به شی گفتم خواهشا دخالت نکن، اونم یاوری کرد – حضرت

نوش ناب و فر یزدان به جمالتان دوستان. با خرسندی ویژه چون گفتمانمان رصد شد، چیدمانی از سخنان امروز حضرت در کاخ سفید راجع به نکبت و ایران را بهانه کردم تا آخرش نشان دهم که چگونه، تقریبا کلمه به کلمه، حضرت شاهد حرفهایم در مورد وابستگی اقتصادی حیاتی کانادا به آمریکا شد و حتی رقمش را که به یاد نداشتم یادآوری کرد که در پست پیشینم خدمتتان عرض کردم. عالی!

ترجمه ای هم برایش تنظیم کردم:


  • خیلی‌ها اسمش را «جنگ» نمی‌گذارند. من می‌گویم «درگیری نظامی»، چون برای ما سیب‌ زمینی ریز است. چیز بزرگی نیست.
  • ما الان نمی‌جنگیم. هیچ جنگی در جریان نیست. داریم کلی نفت بیرون می‌کشیم، تنگه هرمز را کنترل می‌کنیم، و خیلی محکم کنترل می‌کنیم. به نقاطی اطراف تنگه هرمز ضربه زدیم. رادارشان را زدیم، همان‌طور که می‌دانید، خیلی خوب می‌دانید. چند هواپیما را زدیم، چند چیز دیگر را هم زدیم که قبلاً برای محافظت از تنگه هرمز استفاده می‌کردند، وقتی خودشان تنگه را خیلی محکم در اختیار داشتند. اما حالا ما کنترلش را داریم و داریم عبور می‌دهیم… دیشب کلی قایق عبور دادیم، کلی کشتی آمدند و هر روز هم دارند می‌آیند.
  • ممکن است بزودی کلنگ ‌گزلا را بزنیم، اگر چیزی در کلنگ ‌گزلا در جریان باشد… ولی به‌خاطر همه‌ی این چیزها، می‌دانید، ما الان در [فناوری] فضایی با اختلاف زیادی [از همه کشور ها] جلو هستیم.
  • ما تک‌ تک کسانی را که در کلنگ ‌گزلا حرکت می‌کنند می‌شناسیم. ما همه را می‌شناسیم، هرکسی را که در هر جای ایران حرکت کند. و اگر چیزی بد پیش برود، می‌زنیمشان. سخت می‌زنیمشان.
  • کاری که کرده‌ایم فوق‌العاده است. ونزوئلا را گرفتیم و عملاً ایران را هم گرفته‌ایم. حالا چند روز است که تیراندازی نبوده. قبل از ضربه‌ای که آن شب دیگر بهشان زدیم تا رادارشان رامحو کنیم، رادار خیلی پیشرفته‌ای داشتند. رادار [دیگری] آوردند، چون اون بار زدیمشان، حالا دو باره زدیمشان. الان دیگر هیچ فعالیتی نمی‌بینیم. فکر کنم از این که [هی رادار] نصب کنند و دوباره منفجر شود خسته شده‌اند. اما تنگه هرمز دارد کلی کشتی رد می‌کند. داریم کلی کشتی از آنجا بیرون می‌آوریم، کلی. کلی نفت از تنگه بیرون می‌آید. هیچ مینی وجود ندارد، اصلا. ما هیچ مینی [دیگر در آنجا] نداریم. می‌دانید چرا؟ همه‌ مین ‌ها را برداشتیم. چند تا مین داشتند، همه‌شان را با مین‌ روب‌ هایمان برداشتیم. [مین روبهایمان] می‌روند زیر آب. کسی نمی‌تواند ببیندشان. بهترینِ دنیا هستند. پس کارمان عالی است.
  • چین خیلی [همکار] بوده. به رئیس‌جمهور شی گفتم لطفا دخالت نکنید. رابطه‌ام با او خیلی خوب است و واقعا دخالت نکرده‌اند. دخالت چین خیلی کم است. چین می‌توانست کلی دخالت داشته باشد. ۵۰ درصد نفتشان از تنگه هرمز می‌آید. و راستی، همین حالا دارند خطوط لوله می‌سازند. جاده از طریق سوریه، که فوق‌العاده است، دارد ساخته می‌شود و در واقع باز است، و مردم با کامیون از سوریه رد می‌شوند، کامیون‌های عظیم پر از نفت. کلی جایگزین برای تنگه هرمز دارد درست می‌شود. تنگه هرمز دیگر آن چیزی که قبلا بود نیست. نکبت اگر به عقل نیاید، [یعنی] خیلی عاقل، که نمی‌دانم بتواند یا نه، نمی‌دانم اصلا قادر [به چنان چیزی] باشد، در نهایت می‌ماند با تنگه‌ هرمزی که دیگر چنان نیازی بهش نیست. الان در سراسر خاورمیانه دارند خط لوله می‌سازند، تا مجبور نباشند از تنگه هرمز رد شوند.
  • اگر با کانادا هیچ تجارتی نکنیم، اگر کل تجارت با کانادا را قطع کنیم، ۹۰ میلیارد دلار برای خودمان صرفه‌جویی می‌کنیم، کل تجارت با کانادا. فراموش نکنید، تقریبا تمام کاروبارشان با ایالات متحده است، و ما مقدار نسبتا کمی با آنها کار می‌کنیم. اما اگر نخواهیم، اگر بخواهیم سخت بازی کنیم، فقط بگوییم می‌خوای چکار بکنی؟ تجارتی با کانادا موقوف. اگر با کانادا هیچ تجارتی نکنیم، ۹۰ میلیارد دلار صرفه‌جویی می‌کنیم.
  • اگر نخواهیم با کانادا تجارت کنیم، سالی ۶۰ تا ۹۰ میلیارد دلار فقط با قطع تجارت با کانادا صرفه‌جویی می‌کنیم. آن وقت کانادا حسابی به دردسر می‌افتد. آنها… فکر نکنم اصلا [بتوانند] باقی بمانند، چون باز هم ۹۵ درصد کاروبارشان با ماست. پس اگر بگویم تجارت موقوف، یعنی ۹۵ درصد کسب‌وکارشان نابود می‌شود. نمی‌دانم بعدش چه خاکی به سرشان خواهند ریخت.



دسته‌ها:اخبار مَخبار!..., ترجمه

برچسب‌ها:,

بیان دیدگاه