای جمع کند!، اما در شرایطی خاص نظام او را می تواند وارد بازی کند.

و چون او «بسیجی» است، اگر روش دوران احمدی نژاد را در مذاکره در پیش گیرد و در امور داخلی هم محدودیت ایجاد کند، تحریم ها ادامه خواهند داشت!، گلوبالیست ها هم از او خوششان نمی آید!، او هم خوراک کافی را به آنها خواهد داد!، بازی «سقوط رژیم» را بسیار عالی پیش خواهد برد با انتخاب این روش!

و اگر وارد بازی امتیاز دادن شود!، باز بازی مسخره تر خواهد شد، چون مخالفان نظام درخواهند یافت چنان دست رژیم خالی است که یکی از تندروترین های نظام، بازی خلع سلاح نظام را تایید و دارد اجرا می کند، و در نهایت اصلاح طلبان با همکاری گلوبالیست های جهانی یک «انقلاب رنگی» را بر علیه او پیاده سازی خواهد کرد با موفقیت کامل!، و رهبری هم آنقدر عقل دارد که او را وارد بازی نکند (البته فعلا!)

حالا می رسیم به بازی نامتعارف، اگر نظام خواسته باشد مشارکت را بالا ببرد و مثلا سیرکی انتخاباتاتی درست کند!

1- محمود احمدی نژاد.

نعجب نکنید، او تنها شانس رژیم است!

ولی بسیار مشکل دارد، او «گونگادین» رژیم است و جایی برای او نیست.

اما اگر ورق برگردد و او را وارد بازی کنند و تایید صلاحیت شود، می تواند حومه های شهر را بسیج کند (مهر شهری ها را، البته نه همه)، در روستاها آرای بالایی بیاورد (البته از بین کسانی که در انتخابات شرکت می کنند!)، ولی آبروی شورای نگهبان در گام اول خواهد رفت، آبروی رهبر در گام دوم می رود، چون چرا او را در دوره قبل رد و در این دوره تایید کرده اند؟!، پس شروع خوبی برای مخالفان سیستم خواهد بود!

در گام های بعدی او آیا همان احمدی نژاد سال 84 است، تا احمدی نژاد سال 99، او اکنون حرف های زیادی می زند!، اگر انتخاب شود!، کدام «شخصیت» را با خود به «سعدآباد» خواهد برد، احمدی نژاد 99 موجب درگیری داخلی و جنگ قدرت و در نهایت «شقه» شدن رژیم می شود، احمدی نژاد سال 84 هم همه را (مردم – جناح اصلاح طلب و اروپا و آمریکا) را بر علیه جمهوری اسلامی خواهد کرد!

اما!، آیا احمدی نژاد سومی هم وجود خواهد داشت؟!، احمدی نژادی «ترکیبی از 99 و 84″، یعنی پوپولیستی که حقوق ها را بالا برد، بنوعی با جهان مذاکره کند!، ولی خطوط قرمز نظام را هم حفظ کند!، و اصلاح طلبان را هم بریزد بیرون!، و در برابر آنها با رسانه های زنجیره ای شان دوام آورد!، و اصلاحات کمی را هم در مسائل اجتماعی برای آرام کردن جوانان «پیاده سازی» کند!، و در چنین شرایطی به «گوربی» اسلامی تبدیل نشود!، و با سپاهی ها و حراستی ها «سازش» کند برای کنترل روحانی های قم!، و بتواند بخشی از کادر وزارت اطلاعات رژیم را «پاکسازی» کند و مثلا جریان «بهاری» ها را جااندازی کند!، اگر اینگونه شود، در صورت مرگ خامنه ای این جریان، یعنی کت و شلواری های ساخته شدهِ سپاه می توانند همه قدرت را تصاحب کرده و بنوعی نظام اسلامی بدون روحانیون را رهبری کنند و نوعی اصلاحات را جااندازی کنند مانند حزب اردوغان در ترکیه!، و بتوانند سرکار بمانند!، یا همان جریان «حجتیه اسلامی» هستند که فعلا در حال «تقیه» کردن می باشند و منتظر هستند تا دوباره به قدرت برگردند!، اگر چنین باشد، سقوط نزدیک خواهد بود، و اگر روش اولی دست باشد، دیگر جمهوری اسلامی ای نخواهد ماند، چون در شرایط کنونی شروع اصلاحات مساوی است با سرنگون شدن!، البته نه بدست مردم!، بلکه بدست زمان و شرایط، که بخشی از شرایط هم وارد بازی شدن مردم بعد از شروع فضای باز خواهد بود و بازی های کف خیابانی ای مردمی را در ادامه شاهدش خواهیم بود!، یا چنان اصلاحاتی عمیق را شاهدش خواهیم بود که دیگر احتیاجی به وارد کردن مردم به کف خیابان نخواهیم داشت و مستقسم خودشان، خودشان را ساقط خواهند کرد! (البته ایدئولوژیشان را، و نه افراد را!)، و با حذف روش نظام!، بخشی از افراد نظام خواهند ماند!، این هم نوعی تغییر رژیم است!، و خواهد بود!

2- حسن خمینی (نوه امام).

کار ساده ای نخواهد بود در نبود رفسنجانی بتوان او را وارد بازی کرد!، او تنها نوه امام است ولی بسیار بی شعور از نظر سیاسی می باشد و وابسته به باند اصلاحات و رفسنجانی ها و مورد قبول مردم هم نیست! (شاید در بازارِ بالای شهر تهران و بخشی از دانشجویان و باند اصلاح طلب ها باشد)، ولی پس چرا او می تواند وارد بازی شود!

معامله رهبری خواهد بود با همه در درون نظام، یعنی در صورت موافقت با رهبر شدن مجتبی خامنه ای، حسن خمینی هم می تواند رئیس جمهور شود!، ولی جاانداختن چنین چیزی بدون اصلاحات درونی، ساده نخواهد بود!، چرا؟

چون تنها رئیس جمهور شدن که کافی نیست و باید با جهان مذاکره شود و باید در امورداخلی کارهایی انجام شود و اگر قرار باشد که راه فراری در پیش گرفته شود خامنه ای کنار خواهد رفت و مجتبی خواهد آمد و او اصلاحات را شروع خواهد کرد و حسن خمینی را جا خواهد انداخت ولی، با قم مشکل خواهد داشت!، با مردم هم همچنین و این اصلاحات «مصنوعی» در نهایت ممکن است از حسن خمینی، یالتسین اسلامی ای درست کند، و پس از آن همه باید منتظر ظهور پوتین اسلامی باشیم، البته در هشت سالی پر از هرج و مرج سیاسی در درون سیستم!، (فعلا چنین روشی را نمی شود تصور کرد!، اما فعلا!، شاید از ترس بازگشت «پهلویسم»، چنین روشی را هم جمهوری اسلامی در پیش گیرد!)

3- رئیس جمهور شدن یک زن.

این روش باید حتما دو مرحله ای باشد، یعنی اول یک «انقلاب رنگی یا درگیری داخلی بعد برای فرار از این درگیری ها چنین گزینه ای را رو کردن!، اما در یک مرحله هم می شود این روش را اجرا کرد، (فعلا از روش دو مرحله ای عبور می کنیم!).

در صورتی که برداشت شورای نگهبان از واژه «رجل» یا «رجال» سیاسی تغییر کند و آن را نه بعنوان مردها بلکه بعنوان شخصیتی سیاسی در نظر بگیرند!، در همین ابتدا ما شاهد یک خودزنی در درون سیستم خواهیم بود!

در مرحله بعدی کدام زن ها!، می شود زن های ضد زن زیادی را وارد بازی کرد از ابتکار تا «فاطی کماندوهای» بسیج و نادانی از جنس نمایندگان زن اصول گرا و اصلاح طلب درون مجلس و نظام!، اما بازی انتخابات را نمی توان با آنها گرم کرد!، پس باید جوری دیگر بازی کرد!

مثلا می شود فائزه رفسنجانی را وارد بازی کرد، البته سابقه قضایی او را هم باید ماست مالی کرد و بازی حذف این خانواده از سیاست در جمهوری اسلامی را هم باید کنار گذاشت و …، کار زیاد دارد، اما در نهایت اگر چنین شود، باز بدون اصلاحات درونی نمی شود چنین پروژه ای را پیاده سازی کرد و اگر اصلاحاتی شروع نشود از یک جایی به بعد کار برای جمهوری اسلامی خراب خواهد شد!، و در نهایت بعد از دو سال مردم از این پروژه هم «رم» خواهند نمود!

و اگر اصلاحات شروع شود، باید با حمایت گلوبال ها بر علیه جناح روسی باشد!، و اگر چنین شود بنوعی شاید اوکراین البته نه از نوع زمان «تیموشنکو» تکرار شود!، و کار بدجوری «بیخ»خواهد یافت!

و اگر با موافقت همه باشد!، کمی سناریوهای فیلم های «هندی» تکرار خواهد گشت!، و در نهایت، نهایت این پروژه هم می شود عبور از جمهوری اسلامی و جااندازی نوعی جمهوری سوسیالیستی – گلوبالیستی!

حالا اگر این پروژه را نسرین ستوده بازی کنند!، غیرقابل باور تر خواهد بود در روش یک مرحله ای ولی در روش دو مرحله ای باورپذیر خواهد بود!، در روش دو مرحله ای برای اینکه بعد از سقوط جمهوری اسلامی، «پهلویسم» و خاندان پهلوی در آینده ایران جایی نداشته باشند، سوسیالیست های (نا) ایرانی و ملی مذهبیون و بخشی از اصلاح طلبان با همکاری گلوبالیست ها و دموکرات های آمریکایی، چنین بازی ای را در پیش خواهند گرفت!

در روش یک مرحله ای باید نظام قصد خودکشی داشته باشد که چنین برگی را رو کند!، ولی معمولا رژیم های در حال سقوط دست به هر کاری می زنند برای بقای خود! (فعلا این روش در دستور کار نیست، فعلا!).

4- نظامی ای که هنوز بازنشسته نشده باشد و با یونیفرم وارد بازی انتخابات شود.

این روشی است که در پشت پرده بر روی آن دارند بحث می کنند!، شک نکنید!، اما بعد از انتخاب شدن بعنوان رئیس جمهور اگر با یونیفرم ظاهر شود در جلوی دوربین ها!، (که هنوز چنین اعتماد به نفسی در درون نظامی ها مشاهده نمی شود)، و اگر این روش پیاده شود، باید دید با جهان وارد مذاکره خواهند شد و یا بر ضد جهان بسیج خواهند شد! (این مورد مهمی است!) در هر دو صورت، باخت!، مگر با یونیفرم وارد و بعد از انتخاب شدن هم با یونیفرم در سرکار خود حاضر شود و بازی اصلاحات درونی را در کنار امتیاز دادن و یا ندادن خارجی، شروع کنند!

و باز هم ساده نخواهد بود و در نهایت دیگر جمهوری اسلامی ای وجود نخواهد داشت و دولتی نظامی از نوع ونزوئلای چاوز و یا دولتی مثل قذافی در لیبی و یا کارلوس در فیلیپین و … را شاهدش خواهیم بود، تاکنون تاریخ نشان داده است این روش در ایران نمی گیرد، مگر از نوع روش «رضا شاه»، باشد!، یعنی تغییر رژیم!

و در نهایت می رسیم به روش «سورپرایز»

1- سید محمد خاتمی.

این بابا را این بار جدی بگیرید!، چون گلوبالیست ها و داخلی ها بدشان نمی آید که او را وارد بازی کنند تا پروژه فریب سه را بنمایش درآورند!

و بعد از مرگ رهبر او را رهبر کنند و اصلاحاتی را از درون شروع و نظام را جا بی اندازند!، و فاتحه همه مخالفان سیستم را هم بخوانند!

از شهرک لندن تا بنیاد راکفلر و شورای روابط خارجی نیویرک و جورج سوروس و …، حامی این پروژه هستند!، اما بازی به همین سادگی نیست.

پوتین و جناح روسی و تاحدودی هم خامنه ای از این پروژه خوششان نمی آید، خامنه ای را در نهایت می شود موافق این پروژه کرد!، اما جناج روسی – سپاهی را نه!، و پوتین هم بدون معامله در سطح جهانی و رد و بدل کردن غنایم!، با آن موافقت نمی کند!

و تنها «سورپرایز » این دوره انتخابات می تواند همین باشد، بازگشت به قدرت دوباره خاتمی!، اما می شود رئیس جمهور سه دوره ای که دیگر «جمهوریت» وجود نخواهد داشت! در نظام «جمهوری اسلامی»، البته برای اینها این مهم نیست، هر چند که مهم است!

2- وارد کردن شخصی بی نام و نشان به بازی انتخابات.

اگر این روش پیاده سازی شود، آن شخص اصلاح طلب خواهد بود که با چراغ خاموش وارد بازی شده است، و کم کم سر و صدا خواهد کرد و مشکل درست می کند!، اگر این روش با اصولگرایان بازی شود!، جذابیتی نخواهد داشت برای نظام!، ولی با نظامی ای بی نام نشان چرا!

و اگر چنین شود (مانند زمان ورود احمدی نژاد در سال 84)، سیرک انتخاباتاتی ای درست خواهند کرد!، ولی این بار شاید بازی از کنترل خارج و درگیری ای خیابانی هم بوجود آید!، (فعلا در مورد این روش توضیح کافی است!، اگر شرایط به آن سمت برود می شود با جزئیات در مورد روش بازی توضیح داد!).

3- روشی که در نهایت انقلابی رنگی را در پی خواهد داشت.

برای پیاده سازی این روش به یک تقلب یا تقلب سازی رسانه ای احتیاج دارند تا مردم را وارد خیابان کنند و یا با اجرای روش «دوم» که در «بالا» توضیح! داده شد، سیرکی انتخاباتاتی درست کنند و بعد از آن در زمان تبلیغات این سیرک قبل از انتخابات، تنور را چنان داغ کنند تا درگیری ای درست شود و از دل آن انقلابی رنگی متولد شود! یا بعد از پایان انتخابات با ادعای تقلب، چنین انقلابی (جنبشی) را پیاده سازی کنند در خیابان!

اگر اصلاح طلبان با اروپا و آمریکای بایدن به توافقاتی رسیده باشند تا آن زمان!، اگر بتوانند در مذاکرات پشت پرده «موافقت طرف مقابل» را برای حذف رقیب بدست آورده باشند!، (برای همین هم گزینه سازمان سی آی ای «آن برنز!» است!، البته از نظر اصلاح طلبان!، می شود چنین بازی را پیاده سازی کرد با تئوری های سعید شیطان!)، اگر آن چهره بی نام و نشان را هم وارد بازی کنند و بعد «چراغش روشن» شود، بعد از تایید صلاحیت!، مثل خاتمی سال 76!، با پیاز داغی زیادتر!، شاید زیادتر از احمدی نژاد سال 84!، می شود چنین راهی را رفت!

و اگر نظامی ها چنین شخصی را وارد بازی کنند چراغ خاموش (البته نه لزوما با حمایت پوتین!)، و بعد او یک اصلاح طلب درآید،البته بر علیه اصلاح طلبان و اصولگرایان، باز هم می شود این بازی را پیش برد!، (البته این بازی سه مرحله ای می تواند باشد، اول درگیری- بعد بازی خیابانی و بعد ظهور «السیسی» ایرانی و جمع کردن ملاها و شروع دوره انتقالی!، یا ظهور یک نظامی کودتاگر حامی رژیم و شکست پروژه و تبدیل شدن آن از انقلابی رنگی به انقلابی مخملی! و یا جااندازی یک انقلاب رنگی و گرفتن بازی از اصلاح طلبان و سپردن آن به دولتی نظامی!، البته با این روش!)، و شاید هم کودتایی نافرجام بر علیه آن شخص گم نام اصلاح طلب!، و جااندازی انقلابی رنگی برعکس زمان موسوی و کروبی!

4- یک چهره دیگر با بازی ای دیگر.

(این روش، فعلا در دستور کار نیست، البته فعلا!، و اگر بازی به آن سمت برود در مورد آن توضیح داده خواهد شد!، البته اگر بازی تغییر کند جمهوری اسلامی مجبور خواهد بود روشی دیگر را پیاده کند، برای پیاده سازی این روش تقریبا وقت تمام شده است و نمی شود در 15 هفته بعدی چنین سناریویی را پیاده سازی موفق کرد، البته با روشی «شلخته! می شود آن را اجرا نمود!)

در پایان به این نتیجه می رسیم که حرف مانوک نازنین و عزیز در مصاحبه های سال 92 در «حرف آخر»، درست بود که «روحانی آخرین رئیس جمهور در نظام جمهوری اسلامی است»، چون در سال 1400 ممکن است جمهوری اسلامی کسانی که در «بالا» توضیح دادم را بیاورد و یا آن روش ها را پیاده سازی کند، ولی دیگر نظام جمهوری اسلامی در «فرم و روش» فعلی اش وجود نخواهد داشت!، و مجبور به پوست اندازی است و یا «سقط» شدن.

البته هر بار در زمان انتخابات چنین گفته می شود که این بار بار آخر است!، ولی باور کنید واقعا این بار، بار آخر خواهد بود!

چون نسل «پنجم» این انقلاب تقلبی که هرگز هم «جااندازی» نشده است، وارد بازی شده اند و رژیم به پایان فصل «پنجم» خود دارد می رسد، اگر نرسیده باشد!، و گام های بعدی سقوط است!، البته کمی بایدن و تیم او برای این جانورانِ حاکم بر ایران وقت خواهند خرید، اما نمی توانند جلوی سقوط را بگیرند و شاید در آن مشارکت هم کردند!

…………………………………………..

البته نخودی های زیادی را جمهوری اسلامی وارد بازی خواهد کرد و یا در مورد ورودشان به بازی اخباری را هر روز منتشر می کند تا مردم را سرگرم کند، از محسن رضایی تا پسر رفسنجانی و دیگران!، اما چهره های اصلی و روش بازی نود درصد همانی هست و خواهد بود که در بالا توضیح دادم!، ولی برای آن ده درصد «دیگر» هم باید شانسی در نظر گرفته شود و احتمالات را نمی شود کنار گذاشت.



دسته‌ها:آزاد اندیشگی

۱ پاسخ

  1. دست زحمتکشتان درد نکناد رفیق نازنین. نوش…

  2. تحلیل در مورد انتخابات به نظر من بسیار کهنه و بیمورد است .زیرا ما باید از اسلام و دین بگذریم که ۸۰ درصد به این ازادگی رسیدند ٬
    تنها یک قول بزرگ دیگر را که ترس و وحشت است باید بشکنیم .
    وقتی اشغالگران از ایران رفتند شما میتوانید اگاهی دهید .
    که لیست حدس یا تحلیل شما الوده به این نام های ننگین ادمکشان نباشد.
    به امید انروز که این جانوران کثیف و الوده و خونخوار و بچه خور اخوندای تازی گورشان را گم کنند .

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s