جنگ نامتقارن با تعویض و ترفیع

Capture

دوستان،
نوش…

آقا باید به این آقای رهبر یا هر کس که متن آن حکم را نوشت و جعفری را فرستاد یه قل دو قل معنوی و فرهنگی بازی کند و سلامی را جایش گذاشت که منو یاد لبنیاتچی نبش کوچه خانه‌مان زمان بچگی هایم می‌اندازد، ایول گفت!…
چرا که این نوعی استثنائی و حساب شده از پولیتیک هایی است که با این فرمان جابجایی وارتقای درجه زده شد.

چجوری؟ اینجوری:

اولا این آقایان سردار در حلقه‌ی بالای سپاا که دور و بر رهبرند، جمعی هستند که در کمیت و کیفیت ذاتی، وجودی، و اقتدار، هدف و خواستن تداوم سیستم نابکار و اهریمنی شان همه یکی هستند و تعویض این یکی و ترفیع دیگری و این حرف ها جز شامورتی بازی و در جهت صحنه بازی و خدمت صوری نیست…

آخر وقتی همه‌شان در آن حلقه تاکنون بسان کفتار های یک گله رفتار و کردار داشته‌اند، چه معنی و توجیهی می توان داد به حکم ‹این اراذل رو وردار و اون اوباش رو جاش بزار› ؟!…

ثانیا، بعد از دیدار و مجادله پومپئو و سناتور رند پال دیگه آدم باید خیلی از پایین ترین و بی بصیرت ترین نمونه از آرایه و تیره های زیستی اشاکیل باشه که نبینه تیم ترامپ چماق را برداشته و قصد ندارد که با آن برود بیس بال بازی کند!

پس،آقا یا سیستمش، هم تصمیم گرفته که گر چه منفعل نشستن در برابر سیل و همه بدبختی های کشور اشکالی نداره، ولی باید یک کاری بعد از لیستی شدن سپاا می کرد.

در آن راستا یک نظر اجمالی به تاریخ نشان می دهد که کرکری خواندن و مانور نظامی با بادبادک و فرغون تو خرابه پشت کوچه و آب بازی توی حوض انجام دادن علیه آنانی که سنبه پرزوریشان اظهر من الشمس است دردی را دوا نمی کند، و طبق نظریه های پروفسور! حسن عباسی باید مطابق با جنگ نامتقارن و آسیمیتریک عمل کرد و ج.اس. از طریق سپاا دقیقا همان را عمریست که کرده.

اجازه دهید به یادتان بیاورم نیز که زمانی آقای «دکتر» حسن عباسی ملقب به دادزن! بدینگونه تکلیف نظام را روشن کرد: (نقل به مضمون) ما اسکول نیستیم برویم سلاح های گران و گنده و کشتی مشتی بخریم و راه بیاندازیم تا زارتی دشمن بیاید و آن را راحت بزند!.. صد البته که از بودجه دفاعی مان صرف سیاست های استراتژیک برون مرزی و خرید حمایت و یارگیری (بخوانید *******بازی و دیوث منشی و بمب در جاده گزاری و موشک پرانی و انتحاری سفارش دادن و این حرف ها!) می‌کنیم، و زیر لبی هم یواشکی گفت تا زمانی که به بمب اتمی دستیابی کنیم!…

حالا، تیم ترامپ شیردل زبل با با پیروی از تدبیر فول کُرت پرِس و اندختن نظام مقدس آقا در آچمز «فُور-اِچ» و تحریمات، و واداشتن بقیه دنیا به حمایت از سیاست تحریماتش، عملا شگرد آسیمتریک نظام در برونمرز را با بستن مجرای مالی و درآمدش از نفت و دیگر صادرات خنثی کرده.

و اکنون می‌بینیم در حالی که پوتین پریده است توی بغل بی‌بی و بشار مطیع و مظلوم نشسته است روی زانوی پوتین، آی چه خری هم که از اشاکیل و شساکیل در شامات داغ نشده!!!

خیمه بیت آقا دور و برش که محاصره شده هیچ، کفگیرش به ته دیگ خورده هیچ، (معضل سرو صدا درآوردن بیچارگان سیل زده را البته با وارد ساختن گردان های اجنبی برای ارعاب حل کردند…) راهش به تروریست بازی علیه اسرائیل و با آن گروگان گرفتن سیاسی-استرتژیکی آمریکا بسته شده هیچ، حالا دارد می‌بیند که زنگی مست با تیغ و چماغ در کف دارد دوان دوان می‌آید و می‌گوید نَنَوی س****م گَلیرَم !!!

خب، شما اگر علی آقا بودید و نه قادر بودید به هارت ترامپ پورت باجنبه بگویید و نه مثل آب مرداب راکد بنشینید چکار میکردید و چه میگفتید؟ … بالاخره نمیشود معطل نشست و چون کارت کرکری و فحش دادن هم بازی شده و نتیجه هم هیچوقت نمی‌دهد، همانا در پیروی از سیاست مقابله نامتقارن در ادامه نبردی که مدتیست بین کابینه ترامپ و نظام ج.اس. در جریان بوده، جناب رهبر بعد از تبیین و توضیح محکم رند پال به پومپئو که به شما اجازه نداده‌ایم و ندارید که به جنگ با ایران بروید، معطل نکرده و با انتشار این حکم ارتقا و تعویض، در حقیقت، سیگنالی مذبوحانه به بخش نه چندان قلیل ضد ترامپ موجود در کنگره و سنای آمریکا فرستاده با امید به کسب شفقت و مداخله و ممانعتشان علیه ترامپ، بدین مضمون که (که اتفاقا با سیاست صبر کنیم تا ترامپ دوسال دیگر از کاخ سفید رانده شود و دمکراتها برگردند به سفره غنائم، بسیار جور و هماهنگ است!) بابا، جماعت، به جان خودتان، عباسی نورچشممان را کفن کنیم، ما ها تروریست نیستیم به امام حسین!!
اصلا ما اهل «تقویت گوهر درونی» و » تکامل» و «اعتلای فرهنگی» و معنویات و اینا هستیم …و تازه جنگیدن با شما را لفظی به ولّاه منظورمان همان «جنگ نرم» بوده بابا! نرم!!! … چرا انقدر جدی میگیرین؟!…

پس اینگونه، این ترفیع و تعویض بازی های آقا را، که نمی‌خواهد خدای نکرده کارش به تعویض زیرشلواری‌ خودش و دودمانش بکش، نمی‌توانم بیش از نمونه ای از یک اقدام جنگ نامتقارنی ببینم و مطلقا در جهت راست و ریست کردن تاکتیکی سپاا نیست.

ولی باید به این علی آقای خامنه‌ای که زمانی خودش هم پیپ می‌کشید و سه تار هم می‌گویند می‌زد، و بشنوید از من که حتما هم به وقت و اوقاتش چنان که افتد و دانی به خمره و نوش و بعد به استغفار و توبه‌اش رفته، به این آقا باید گفت که با این عمل آسیمتریک خیلی زحمت کشیدند، قبول، لاکن جان مادرشان و مجتبی، بصیرت داشته باشند و واقع بینی برگزینند؛ تنها راه بیرون شدنشان از هچلی که تویش هستند در حالیکه خودشان هم می‌دانند ترامپ دوباره برنده خواهد شد، استعفای حکومتشان و واگذاری قدرت به حکومت انتقالی برای تدوین قانون اساسی آینده ایران سکولار دموکرات است که با اسرائیل هیچ اشکالی ندارد…

اگر چنان کنند، احتمال هم زنده ماندن خودشان و خانواده شان، و هم بقا و یکپارچه ماندن ایران، بیشترین است.

بالاخره من کافر هم میدانم الله همیشه بر مکر‌الماکرین تاکید نکرده و صحبت یحب العاقلین ودبر المدبرین را هم باید جست!

باشد بخدا (به-خود-آ)، پندی که در پیاله هست، به نیوش عقول و تامل صالحین آید…

نوش…

این نوشته در نوش نگارش ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s