کلامی با دوستان جدید فیسبوکی

دوستان، مخصوصا دوستان تازه‌، لاکن به افواج، درخواست دوستی شان قبول شده، نوش… خیلی هایتان گویا از دیار آریانای خارق‌العاده زیبای محنت دوران دیده‌ی ایران بزرگمان هستید که متاسفانه امروزه بدجوری اسلامزده بنام افغانستان است.

در حالی که بزرگتر های من، که هربار استادشان خطاب می‌کنم به می قسم که قند در دل خودم آب می‌شود چرا که قدر وجود و فیض بی‌نهایت ارجمندشان را می‌دانم، شاید خود را در زندان ملاحظه و محذورات اسلاموفیل خود مجبور به خود سانسوری می‌یابند و چنان به نحو مزمنی یافته‌اند (حتما هم دلیل های محکم و منطقی برای چنان وضعیت دارند. بر منکرش لعنت!)، من یکی بر نسیه ادامه مایا به آن خرج شرط نمی‌بندم و نقد حاضر پاس حقیقت را فدایش نمی‌کنم تا پوزه ملاحظه بر پیاله‌ قلم بزنم…

کلام اینکه بعضی هایتان در پروفایل هایتان بسیار «مسلمان» و پیرو اسلام محمدی نمایان می‌کنید. اشکالی ندارد. به فرندی فیسبوکی‌تان پذیرفتم و چنانتان خواهم داشت.

لاجرم همین الان این بدانید که در زاویه عفونت ذهنی بخش بزرگی از بشریت مبتلا به «اسلام محمدی»، این قلم هیچ رودرواسی ندارد. و اگر دوست نداشتید، زت زیات.

همین الان بدانید که تا آنجایی که پیاله‌چی برایش مطرح است:

  • اگر هم شخصی بنام محمدِ به اصطلاح پیامبرِ چیزی به اشتباه عنوان «دین» گرفته اسلام وجود داشت، بی‌شک سرکرده‌ی دیوث یک گروه راهزن دزد قاتل تروریست بود.
  • او اگر وجود واقعی داشت، بی‌شک شخص پدوفیل جنایتکاری بود که دستور‌العملی برای تروریسم به نامش بعدا تدوین شد بنام قرآن، و طرز فکری لذا نهادینه گشت که سراپا کارکردش بر مبنای رعب، انتقام، تروریسم، و ضد جنسیت زن است.
  • محمدی اگر وجود داشت، شخصی بود که تعریف است با پسرعمویش علی همدیگر تنگ در بغل گرفته می‌خوابید و بعد وقتی پیش از فرارش از مکه ترس برش داشته بود که قرارست ترور بشود، به علی گفت برود وتنهایی در بسترشان بخوابد و اگر خبری شد بعد به او گزارش بدهد. یعنی جان علی کم اهمیت تر از کسب اطلاعات تاکتیکی مورد نیازش شد و در نتیجه و عمل علی و تجربه همه شب هایی که با هم داشتند شد به تخمش!
  • محمد اگر وجود داشت، گفته‌اند کسی بود که جوانی غلمان بنام زید بعنوان هدیه توسط زن پیر ثروتمندش خدیجه برایش خریده شده بود که او را از فرط علاقه‌ای که بدو پیداکرد آخرش روزی پسر خوانده خود نامید ولی بعدا عاطفه فدای کیرش کرد و با زن همان پسرخوانده عزیزتر از جانش آمیزش جنسی کرد و بعد سه سوت آیه‌ای هم به انزال آورد برای مشروعیت سازی‌اش و ایشان را به عقد دایمی‌اش درآورد!
  • محمد اگر وجود داشت، تعریف است که مرتکب عمل شنیع دخول به دختر بچه‌ای شش ساله به نام عایشه، که اتفاقا دختر یکی از یاران بسیار نزدیکش بود، شد و بعد به همسری برگزیدش تا تجاوزش را مدام کند….

همین. نوش…



دسته‌ها:نوش نگارش

برچسب‌ها:

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s