عواقب یک جنگ پالایشگاهی چیست؟

Capture

دوستان، نوش… در پیاله به سطح باده در پیمایش، چنین مصور شد که شاید اکنون فاز جنگ پالایشگاهها شروع شده و میدانم که با «شاید» شاید دارم بی انصافی می‌کنم!…

حالا هرکه و هرگونه آنرا شروع کرده باشد فرقی نمیکند، گرچه آگاهان حمله برادران با موشک از جنوب عراق را یحتملتر میدانند تا حمله پهپادی انبوه حوثی ها از یمن، حال قلم می‌پرسد از هزینه هایش که بگذریم و به عواقبش نگاه کنیم، آیا یک جنگ پالایشگاهی که میتواند بالقوه ظرفیت پالایش صنعت نفت ایران را نابود کند، آخرش به نفع که خواهد بود؟

متاسفانه برای بعضی ها, یک عاقبتش لاکن محض و بلافاصله معلوم است, بدین ترتیب که حال مصور است که فاز نابود ساختن فیزیکی دکان نفتy آقایان کلید خورده تا آن امیدی که اگر تاکنون می‌بود بر اینکه بالاخره، قاچاقی یا هرجوری، نفتی چیزی فروخته خواهد شد و رژیم بقای خود را بخوری نمیری تامین خواهد کرد، از بین برود…

پس پریروز ها هم نوشته بودند نقل به مضمون که بله ایران تحت تحریم شاید نتواند خود نفتش را به راحتی بفروشد، ولی بازار فرایندهای پالایشی اش سکه است!!!

که هیچکس هم توجهی بدان نکرد، ولی از همه انظار به دور نماند…

واقع بینانه، استراتژیست های مطرح، حتما که منتظر ارتکاب اشتباه بزرگ تاکتیکی از سوی قاسم سلیمانی بوده اند، چرا که در تقابل با حریفی که بر اساس منطق خودش و بدون قید دست و پا گیرنده‌ و محدود کننده ایدئولوژی عمل می‌کند، و که در ضمن اصلا هم در مضیقه منابع و زور و پول نیست، اشتباه پس از اشتباه تنها چیزی است که بازیگران ایدئولوژیک در وضعیت آچمز بودن می‌کنند… و مزید بر علت، مخصوصا اگر هم از اولش هم یابو و بی‌تربیت و بی‌سواد تشریف داشته‌اند…

حالا رنود نیز خواهند گفت: ببینید، اینجوری مردمی را که نمیخوان از جا پاشن، چون بالاخره نفت و چیزای دیگه داره مینیمومی فروخته میشه و مثل کره شمالی با بخور و نمیری میشه تا برنده شدن دموکراتها در انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا دندان روی جگر گذاشت و پیش رفت، وادار به قیام می‌کنی…

در حالی که دهان رسمی آمریکا مو درآورده است بسکه مستقیما به مردم ایران گفته است که ما مثل کوه پشت سرتان هستیم و همه هم می‌دانند معاهده آر-تو-پی چیست، و مردم هم به صورت کلی و جمعی بیش از این از خود بروز نداده اند جز اینکه بله بر ملاتاریا و هفت جدشان لعنت و بد و بیسار ابدی نثار خواهند کرد، لاکن رفتن به شمال در تعطیلات و نوش تقطیرات یواشکی ملس است، که بیچاره ها تقصیر هم ندارند، پس به عنوان فاز بعدی برای وادار کردن اسدولاه که ویدئو گیمش را زمین بگذارد و برای براندازی به خیابان برود، اطمینان حاصل کردن قطع فیزیکی ارزاق مالی سیستم بسیار منطقی به نظر می‌رسد و دانش از بین رفتنش احتمال جنبش مردم را حتما بیشتر خواهد کرد و انشالاه نیازی به بروز هیچ سناریوی دیگری هم نیست بعد از آن!…

خوب، حالا ببینیم آیا آن بازار میعانات و فرآورده های پالایشی جان سالم از جنگ پالایشگاهی که به نظر می‌آید تیر اولش شلیک شده به در خواهد برد؟!…

پس ملاتاریا را دارند در آچمزشان وادار میکنند که درمان معیشت و ارتزاق امت را با تنها چیزی که برایشان باقی خواهند گذاشت بکنند: ریش و عبا و عمامه و حکایت هایشان. والسلام!! پس ببینیم مردم و امت تا کی با آن قناعت خواهند کرد!!!

لاکن واضح و مبرهن است نیز این وسط که در ضمن بعدا هر که هم کار باز سازی صنعت پالایش نفت ایران را به عهده گیرد، بالقوه منفعت بسیار زیادی خواهد برد، ولی انشالاه مدرنش بسازند و آخرش واقعا منفعتی برای مردم بیاورد…

والله خیرالرازقین!

نوش…

این نوشته در نوش نگارش ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s