گلایه دارم دوستان نوشمند از این ماچه گودوخ که از مالیات ما شهروندان آمریکا در ارتزاق انگلی بوده.
او آخرش مُرد تا کلمه پهلوی یک بار از دهانش بیرون آمد، لاکن دریغا که در پی یک فضله موش (سیچان قارا) ژورنالیستی آمد و بدانگونه تلاش رذیلانه فهیمه نفهم خر خضر حیدری را برای تقلیل دادن آرمان پاشاهی خواهی و پهلویسم ایرانیان میهن پرست به یک «جریان» به نمایش گذاشت.
تفو بر آن کژرخ که بد جوری مرا یاد سیما ثابت انداخت. حقا که بعد از زلفعلی جوانمردی اکنون نوبت اردنگی خوردن این ماچه گودوخ رسیده است. ولی این را بداند که هرچقدر هم اونجایش را در سعی و تلاشش علیه پادشاهی خواهی و سونامی پهلویسم در ایران پاره کند، نسل شیک پاسارگادی به دنبال پهلویسم است و پس تنها «جریانی» که بهتر است رویش تمرکز داشته باشد آن جریان پندار های کژی ست که خوشی را از زندگیاش ربوده و برایش حتی حوصله باقی نگذاشته که شانهای به موهای نامرتب و ژولیدهاش بکشد، دقتی در آرایش وحشتناک صورتش بکند و اتویی به چروک های لباسش بزند. حتما اگر نزدیکش وایسید متوجه خواهید شد که به نحو آبروریزندهای هم بو میدهد!
شاهد ایستادهایم…
دستهها:نوش نگارش
تصورش را بکنید
این دفعه جدیه؟…
موشتباه وجود واقعی ندارد
دَدیت کیه، هورموز؟
بیان دیدگاه